به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری سپاهان خبر میگویند وقتی یک زن تصمیم میگیرد تغییر کند، تنها زندگی خودش دگرگون نمیشود؛ بلکه موجی از امید در خانواده، محله و حتی روستا یا شهر محل زندگیش جاری است . زن، به طور فطری گرهگشاست، او کسی است که میداند چگونه از کمترینها، بیشترینها را بسازد و چگونه در سختترین روزهای اقتصادی، راهی برای لبخند زدن پیدا کند. قدرت زنان در جامعه زمانی به اوج میرسد که فراتر از نیازهای شخصی، دست دیگران را بگیرند، باری از دوش خانوادهها بردارند و به دیگر زنان ثابت کنند که توانستن، تنها به داشتن سرمایههای کلان وابسته نیست، بلکه به ارادهای پولادین در قلبی مهربان گره خورده است.
لازم است هر زنی بداند که او میتواند
آری باید باور کرد که در وجود هر زنی، نیرویی نهفته است که اگر بیدار شود، میتواند کوهها را جابهجا کند. بسیاری از زنان شاید در ابتدای مسیر، با ترس یا تردید به تواناییهای خود نگاه کنند، اما داستانهایی مثل داستان محدثه ثابت میکند که هیچ محدودیتی وجود ندارد.

در حقیقت لازم نیست هر کسی حتماً مسیر یکسانی را برود، اما لازم است هر زنی بداند که او میتواند، میتواند از یک ایده کوچک شروع کند، میتواند در محیطی دور از امکانات، امپراتوری کوچکی از عشق و کار بسازد و میتواند تکیهگاه کسانی شود که در بنبست زندگی ماندهاند. توانایی زنان در خلق فرصتها، فراتر از هر تصوری است.
در جستجوی استقلال زنان
در سرزمین ایران کیلومترها آنطرف تر در دل شهری کوچک به نام «کمه»،که آن هم در شهرستان زیبای سمیرم ، استان اصفهان قرار دارد با زنی آشنا شدم که انرژیاش از گرمای تنورش بیشتر است. محدثه امینی زنی ۲۷ ساله است که نانوایی کوچکی دارد، اسن نانوایی اش را گذاشته گل گندم . وقتی با او همکلام میشوی، ذوق و اشتیاق در چشمانش می درخشد و هر پاسخی را با لبخندی پرانرژی میدهد. آنقدر پر انرژی است که انگار دنیایی از اعتماد به نفس است .
در ابتدای گفتگو، وقتی از او میپرسیم چه شد که مسیر کارآفرینی را در پیش گرفت، میگوید: از ۱۸ سالگی، درست بعد از پایان درسم، عاشق این بودم که منبع درآمد خودم باشم. آزادی مالی برای من داشتن حس قدرت و استقلال بود. دوست داشتم کاری کنم که هنر دستم باشد و مردم از کیفیت آن لذت ببرند.
معجزهی ۷ تومانی و ارادهای پولادین
اما شاید باورپذیرترین و در عین حال تکاندهنده ترین بخش داستان محدثه، نقطه شروع اوست. در دنیایی که بسیاری برای شروع هر کاری به دنبال وامهای کلان و سرمایههای میلیونی هستند، محدثه با رقمی باورنکردنی شروع کرد. او با لبخند به تنورش اشاره میکند و میگوید: شاید باورتان نشود، تنها ۷ میلیون تومان سرمایه داشتم بله، با همان ۷ میلیون تومان این تنوری را که میبینید خریدم و قدم به قدم، با درآمد کمکم، کارم را گسترش دادم.
این روایت، درس بزرگی از صبر و تلاش است. محدثه اکنون از ساعت ۶:۳۰ صبح تا دیروقت، با خمیر گندم و گرمای آتش میجنگد تا نانی باکیفیت و متفاوت، به دست مردم برساند.
تبدیل شدن از من به ما
اما زیباترین بخش موفقیت او، در سود مالی نیست، بلکه در این است که توانست کار آفرینی کند و او که طعم سخت بودن مسیر را چشیده، تصمیم گرفت تنها نباشد. محدثه اکنون دو همکار خانم دارد که در کنار او کار میکنند. او با ذوق میگوید: خیلی خوشحالم که محیطی فراهم کردم تا خانمهای دیگر هم بتوانند در کنار من درآمد داشته باشند و کمک خرج خانوادههایشان شوند. در این شرایط اقتصادی، حس میکنم این کار لازم بود.
دختر کوچک محدثه هم در کنار مادرش در حال بازی است تا او نیز یاد بگیرد که میتواند حتی در یک محیط کوچک اتفاقی بزرگ را رقم بزند . محدثه باز هم با لبخند ادامه میدهد که من با استقبال بینظیر مردم در ۵ تا ۶ ماه اخیر، به فکر آوردن دستگاههای پیشرفتهتر و استخدام نیروی کار بیشتر هم هستم تا دست زنان بیشتری را بگیرم و بتوانم به آنها هم کمک کنم .
برای گرهگشایی از مشکلات، نیاز به معجزهای نیست
از محدثه که خداحافظی کردم او با لبخند بدرقه ام کرد ، زنی که با اراده اش آینده ای روشن را هم برای خود و هم برای زنان دیگر رقم خواهد زد ،در واقع برای گرهگشایی از مشکلات، نیاز به معجزهای نیست، گاهی فقط یک تنور کوچک، سرمایه و قلبی سرشار از ایمان کافی است تا دنیایی از امید خلق شود.




دیدگاهتان را بنویسید