تصور کنید شبی که قرار بود زیباترین خاطره زندگی باشد، به بدترین کابوس تبدیل شود. صدای خنده و موسیقی در یک عروسی باشکوه، ناگهان جای خود را به جیغهای وحشت و سکوتی مرگبار میدهد. یک لیوان نوشیدنی تقلبی، مرز میان شادی و فاجعه است. سریال کوری دقیقاً از همین نقطه شروع میشود؛ جایی که متانول نه تنها چشمها را میگیرد، بلکه پرده از چهرههای واقعی آدمها برمیدارد.
این سریال با جسارت به سراغ موضوعی رفته است که در سالهای اخیر قربانیان زیادی در جامعه ما داشته است: مسمومیتهای جمعی ناشی از الکل و داروهای تقلبی.
-از یک جشن تا فروپاشی زندگیها
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر محور اصلی سریال بر پایه یک حادثه واقعی و تکانآور بنا شده است. شروع داستان با یک مراسم عروسی است که در آن مصرف الکل تقلبی منجر به مرگ و نابینایی دهها نفر میشود. این فاجعه، زندگی شخصیتهای مختلف را به هم گره میزند. ما با بازپرسی با بازی امیر جعفری روبرو هستیم که سعی میکند در میان تودهای از دروغها، حقیقت را پیدا کند. اما نکته ظریف سریال اینجاست که کوری فقط درباره پیدا کردن مقصر نیست؛ بلکه درباره این است که چگونه یک حادثه اجتماعی، لایههای پنهان فساد، نفوذ و روابط پشتپرده را آشکار میکند. سریال به ما نشان میدهد که در دنیایی که ثروت و قدرت حرف اول را میزند، تعریف عدالت برای هر کسی متفاوت است و برخی هرگز نباید چهره واقعی خود را نشان دهند.
-نقاط قوت؛ تعلیق هوشمندانه و واقعگرایی تلخ
کارگردان با استفاده از یک ساختار چندلایه، اجازه نمیدهد مخاطب به راحتی به جواب برسد. استفاده از بازیگران توانمندی چون مریلا زارعی و امیر جعفری باعث شده تا درامهای انسانی در سریال باورپذیرتر شوند. همچنین، پیوند زدن یک موضوع جنایی به یک مسئله اجتماعی ملموس، سریال را از کلیشههای تکراری نمایش خانگی دور کرده است. کوری با جسارت به ما میگوید که مسمومیت با متانول فقط یک خبر در روزنامهها نیست، بلکه فروپاشی یک خانواده است، از دست رفتن آینده یک جوان است و تبدیل شدن به سایهای از انسان در دنیای تاریک.
-نقاط ضعف؛ تکرار الگوها و ضعف در شخصیتپردازی
اما هیچ اثری بدون نقص نیست. یکی از انتقاداتی که به کوری وارد میشود، شباهت زیاد آن به جهانبینی آثار کاظم دانشی است. گاهی احساس میشود سریال به جای اینکه صدای مستقل خودش را پیدا کند، تکرار همان الگوهای آشنای فساد و قدرت است. در برخی قسمتها، تلاش برای ایجاد غافلگیریهای ناگهانی، باعث شده تا عمق شخصیتها فدای تعلیق شود. یعنی ما بیشتر با معما همراه میشویم تا با آدمها. همچنین برخی منتقدان معتقدند دکوپاژ و میزانسنهای سریال در بعضی صحنهها بیش از حد ساده است و حس تئاتر را به بیننده منتقل میکند که این موضوع از جذابیت بصری اثر میکاهد.
-بازتابی از واقعیتهای جامعه
آنچه کوری را برای مخاطب ایرانی دلهرهآور میکند، نزدیکی آن به واقعیت است. بحث مشروبات و داروهای تقلبی در جامعه ما، یک زخم باز است که هر سال قربانیان جدیدی میگیرد. سریال با نمایش عواقب جسمی و روانی این اتفاقات، در واقع یک هشدار جدی است. استعاره کوری در اینجا فقط به معنای نابینایی جسمی نیست؛ بلکه اشاره به کوری اخلاقی است. کوریِ کسانی که برای سود بیشتر، جان انسانها را به خطر میاندازند و کوری کسانی که با قدرت خود، حقیقت را میپوشانند. سریال ما را به این فکر میاندازد که شاید ما هم در برابر بسیاری از حقیقتهای تلخ جامعه، کور شدهایم.
سریال کوری با اینکه در برخی نقاط دچار لغزشهای روایی میشود، اما به دلیل جسارت در انتخاب موضوع و توانایی در ایجاد درگیری عاطفی، تماشای آن را ضروری میکند. این اثر ما را با این حقیقت تلخ روبرو میکند که در زنجیره ارزش قدرت، قربانیان همیشه کسانی هستند که هیچکس صدایشان را نمیشنود.
کوری تلاشی است برای دیدن نادیدهها در دنیای تاریک رسالت و عدالت. اگر به دنبال اثری هستید که شما را به فکر وا دارد و در عین حال شما را در تعلیق نگه دارد، این سریال یکی از گزینههای جدی برای تماشا در روزهای جمعه است.








دیدگاهتان را بنویسید