در حالی مسئولان وزارت نیرو رسماً اعلام کردهاند عصر قطعیهای برنامهریزی شده به پایان رسیده، همزمان جدولهای جدید خاموشی برای شهرها و استانهای مختلف منتشر میشود. این تضاد آشکار میان اعلامیه رسمی و واقعیت جدولها، یک سوال اساسی را در ذهن مردم ایجاد کرده است و آن هم اینکه اگر خاموشیها تمام شده، پس این جدولها برای چیست.
به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر وضعیت فعلی مدیریت انرژی کشور را میتوان به راحتی یک بام و دو هوا توصیف کرد. از یک سو، وزیر نیرو چند روز پیش با اطمینان اعلام کرد که بحران را پشت سر گذاشتهایم و عبور از وضعیت سخت برق محقق شده است، اما درست پس از واکنشها، در پیچ و تابی عجیب، بخشی از حرفهای خود را تکذیب کرد. حالا مردم در میانهی این تضادها گیر افتادهاند؛ از یک طرف وعدههای شیرین پایان قطعیها را میشنوند و از طرف دیگر، با هر بار نگاه به جدولهای خاموشی یا هر بار رفتن برق ، متوجه میشوند که واقعیت با ادعاهای رسمی فاصله زیادی دارد. این سردرگمی، بیش از هر چیز اعتماد مردم را به وعدههای مسئولان تخریب میکند و این پرسش را به شدت برجسته میکند که واقعاً در وزارت نیرو چه میگذرد.
وعدههای روی کاغذ، تاریکی در خانهها
به تازگی ، سرپرست معاونت برق و انرژی وزارت نیرو با قاطعیت مدعی شد که خاموشیها از هفته گذشته به پایان رسیده است. اما نگاهی ساده به فهرستهای منتشرشده از برنامه مدیریت بار، این ادعا را به چالش میکشد. وقتی نام استانهایی چون تهران، البرز، اصفهان، کرمان، خوزستان و یزد در جدول خاموشیها دیده میشود، ادعای پایان قطعیها بیشتر شبیه به یک آرایش رسانهای به نظر میرسد تا یک واقعیت فنی.
مردم اکنون در وضعیتی سردرگم هستند؛ از یک سو میشنوند که کشور در وضعیت مطلوبی قرار دارد و ۲۰ هزار مگاوات ناترازی برطرف شده است و از سوی دیگر، با هر بار رفتن برق، با توقف آسانسورها، از کار افتادن کولرهای آبی و یخچالها و اختلال در کسبوکارهای کوچک دست و پنجه نرم میکنند.
تکذیب و تایید در وزارت نیرو
بحران اعتماد مردم به وعدههای مسئولان زمانی عمیقتر شد که وزیر نیرو در یک بازه زمانی کوتاه، ابتدا خبر داد که شرایط برق در حال بهبود است و دوره خاموشیها رو به پایان است، اما بلافاصله پس از واکنشها، سعی کرد با تکذیب یا تغییر در لحن، اثر این وعده را کم کند. این نوسان در اظهارات، دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود مردم به هر وعدهای برای روزهای آینده، با تردید نگاه کنند.
وقتی مسئولان میگویند ممکن است در محلهای کسری وجود داشته باشد یا مشکلات فنی پیش بیاید، در واقع دارند سعی میکنند قطعیهای گسترده و برنامهریزی شده را پشت لایه نازکی از توجیهات فنی پنهان کنند. اما برای شهروندی که در اوج گرمای مرداد، ساعتها بدون برق میماند، تفاوت بین خاموشی برنامهریزی شده و قطعی فنی هیچ اهمیتی ندارد؛ در هر دو حالت، زندگی متوقف میشود.
پشت دیوارهای محاصره و موفقیت
وزیر نیرو در توجیه وضعیت فعلی، به فشارهای خارجی و محاصره کامل کشور اشاره میکند. اما پرسش اساسی این است که چرا با وجود این ادعای محاصره، در عین حال صحبت از موفقیتهای چشمگیر و وضعیت بسیار مطلوب است؟ این تضاد در روایتها، باعث شده تا مردم احساس کنند مسئولان یا از واقعیتهای شبکه توزیع بیخبرند و یا ترجیح میدهند حقیقت را با کلمات زیبا بپوشانند.
پایان یا آغاز یک چرخه تکراری
اکنون همه نگاهها به اتفاقات است. اما برای مردمی که بارها شاهد وعدههای بودهاند، این تاریخ فقط یک عدد است، مگر آنکه واقعاً برقها بدون وقفه روشن بمانند. معیار موفقیت برای مردم، نه سخنرانیهای رسمی و نه اعداد و ارقام مگاواتی است، بلکه تنها یک چیز است و آن هم پایان واقعی قطعی ها است و تا زمانی که جدول خاموشیها در سایتهای خبری منتشر شود، هرگونه ادعای پایان قطعی برق، تنها یک وعده توخالی دیگر در تاریخ مدیریت انرژی کشور خواهد بود.








دیدگاهتان را بنویسید