×
×
آخرین اخبار

نقد فیلم «مرغ»، استعاره‌ای تکان‌دهنده از مهاجرت در لنز جرج پالفی

  • کد نوشته: 58102
  • ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۳ ب٫ظ
  • ۰
  • فیلم «مرغ» ساخته جرج پالفی، با استفاده از روایتِ یک مرغ به‌عنوان نمادی از مهاجران، بحران‌های انسانی را به شکلی جسورانه و غیرمتعارف به تصویر می‌کشد. هرچند اثر در بخش پرداخت داستانیِ انسان‌ها دچار ضعف است، اما قدرت بصری و نگاه شاعرانه کارگردان، آن را به تجربه‌ای تأمل‌برانگیز تبدیل کرده است.
    نقد فیلم «مرغ»، استعاره‌ای تکان‌دهنده از مهاجرت در لنز جرج پالفی
  • در سینمایی که سال‌هاست بحران مهاجرت را از دریچه دوربین‌های خبری و درام‌های انسانی روایت می‌کند، فیلم «مرغ» (Hen) ساخته جرج پالفی، کارگردان مجارستانی، تصمیم گرفته این بار از زاویه دید یک مرغ به این تراژدی نگاه کند؛ و دقیقاً همین جسارتِ پوچ‌نماست که آن را به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سال ۲۰۲۵ تبدیل کرده است.

    به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر فیلم با نمای بسته‌ای از یک مرغ در قفس‌های صنعتی آغاز می‌شود که برای تخم گذاشتن تقلا می‌کند. جوجه‌ای سیاه‌رنگ در میان انبوه جوجه‌های زرد متولد می‌شود و خیلی زود می‌فهمد که سرنوشتش چیزی جز سوپ شدن نیست. اما این مرغ تسلیم نمی‌شود؛ از کامیون حمل دام فرار می‌کند، از چنگ روباه می‌گریزد، از اتوبانی شلوغ جان سالم به در می‌برد و سرانجام سر از رستورانی در حال زوال در سواحل یونان درمی‌آورد که در آن خانواده‌ای درگیر قاچاق انسان هستند.

    «مرغ» فیلمی است که هم تحسین‌برانگیز است و هم آزاردهنده و دقیقاً همین تنشِ درونی است که آن را به اثری تبدیل می‌کند که درباره‌اش فکر می‌کنید، حتی اگر با آن موافق نباشید. انتخاب مرغ به عنوان راوی، فراتر از یک ترفند صرف است. مرغ در این فیلم آینه‌ای است که انسان را در برابر خودش قرار می‌دهد: او موجودی است که «ارزش» بدنش، باروری‌اش و فرزندانش همه در خدمت نظام تولید تعریف می‌شود و همین او را به استعاره‌ای دقیق از کارگر مازاد و مهاجر بی‌حق تبدیل می‌کند. فیلمبرداری در سطح چشم پرنده و قاب‌بندی‌های نزدیک، شکنندگی وحشتناکی به مرغ می‌دهد و بیننده را وادار می‌کند جهان را از زاویه‌ای ببیند که هرگز به آن عادت نداریم. صحنه‌های کمدی بصری — مانند فرار از دست روباه یا تعامل با کبوترها — به شدت خنده‌دار و دقیق هستند و موسیقی فولک‌وار فیلم که با ظرافت با تصاویر هماهنگ می‌شود، لحنی از افسانه‌های عامیانه به اثر می‌دهد. جایی که «مرغ» واقعاً موفق است، بخش‌های مربوط به خود مرغ است: او نه انسان‌نما می‌شود و نه به کاریکاتور تبدیل؛ فقط یک مرغ است که فقط یک چیز می‌خواهد: زنده ماندن و مادر شدن.

    فیلم در نیمه دوم، داستان قاچاق انسان را به شکلی خام و ناگهانی به روایت اضافه می‌کند و اینجاست که تعادل فیلم به هم می‌ریزد. مشکل این نیست که فیلم به موضوعات جدی می‌پردازد؛ مشکل این است که موضوعات انسانی فیلم بسیار کم‌عمق پرداخت شده‌اند و به جای آنکه با روایت مرغ هم‌بافته شوند، به شکلی تصادفی و روایت‌نشده در پس‌زمینه رها می‌شوند.

    پالفی که پیش‌تر با فیلم‌های تجربی و کمدی‌های سیاه مانند «تاکسیدرمی» شناخته می‌شد، این بار هشت مرغ واقعی را به عنوان بازیگران اصلی فیلمش به کار گرفته؛ هر کدام برای صحنه‌های خاصی مثل دویدن، نوک زدن یا ثابت ماندن. این تصمیم عجیب باعث شده فیلم بدون هیچ جلوه بصری یا انیمیشن، حس و حالی مستندگونه و در عین حال شاعرانه پیدا کند. «مرغ» در جشنواره‌های تورنتو و سن‌سباستین به نمایش درآمد و شصت و ششمین جشنواره جهانی تسالونیکی را با نمایش این فیلم به پایان رساند.

     

    نویسنده: حانیه عباسی
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *