برخی داستانها از دل ترسها، صدای بم جنگندهها و اشکهای بیصدای مادران بیرون میآیند. داستان بلند، اصفهان فروردین هزار و چهارصد و پنج، یکی از همین روایتهای تکاندهنده است که به تازگی توسط نشر فصل هفتم اصفهان به چاپ رسیده است. این کتاب سفری است به حافظه جمعی شهری که در تلاطم سالهای جنگ و صلح، تکههایی از روح خود را گم کرده است.
جنگی که رهای نویسنده نکرد
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر الهام شهیدان، روزنامهنگار پیشکسوت در این اثر روایتگر زندگی یحیی و خانوادهاش در بازهای چنددهه است. او اما نقطه تمرکز داستان را بر فروردین سال ۱۴۰۵ و دوران سخت جنگ رمضان قرار داده است. شهیدان درباره خلق این اثر، از لحظاتی میگوید که کلمات با صدای جنگندهها در آسمان اصفهان همراه شده بودند. او با لمس نزدیک فاجعه حمله به توپخانه اصفهان و تماشای مویههای مادران سربازان شهید، به این باور رسید که نوشتن تنها راه رهایی اوست. گویی این کتاب، واکنشی است به آن دردهای عمیقی که هرگز با کلمات ساده قابل وصف نیستند.
تلاقی تاریخ معاصر و فرهنگ اصیل شهر
داستان این کتاب از دهه شصت آغاز میشود و به آرامی مخاطب را با تاریخ معاصر اصفهان آشنا میکند. اما نویسنده با ظرافتی خاص، خردهداستانهایی از چهرههای آشنا، محیطهای دانشگاهی و روایتهای مادی زیبای شهر اصفهان را در تار و پود داستان بافته است. حضور نامهایی چون محمدرحیم اخوت و فضای دانشگاه اصفهان، به اثر رنگی از واقعگرایی بخشیده و آن را به آینهای تبدیل کرده که هر اصفهانی در آن تکهای از خاطرات خود را میبیند.
رازهای دفن شده در آلبومهای خانوادگی
یکی از تکاندهندهترین بخشهای کتاب که با طرحهای هنری لیلیا صادقی همراه شده، به موضوع فقدان و گمشدگان میپردازد. نویسنده با جملاتی شاعرانه و در عین حال تلخ، از کسانی میگوید که روزی رفتهاند و دیگر بازنگشتند؛ کسانی که عکسهایشان از آلبومها قیچی شده اما نامشان همچنان مانند گلدرشتی در دل خاطرهها جوشیده و همه را معذب میکند. این بخش از کتاب، به زیبایی و در عین حال با دردی عمیق، مفهوم غیاب و جای خالی عزیزان را در خانههای ایرانی به تصویر میکشد.
نمادپردازی خون و عدالت
در پیشگفتار کتاب، با روایتی نمادین به داستان حضرت یحیی علیه السلام اشاره شده است؛ خونی که حتی پس از سالها از میان خاک بیرون میآمد و در حال جوشش بود تا روزی که عدالت برقرار شود. این استعاره عمیق، در واقع کلید درک کل داستان است؛ اشاره به این حقیقت که خون شهیدان و دردهای مردمی هرگز فراموش نمیشوند و حقیقت، حتی اگر زیر تلی از خاک دفن شود، روزی راه خود را به سوی سطح زمین پیدا میکند.
الهام شهیدان که پیش از این با آثاری چون روایت عروسی اجنه، سنگ سرد و راز کوچههای آجری مخاطبان را با خود همراه کرده بود، در این اثر جدید توانسته است پیوندی عمیق میان تاریخ، شهر و انسان برقرار کند. اصفهان، فروردین هزار و چهارصد و پنج، مرثیهای است برای گمگشتگان و ستایشی برای صبوری مادرانی است که در سایه جنگ، فرزندانشان را به خاک سپردند.





دیدگاهتان را بنویسید