ابلاغ دستورالعمل اجرای زیستبوم جدید برنامه درسی برای دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، اعلام رسمی عبور از عصر «کتابمحوری» و ورود به عصر «برنامهمحوری» است. این تحول با هدف تحقق سند تحول بنیادین تدوین شده و در مرحله نخست، با اجرای الگوسازی در ۲۰۰ مدرسه منتخب، میخواهد مدل جدیدی از تربیت دانشآموز را در مدارس ایران تعریف کند.
تغییر از آموزش سنتی به زیستبوم یادگیری
به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری سپاهان خبر در نظامهای آموزشی سنتی، مدرسه تنها مکانی برای انتقال دانش از طریق کتابهای درسی بود؛ اما زیستبوم جدید، مدرسه را به یک محیط پویا تبدیل میکند که در آن یادگیری، فرآیندی زنده و متناسب با محیط است. این طرح بر سه رکن اساسی استوار است: نخست، «راهنمای عمل برنامه درسی مدرسهای» که انتظارات ملی را برای هر پایه مشخص میکند؛ دوم، «بستههای تربیت و یادگیری» که مجموعهای از منابع نوشتاری و غیرنوشتاری را در اختیار مدرسه قرار میدهد؛ و سوم، «نظام پشتیبانی علمی» که هدف آن توانمندسازی معلمان و اصلاح مستمر برنامههاست.
در واقع، این مدل قصد دارد دانشآموز را از یک مصرفکننده صرفِ مطالب کتاب، به یک کنشگر در محیط یادگیری تبدیل کند. در این دیدگاه، مدرسه دیگر یک ساختمان برای خواندن کتاب نیست، بلکه یک زیستبوم است که در آن یادگیری از طریق تجربه، فعالیت و تعامل با محیط رخ میدهد.
تمرکززدایی و قدرتسپاری به مدارس
یکی از برجستهترین ویژگیهای این تحول، تغییر در ساختار قدرت آموزشی است. در مدلهای قدیمی، تصمیمات آموزشی به صورت متمرکز و از بالا به پایین اتخاذ میشد، اما در زیستبوم جدید، مدارس، مناطق و استانها نقش حرفهای و تصمیمگیرنده پیدا کردهاند. مدیر مدرسه و معلمان موظفاند با نگاهی بومی، تقویم سالانه و بستههای یادگیری را متناسب با فرهنگ، امکانات و نیازهای دانشآموزان خود تنظیم کنند.
این تمرکززدایی در چهار سطح ستاد، استان، منطقه و مدرسه طراحی شده است. از شورای راهبری با ریاست وزیر در سطح ستاد برای سیاستگذاری کلان گرفته تا شورای علمی در داخل هر مدرسه که کانون اصلی تصمیمگیریهای تخصصی خواهد بود. این ساختار به مدرسه اجازه میدهد تا به جای اجرای کورکورانه دستورات، «محلیسازی» آموزشی را تجربه کند و برنامهها را با نیازهای واقعی جامعه پیرامون خود انطباق دهد.
فرصتها و چالشهای مسیر
دکتر مریم رشیدی، کارشناس علوم تربیتی و متخصص در طراحی برنامههای درسی، معتقد است که حرکت از کتابمحوری به برنامهمحوری، یکی از ضروریترین نیازهای نظام آموزشی مدرن است. وی میگوید اگر بخواهیم دانشآموزی تربیت کنیم که در قرن بیست و یکم توانمند باشد، نباید او را در حصار مطالب ثابت کتابها حبس کنیم. به نظر وی، این مدل به معلمان اجازه میدهد تا از نقش «انتقالدهنده اطلاعات» به نقش «طراح تجربه یادگیری» تغییر جایگاه دهند، اما تأکید میکند که این تحول مستلزم تغییر بنیادین در نظام تربیت معلم و تغییر نگرش مدیران است.
از سوی دیگر، دکتر سیاوش نیا، تحلیلگر سیاستهای آموزشی، با نگاهی واقعبینانه به چالشهای اجرایی اشاره میکند. وی میگوید اگرچه افزایش اختیارات مدارس برای جلوگیری از یکسانسازی بیروح آموزشی بسیار ارزشمند است، اما رعایت استانداردها و جلوگیری از شکاف آموزشی میان مدارس غنی و مناطق محروم، یکی از حساسترین چالشهای این طرح خواهد بود. او تأکید میکند که نظارت باید از حالت «کنترل اداری» به سمت «پشتیبانی علمی» حرکت کند تا مدارس بتوانند با اطمینان از خطاهای خود درس بگیرند.
گذار از فرهنگ تنبیه به فرهنگ اصلاح
در بخش دیگری از این دستورالعمل، نگاه به نظارت و پایش تغییر کرده است. در الگوی جدید، هدف از نظارت، کنترل انطباق شکلی و اداری نیست، بلکه هدف، پایش مستمر برای شناسایی چالشها و ارائه راهکار است. این یعنی گزارش صادقانه یک مدرسه از مشکلات خود، نباید منجر به برخورد تنبیهی شود، بلکه باید مبنایی برای شناسایی مسائل و ارائه راهکارهای اصلاحی قرار گیرد. این تغییر نگرش، محیطی امن برای خلاقیت معلمان و مدیران فراهم میکند تا بدون ترس از جریمههای اداری، به دنبال بهبود مستمر باشند.
آمادگی برای بحران و استمرار آموزش در شرایط اضطراری
یکی از ابعاد پیشبینینشده و مهم این طرح، تمرکز بر تابآوری آموزشی است. در دستورالعمل جدید، تأکید شده است که استانها و مناطق باید برای تداوم فرایند تعلیم و تربیت در شرایط اضطراری، از جمله تعطیلی موقت مدارس یا آموزشهای غیرحضوری، برنامهریزی دقیق داشته باشند.
این یعنی مدارس باید با استفاده از کلاسها و محیطهای مجازی، ارتباط مستمر معلم و دانشآموز را حفظ کرده و دسترسی به محتوای آموزشی را حتی در شرایط بحرانی تضمین کنند. سال نخست مرحلهای برای یادگیری و اصلاح سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ قرار است نخستین سال استقرار این زیستبوم باشد، اما این سال نباید به عنوان سال اجرای کامل و بینقص دیده شود؛ بلکه این دوره، مرحلهای برای الگوسازی، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و یادگیری از تجربیات مدارس منتخب است. هدف نهایی، استفاده از این تجربه برای اصلاح و تکمیل شیوههای اجرا و پشتیبانی در سالهای آینده است تا در نهایت، تحولی واقعی و پایدار در ساختار آموزش و پرورش کشور ایجاد شود.





دیدگاهتان را بنویسید