به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری سپاهان خبر در سالن انتظار یک مرکز خدماتی، صداها کوتاه و آهستهاند؛ مراجعهکنندگان با کُندی از روی صندلی بلند میشوند، نسخهها چندبار در دست میچرخد و گفتوگوها بیشتر حول «دارو»، «درد مفصل» و «قرار بعدی» است. این تصویر، امروزِ ایران است؛ اما اگر هشدارهای رسمی درست باشد، همین قابِ آشنا در سالهای آینده، نه یک صحنه محدود، بلکه نمای غالبِ جامعه خواهد شد.
سیدجواد حسینی، دبیر شورای سالمندان کشور، در تازهترین هشدار خود درباره روند سالمندی در ایران، معیار جهانی «شدیداً سالخورده» را یادآوری کرده است. ” اگر جمعیت یک کشور به بیش از ۲۷ درصد سالمند برسد، آن جامعه را شدیداً سالخورده مینامند.” وی میگوید ایران هنوز در وضعیت «مخاطرهآمیز سالمندی» نیست؛ زیرا نزدیک به ۱۱ میلیون سالمند (افراد بالای ۶۰ سال) در کشور زندگی میکنند و این رقم حدود ۱۳ درصد جمعیت را تشکیل میدهد؛ سهمی که به گفته او نشان میدهد جامعه ایران «در حال ورود به سالمندی» است.
اما آنچه حسینی آن را «هشدار» مینامد، نه صرفاً عدد ۱۳ درصد، بلکه سرعت تغییر این عدد است؛ سرعتی که به تعبیر او میتواند ایران را در مدت نه چندان دور وارد ردهبندیهای سختگیرانه جمعیتشناختی کند. به گفته دبیر شورای سالمندان، ایران حتماً جزو پنج کشور اول دنیا در رشد سالمندی است و پیشبینیها نشان میدهد در سال ۱۴۳۰ بین ۳۱ تا ۳۳ درصد جمعیت ایران سالمند خواهد شد، رقمی که از آستانه ۲۷ درصد عبور میکند و کشور را در دسته «شدیداً سالخورده» قرار میدهد.
حسینی، در یک یک نمونه روشن مقایسه با کشور ژاپن می گوید؛ در حال حاضر بیش از ۲۸ درصد جمعیت آن سالمند هستند.این جمله، ایران را کنار یکی از سالخوردهترین جوامع جهان میگذارد؛ نه از نظر نقطه فعلی، بلکه از نظر مسیر پیشرو. حسینی دقیقاً از همین نقطه، ضرورت هشدار را توضیح میدهد و میگوید اهمیت این هشدار دو وجه دارد: «چندلایه بودن سالمندی در جامعه ایران» و «سرعت سالمندی»
برای نشان دادن سرعت، حسینی یک مقایسه عددی صریح ارائه میکند: ایران ۱.۲۴ درصد رشد جمعیت عمومی دارد، اما بیش از ۴ درصد رشد جمعیت سالمند، یعنی به گفته او سالمندی در ایران سه تا چهار برابر بیشتر از رشد جمعیت حرکت میکند. اینجاست که سالمندی از یک «وضعیت» به یک «شتاب» تبدیل میشود؛ شتابی که اگر کنترل و هدایت نشود، میتواند خدمات درمانی، رفاهی و اجتماعی را با فشار جدی روبهرو کند.
دبیر شورای سالمندان کشور به یک تغییر مسیر سیاستی اشاره میکند: چرخش از سالمندی مخاطرهآمیز به سمت سالمندی سالم. او تأکید میکند اگر این مسئله رها شود، سالمندی «مخاطرهآمیز» میشود؛ اما اگر برای آن برنامهریزی وجود داشته باشد، جامعه به سمت «سالمندی سالم» حرکت خواهد کرد.








دیدگاهتان را بنویسید