به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر با این حال، نکته قابل تامل این است که برخی رهبران غربی، سعی در تحریف اعتراضات داشتهاند و معترضان را مُشتی شورشی و خرابکار و غارتگر معرفی می کنند. مثلا ترامپ اعتراضات در فرانسه را به مسلمانان و جامعه مهاجران این کشور ربط داده و گفته فرانسه هرچه سریعتر باید مرزهای خود را ببنندد. امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه و جورجیو ملونی نخست وزیر ایتالیا نیز به نحوی با اعتراضات در کشورشان برخورد می کنند که گویی در حال تقابل با افراد خرابکار هستند.
با این حال، واقعیت این است که در پشتپرده این قبیل اقدامات مغرضانه و هدفمند، به طور حاص ۳ هدف اصلی قابل شناسایی است. اول اینکه رهبران غربی می خواهند تا جای ممکن آسیبهایی که اعتراضات جاری به وجهه بینالمللی آن ها وارد می کند را کاهش دهند. دولت های اروپایی سالهای سال خود را به مثابه مهد تمدن و احترام به حقوق بشر و اصول انسانی معرفی کرده اند. حال باید توجیهاتی را ارائه کنند تا برخوردهای خشن پلیس و نیروهای امنیتی خود با معترضان را لاپوشانی کنند. نکته دوم اینکه دولت هایی اروپایی اکنون با یک بحران جدی در عرصه حکمرانی خود نیز رو به رو شده اند.
نظام های سیاسی اروپایی با تاکید بر اصول لیبرال، دهه ها تاکید داشته اند که دیگر کشورها نیز باید اروپا را سرمشق حکمرانی خودشان قرار دهند. با این حال، اکنون همانطور که نشریه اکونومیست نیز اخیرا تیتر زده، اروپای فعلی که عمدتا به واسطه نظام های سیاسی لیبرال اداره می شود، وضعیتی بیمارگونه و ضعیف را به خود گرفته و محتاج تغییر است. از این رو، نظامهای حکمرانی در اروپا سعی دارند با تحریف واقعیت ها، مانع از وقوع تغییر و تحولاتی شوند که در راستای منافع آن ها نیست. و در نهایت نکته سوم اینکه از منظر سیاست داخلی کشورهای اروپایی نیز باید اعتراضات کنونی در اروپا را تحلیل کرد.
به هر حال، احزاب سیاسی حاکم در کشورهای مختلف اروپایی، با جریانهایی منتقد و اپوزیسیون نیز طرف هستند و تحریف اعتراضات، کاملا در راستای منافع آن ها است زیرا مانع از قدرتگیری جریان های منتقدشان می شود. به طور کلی، اروپای فعلی، با بحرانهای چندگانه ای دست و پنجه نرم می کند و چالش اصلی آن این است که هیچ راه حل پایدار و جامعی را نیز برای مخاطب قراردادن مشکلاتی که با آن ها رو به رو است، پیش چشم نمیبیند. درست به همین دلیل است که می بینیم بسیاری از صاحبنظران در محیط بینالمللی تاکید دارند که اروپا اکنون تا حد زیادی در قالب معادلات بینالمللی حاشیهنشین شده و قدرت و نفوذ سابق خود را ندارد. به بیان سادهتر، اروپا وارد دورهای از پوستاندازی شده است.





دیدگاهتان را بنویسید