به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر وقتی صحبت از هوشمندسازی به میان میآید، همه انتظار دارند زندگی راحتتر شود و صفها کوتاهتر. اما در جایگاههای سوخت تهران، اتفاقی افتاده که دقیقا برعکس این تصور است. طرح شناسنامهدار کردن کارتهای سوخت جایگاه که با شعارهای تسهیل و شفافیت معرفی شد، برای بسیاری از رانندگان به معنای اتلاف وقت و پیچیدگیهای اداری در هر بار بنزین زدن است. سوال اینجاست که آیا هزینه میلیاردی این طرح، واقعا منجر به رفاه مردم شده یا فقط یک لایه جدید از بروکراسی دیجیتال به زندگی شهروندان اضافه کرده است.
شناسایی دقیق مصرفکننده و جلوگیری از قاچاق
برای درک این داستان باید بدانیم که تا پیش از این، وقتی سهمیه شخصی کسی تمام میشد، از کارتهای اضطراری یا آزاد جایگاه استفاده میکرد. این کارتها عملا بینام بودند و هر کسی میتوانست با یک رمز ثابت سوخت بگیرد. همین موضوع باعث شده بود قاچاقچیان سوخت و بنزین خواران، از این حفره استفاده کنند و حجم عظیمی از بنزین را بدون شناسایی، خارج از شبکه ببرند.
دولت با هدف شناسایی دقیق مصرفکننده و جلوگیری از قاچاق، تصمیم گرفت این کارتها را شناسنامهدار کند. حالا متقاضی باید ابتدا کارت بانکی خود را در دستگاه پوز قرار دهد، احراز هویت شود و یک توکن یا رمز چهاررقمی بگیرد تا بتواند از کارت جایگاه استفاده کند. هدف ظاهری این بود که هر قطره بنزین ردپایی از کد ملی مصرفکننده داشته باشد.
صفهای بسیار طولانی دوباره در جایگاهها شکل گرفت
اما در مقام اجرا، این طرح با موجی از انتقادات روبرو شده است. اولین و ملموسترین مشکل، افزایش زمان سوختگیری است. فرآیند دریافت توکن و احراز هویت بانکی باعث شده تا زمانی که پیش از این چند ثانیه بود، به دقایقی طولانی تبدیل شود و در روزهای پایانی ماه، صفهای بسیار طولانی دوباره در جایگاهها شکل بگیرند.
از سوی دیگر، دریافت هزینهای بابت ارسال رمز و احراز هویت توسط شرکتهای پرداخت الکترونیک، موجی از نارضایتی را به راه انداخته است. مردم میپرسند چرا باید برای خدماتی که هدف آن نظارت دولتی است، هزینه پرداخت کنند. علاوه بر این، اختلال در ارسال پیامکها و قطعی سامانههای بانکی، رانندگان را در وضعیتی قرار داده که گاهی با وجود داشتن پول و سهمیه، پشت نازل بنزین معطل میمانند.
هزینه میلیاردی برای راهکاری جایگزین
بخش انتقادی و تحلیلی این موضوع به هزینههای هنگفت این پروژه بازمیگردد. در حالی که برخی نمایندگان مجلس از هزینه بیش از هزار میلیارد تومانی برای ایجاد زیرساختها و دیتاسنترهای جدید خبر میدهند، منتقدان میگویند این بودجه میتوانست صرف راهکارهای ریشهایتری شود.
بزرگترین نقد به این جریان این است که چرا به جای شناسنامهدار کردن کارتهای جایگاه، سهمیه سوخت به طور کامل به کارت بانکی منتقل نشد و پاسخ دولت پدافند غیرعامل و ترس از حملات سایبری به شبکه بانکی است. اما سوال این است که آیا ایجاد یک سامانه موازی و پیچیده که باعث نارضایتی گسترده مردم شده، امنتر و بهینهتر از اصلاح سیستم بانکی بود یا خیر.
نتیجهای که با نیاز مردم فاصله دارد
طرح شناسنامهدار کردن جایگاهها شاید از دید مدیران، یک پیروزی در جنگ با قاچاق باشد و آمارهای مصرف را دقیقتر کند، اما از دید رانندهای که در صفهای طولانی میماند، این طرح تنها به معنای سختتر شدن دسترسی به یک نیاز اولیه است. هر طرحی که بدون در نظر گرفتن تجربه کاربری و سرعت خدماترسانی اجرا شود، حتی اگر اهدافی مقدس مثل جلوگیری از قاچاق داشته باشد، در نهایت با مقاومت مردم روبرو میشود و دولت باید بداند که شفافیت نباید به قیمت اذیت شهروندان تمام شود.









دیدگاهتان را بنویسید