سینمای کودک و نوجوان، بیش از آنکه عرصهای برای رنگ، موسیقی و سرگرمی باشد، جهانی برای بازشناسی عواطف، تجربه ترسها و فهم تدریجی مناسبات انسانی است.
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر تلاشی که اهمیت آن را باید در نسبتی جستوجو کرد که فیلم با جهان ذهنی مخاطب خردسال برقرار میکند. داستان سعید و ستاره، خواهر و برادری که در غیاب والدین با موقعیتی تهدیدآمیز مواجه میشوند، بر بستری از اضطراب و نیاز عاطفی شکل میگیرد. ورود دزدان به خانه و گروگان گرفته شدن سعید، تعلیقی بیرونی میآفریند؛ اما زیر پوست این حادثه، مسئلهای درونیتر جریان دارد: احساس نادیده گرفته شدن کودکان و رنج ناشی از کمبود توجه والدین. از این منظر، خانه صرفاً مکانی برای وقوع حادثه نیست؛
به فضایی بدل میشود که امنیت روانی در آن، در غیاب ارتباط عاطفی کافی، شکننده به نظر میرسد. اهمیت روانشناختی چنین مضمونی در آن است که کودک، برخلاف بزرگسال، همیشه توانایی صورتبندی دقیق احساساتش را ندارد. گاه ترس، خشم یا اندوه او در قالب رفتارهایی ساده بروز میکند. سینمای کودک، اگر این ظرافت را دریابد، میتواند به زبانی برای بیان احساساتی تبدیل شود که در زندگی روزمره کمتر شنیده میشوند.
بااینحال، پرداختن به کمتوجهی والدین زمانی اثرگذار خواهد بود که فیلم از طرح مسئله فراتر برود و پیچیدگی رابطه میان نیاز کودک، محدودیتهای بزرگسالان و امکان ترمیم عاطفی را نیز به رسمیت بشناسد. در این میان، بامبولک بهمثابه قهرمانی عروسکی، کارکردی فراتر از یک عنصر فانتزی دارد. عروسک در جهان کودک، واسطهای امن برای مواجهه با موقعیتهای دشوار است؛ موجودی میان واقعیت و خیال که میتواند ترس را قابلتحملتر و مسئله را فهمپذیرتر کند. بازگشت عروسک در کنار بازیگران واقعی و تصاویر رایانهای، فرصتی برای ایجاد پیوند میان تجربه ملموس و تخیل فراهم میآورد.
البته این ترکیب زمانی به زبان سینما بدل میشود که جلوههای بصری در خدمت روایت باشند، نه آنکه جای خالی شخصیتپردازی را پر کنند. تأکید کارگردان بر قصهپردازی منسجمتر، نشانهای امیدوارکننده برای سینمای کودک است؛ سینمایی که نباید مخاطب خردسال را تنها با موسیقی و جذابیتهای دیداری سرگرم کند. کودک نیز حق دارد با شخصیتهایی چندوجهی، تعلیقی معنادار و روایتی مواجه شود که هوش و حساسیت عاطفی او را جدی میگیرد.
بااینهمه، استفاده از موقعیت گروگانگیری و تهدید، مسئولیتی مضاعف بر دوش فیلم میگذارد: ایجاد هیجان بدون هراسافکنی و گشودن راهی برای بازیابی امنیت. در نهایت، اهمیت «بامبولک» را باید در همین امکان جستوجو کرد؛ اینکه سینمای کودک بتواند از دل ماجراجویی، به پرسشی انسانی برسد: کودکی که برای دیده شدن به قهرمانی خیالی پناه میبرد، در جهان واقعی تا چه اندازه شنیده میشود؟





دیدگاهتان را بنویسید