به گزارش سرویس سلامت پایگاه خبری سپاهان خبر فراگیر شدن عفونت های تنفسی از موضوعاتی است که با شروع فصل پاییز و زمستان، بیشتر از همیشه مورد توجه قرار می گیرد. البته به ذعم پزشکان این مقوله علمی علاوه بر توصیه های بهداشتی به مردم و گروههای پرخطر، نیازمند بازتعریف رابطه مطبها و نظام بهداشت نیز است. به عبارتی درغیاب گزارشهای شفاف هفتگی از مراکز بهداشت و عدم دسترسی پزشکان به عدد و ارقام شیوع بیماری ها، ناچارا حدس و گمان جای تجزیه تحلیل و و نهایتا تصمیم گیری در تجویز را می گیرد… .
دکتر مهران قسمتیزاده، رئیس نظام پزشکی لاهیجان و سیاهکل در گفتگو با ما پیرامون وجود این نقصان در سیستم بهداشت درمان کشور، نکاتی را مورد تاکید و یادآوری قرار داده است که درادامه می خوانید:
-شاید بهتر باشد موضوع مصاحبه را با ذکر این مساله مطرح کنیم که«هنوز هوا آنچنان سرد نشده اما شاهد افزایش ابتلا افراد به بیماری های تنفسی هستیم»، بفرمایید که؛ فارغ از دلایل واضحی چون: عدم رعایت نکات بهداشتی در اماکن عمومی، چه علت دیگری برای شیوع ناگهانی چنین امراضی وجود دارد؟
بله، هر سال در فصول مختلف و گاه بیهیچ پیشبینی تقویمی، سناریویی تکراری و پرهزینه در مطبها و مراکز درمانی سرپایی منطقه ما با این مضمون بازتولید میشود: «موجی از مراجعان با علائم حاد تنفسی تب ، گلودرد، سرفههای خشک و دردهای کوبنده عضلانی و همزمان، امواجی از گاستروانتریتهای حاد با استفراغ و دلپیچههای ناتوانکننده». مطبها آکنده از بیمارانی میشود که در تب و ضعف شدید به سر میبرند و با اضطراب، تشخیصهای متناقض و نسخههای پیشین وارد اتاق معاینه میشوند. در این میان، پرسش مشترک و بهحق همه بیماران این است:«آقای دکتر، این بیماری چیست؟ از کجا آمده و چرا خوب نمیشود؟» و پاسخ مکرر اما صادقانه و تلخ جامعه پزشکی هم این است:«یک ویروس جدید شایع شده». اما واقعیت بالینی این است که ما در خط اول درمان، در تاریکی مطلق تصمیم میگیریم. اینکه، آیا این موج تنفسی ناشی از زیرسویههای در گردش و نوظهور کرونا است؟، آیا با ورود آنفلوآنزای فصلی روبهروییم یا همهگیری دیگری آغاز شده است؟، و در طغیانهای گوارشی هم سوالمان این است که:«عامل اسهالهای حاد منطقه کدام ویروس ها هستند؟». خب، بی پاسخ ماندن این پرسشها فقط یک خلأ آماری نیست؛ بلکه آغاز زنجیرهای از خطاهای ناخواسته درمانی، اتلاف منابع ملی و آسیب به سلامت عمومی است.
-یعنی عدم اطلاعات آماری از دلایل انجام اقدامات بهنگام برای پیشگیری است؟
مسلما وقتی شما به طور شفاف و دقیق از عدد و رقم مبتلایان به یک بیماری واگیر، آگاهی داشته باشید بهتر و سریعتر می توانید برای جلوگیری و درمان آن دست به کار شوید. حتما وجود یک خلاء اپیدمیولوژیک، پیامدهای سنگینی دارد.
-لطفا کمی بیشتر توضیح دهید:
به عنوان مثال، شما به فاجعه مقاومت میکروبی و تجویز کورکورانه آنتیبیوتیک ها دقت کنید. خب وقتی پزشک از بستر پاتولوژی غالب منطقه بیخبر است، در مواجهه با اسهال حاد شدید یا سرفههای طولانی و تحت فشار روانی بیمار، به سوی مترونیدازول، کوتریموکسازول، سیپروفلوکساسین، آزیترومایسین یا آموکسیکلاو سوق داده میشود؛ و این یعنی ایجاد مقاومت آنتیبیوتیکی بیوتیکی گسترده در منطقه.
-یعنی آن اطلاعات ناقصی که به دلیل کم کاری نهادهای مسئول در اختیار پزشک قرار داده می شود، برای بیمار و چرخه سلامت و اقتصاد کشور دردسر ایجاد می کند، درست است؟
بله. یک نمونه دیگر نتایج سهل انگاری های آماری، تحمیل هزینههای تشخیصی کمرشکن است که بر دوش مردم گذاشته می شود. درخواست آزمایش های تشخیصی چندگانه در آزمایشگاههای خصوصی، هزینههایی گزاف به همراه دارد که پرداخت آن برای اکثریت قاطع بیماران سرپایی ناممکن است و بیمههای پایه نیز آنها را پوشش نمیدهند و نتیجه، لاجرم طبابت بر اساس حدس و گمان است. یا مثلا در غیاب گزارشهای شفاف هفتگی از مرکز بهداشت، افکار عمومی دستخوش اضطراب شده و فضای مجازی از تفسیرهای غیرعلمی و درمانهای خودسرانه خطرناک پر میشود، یعنی سردرگمی عمومی و میدانداری شایعات.
-الگوی موفق جهانی برای حل این مشکل چیست؟
ببینید، درهیچ نظام سلامت استانداردی در دنیا، مهار امواج تنفسی و گوارشی بر مبنای «تست گرفتن از تکتک بیماران سرپایی» انجام نمیشود. دهههاست که نظامهای بهداشتی پیشرو دریافتهاند که دیدبان بیماریهای واگیر، مطب پزشک عمومی و مراکز سرپایی است، نه تختهای بیمارستانی. در این الگو، بار پایش بر دوش دو بازوی کمهزینه و هوشمند است: ۱- ثبت سندرمیک سریع، یعنی پزشکان دیدبان تنها با چند کلیک در روز و در طی ویزیتهای خود سندرمهای تنفسی و سندرم اسهال حاد آبکی را ثبت میکنند.۲-نمونهگیری سهمیهای و هدفمند، یعنی هر پزشک در هر هفته تنها از چند بیمار (مواردی تنفسی و مواردی گوارشی واجد شرایط) سواب نازوفارنکس یا نمونه مدفوع تهیه کرده و با زنجیره سرد به آزمایشگاه رفرنس دانشگاه ارسال میکند.
-آیا منظورتان این است که با شروع احتمال شیوع یک بیماری در منطقه، ما هم اقدامات تست رایگان را در دستور کار ویژه مراکز بهداشتی قرار دهیم؟
شما حساب کنید که هزینه انجام مثلا ۳۰ تا ۴۰ تست “پی سی آر” در مقایسه با صدها بستری دیرهنگام چقدر است و چه اندازه در صرفه جویی های اقتصادی و پیشگیری از گستردگی یک بیماری تنفسی ویروسی تاثیر می گذارد. حالا اینکه آن هزینه تست در مقایسه با بستری های طولانی مدت که منجر به مصرف بی رویه دارو و غیبت های کاری افراد می شود هم به آن اضافه کنید. وقتی با تست گیری های به موقع «بولتن هفتگی اپیدمیولوژی شهرستان» تهیه و این سند در پایان هر هفته به دست تمام پزشکان منطقه برسد، پزشک هم به راحتی و با خطای بسیار کمتر متوجه می شود که کدام زیرسویه کرونا، کدام ویروس تنفسی یا کدام پاتوژن گوارشی در جامعه غالب است. توجه کنید که بیش از ۸۰ درصد مراجعین بیماریهای حاد تنفسی و گوارشی، در مطبها و کلینیکهای سرپایی بخش خصوصی ویزیت میشوند، مطمئنا نادیده گرفتن این خط مقدم در نظام گزارشدهی، بزرگترین خطای استراتژیک در مدیریت بیماریهای واگیر است.
-با این توضیحات به نظر می رسد، دانشگاه های علوم پزشکی باید با همکاری انجمن های علمی و سازمان نظام پزشکی، نظام ساختارمندی را پایهریزی کنند، درست است؟
بله دقیقا، و اضافه کنید که این واحدهای مسئول باید ملزومات نمونهگیری (سوابهای تخصصی، لولهها، ظروف نمونه مدفوع)، ترابری ایمن زنجیره سرد و پوشش رایگان تستهای مولکولی چندگانه را در آزمایشگاه رفرنس فراهم آورند و نتایج را بلافاصله در قالب گزارشهای تحلیلی شفاف به پزشکان بازگردانند. برای این کار می توان شبکه داوطلبانه از مطبهای دیده بان را ساماندهی کرد و زیرساخت ارتباطی سریع را برقرار ساخت.
-و دود اصلاح نشدن این چرخه به چشم بیماران می رود و ایجاد نزاع های گاه و بیگاه با پزشکان و کادر درمان؟
به هر حال ما نمیتوانیم همچنان نظارهگر سرگردانی بیماران و هزینههای گزاف ناشی از طبابت در تاریکی باشیم. ما به توان علمی همکاران، انگیزه صنفی و زیرساختهای آزمایشگاهی دانشگاه نیاز داریم، استفاده از ارادهای مشترک برای شکستن انفعال اداری و استقرار فوری این شبکه در منطقه.





دیدگاهتان را بنویسید