به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر در طی سالها و دهههای اخیر، دولت های اروپایی با استفاده از اهرمهای مختلفِ قدرت نرم سعی داشتهاند این گزاره را به یک باور عمیق در ذهن افکار عمومی بینالمللی تبدیل کنند که مردمِ اروپا، از همه نظر، بهترین شرایط زندگی را در دنیا تجربه می کنند و درست به همین دلیل، اروپا را بایستی مدینه فاضله بشریت درنظر گرفت!
در این راستا، برخی غربپرستان بارها و بارها روی این گزاره مانور داده اند که مثلا وقتی یک ایرانی به کشوری اروپایی مهاجرت می کند، می تواند با حقوق یک ماه خود، انبوهی از کالاها و اجناس را بخرد و سطح بالایی از رفاه و ثروت را تجربه کند. با این حال، گاه و بیگاه شاهد وقوع رخدادهایی هستیم که اثبات می کنند این قبیل روایتسازی ها تا چه اندزه دروغین و غلط هستند.
در جدیدترین مورد، اکنون شاهدیم که اعتراضات مردمی در طیف گسترده ای از کشورهای اروپایی در اعتراض به گرانی و افزایش قیمت سوخت، اوج گرفته است. جالب اینکه اخیرا یکی از نمایندگان اعتراضات دانشآموزی در فرانسه در مصاحبه ای به این موضوع اشاره کرده که بسیاری از دانش آموزان فرانسوی با فقر دست و پنجه نرم می کنند و البته که زیرساختهای آموزشی در فرانسه نیز به دلیل عدم تحصیص بودجه، ضعف فزاینده ای را تجربه می کنند. اکنون افکار عمومی در اروپا صریحا فریاد میزنند که درآمد آن ها کفاف زندگیشان را نمی دهد و با مشکلات عدیده ای رو به رو هستند.
در این نقطه باید از غربپرستان پرسید چطور خودِ مردم اروپا در اعتراض به وضعیت خود به خیابان ها می ریزند و مشکلات اقتصادی را محور اصلی مشکلات خود می دانند اما افرادی که بعضا به این کشورها مهاجرت می کنند، ادعای رفاه مطلق دارند؟ چطور است که رئیس جمهور فرانسه، صدراعظم آلمان و بسیاری از دیگر مقامهای اروپایی، صراحتا جلوی دوربینهای تلویزیونی حاضر می شوند و اقرار می کنند که هزینههای زندگی در کشورهایشان رو به صعود گذاشته و قابل قبول نیست و زندگی را برای مردم سخت کرده، اما آنهایی که به دنبال مدینهفاضلهنمایی از اروپا هستند، هرکاری میکنند تا این واقعیت ها را لاپوشانی کنند؟
جالب اینکه همین حالا بسیاری از تحلیلگران در جهان به این گزاره اشاره دارند که دوران موقعیت خوب اقتصادی اروپا در دنیا به پایان رسیده و مهاجرت به کشورهای اروپایی، می تواند وضعیت اقتصادی زندگی افراد را به مراتب بدتر از قبل کند.
حال اینکه عده ای هنوز سعی دارند روایت های نخنمای پیشین خود را مورد تاکید قرار دهند، جای تامل دارد. البته این موضوع نیز واضح است که هرچه به جلو حرکت کنیم، تناقض و فاصله میان روایتهای ادعایی در مورد غرب و به طور خاص اقتصادهای اروپایی با واقعیت های عینی آن ها، بیش از پیش جلوی چشم جهانیان قرار خواهد گرفت. موضوعی که خود یکی جلوه عینی از تغییر کریدورهای قدرت در جهانِ امروز است.





دیدگاهتان را بنویسید