×
×
آخرین اخبار

پروانه‌هایی که در هوا ماندند؛
سرنوشت برندگان جشنواره فیلم کودک، از سکوی پرتاب تا بی‌نشانه‌های سینما

  • کد نوشته: 60002
  • ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰ ق٫ظ
  • ۰
  • در آیین اختتامیه جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، پروانه‌های زرین بر شانه برگزیدگان می‌نشیند و تصویری امیدوارکننده از آینده سینمای کودک ترسیم می‌شود. اما پرسش اصلی اینجاست: فردای آن شب چه اتفاقی می‌افتد؟
    سرنوشت برندگان جشنواره فیلم کودک، از سکوی پرتاب تا بی‌نشانه‌های سینما
  • sepahankhabar Ads Banner

    به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر هر مهر، در آیین اختتامیه جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، پروانه‌های زرین بر شانه برگزیدگان می‌نشیند و تصویری امیدوارکننده از آینده سینمای کودک ترسیم می‌شود. اما پرسش اصلی اینجاست: فردای آن شب چه اتفاقی می‌افتد؟ فیلمسازانی که بر سکوی اصفهان ایستاده‌اند، مسیرشان را به کدام سمت ادامه می‌دهند؟ آیا این جشنواره سکوی پرتابی به سوی تولیدات بعدی در همین حوزه است، یا نقطه پایانی بر یک تجربه کوتاه که با جشنواره آغاز می‌شود و با جشنواره هم به پایان می‌رسد؟

    نگاهی به دهه طلایی؛ نسلی که ماند

    برای پاسخ به این پرسش، باید به کارنامه فیلمسازانی نگاه کرد که در دوره‌های مختلف جشنواره اصفهان جایزه گرفته‌اند. در میان آن‌ها، نام محمدعلی طالبی یکی از درخشان‌ترین نمونه‌هاست. طالبی در بیست‌وهشتمین جشنواره فیلم کودک (مهر ۱۳۹۳)، پروانه زرین بهترین فیلم بلند را برای فیلم «قول» دریافت کرد و هم‌زمان دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه اقتباسی نیز به حسن بیانلو برای همین فیلم رسید. اما طالبی پیش از این نیز در جشنواره اصفهان حضور داشت و در همان دوره بیست‌وهشتم، پروانه زرین بهترین کارگردانی فیلم بلند نیز به او تعلق گرفت. طالبی از دهه شصت با فیلم‌هایی چون «بچه‌های طلاق» و «چکمه» شناخته می‌شد و برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش، هیچ‌گاه سینمای کودک را ترک نکرد. او همچنان در دهه نود و پس از آن، در همین حوزه فعال ماند و آثارش را با همان دغدغه‌های کودکانه ساخت.

    غلامرضا رمضانی نیز از دیگر چهره‌هایی است که در جشنواره اصفهان جایزه گرفت. او در بیست‌وهشتمین جشنواره، پروانه زرین بهترین کارگردانی را برای فیلم «فرار از قلعه رودخان» دریافت کرد. رمضانی از دهه هفتاد در سینمای کودک فعال بوده و آثاری چون «کلاه قرمزی و پسرخاله» (دستیار کارگردان) و «دزد عروسک‌ها» را در کارنامه دارد. نکته مهم درباره رمضانی این است که برخلاف بسیاری از فیلمسازانی که جشنواره کودک را تنها یک ایستگاه میانی برای ورود به سینمای بزرگسال می‌دانند، او همواره در همین حوزه ماند و فیلم‌هایش را با همان نگاه کودکانه ساخت.

    از «باغ کیانوش» تا «بچه مردم»؛ نسل تازه، همان دغدغه‌ها

    در دوره‌های اخیر نیز فیلمسازانی بوده‌اند که پس از دریافت جایزه، مسیر سینمای کودک را ادامه داده‌اند. حسین قناعت یکی از برجسته‌ترین این چهره‌هاست. او در سی‌وششمین جشنواره فیلم کودک (مهر ۱۴۰۳)، پروانه زرین بهترین فیلمنامه را برای فیلم «دختر برقی» دریافت کرد. رایان سرلک نیز برای بازی در همین فیلم و «تابستان همان سال» پروانه زرین بهترین بازیگر کودک گرفت. قناعت از اواخر دهه هفتاد تا امروز نامی آشنا برای سینمای کودک و نوجوان ایران بوده است. او با ساخت مجموعه فیلم‌هایی همچون «قهرمانان کوچک»، «دوچ»، «تورنا ۲»، «گربه سیاه» و «عین شین قاف» نشان داد که می‌توان با نگاهی تازه و زبانی امروزی برای نسل جدید فیلم ساخت.

    قناعت در سی‌وهفتمین جشنواره نیز با «دختر برقی ۲» حضور داشت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر کودک به نفس جعفری برای بازی در همین فیلم رسید. تداوم حضور قناعت در جشنواره، نشان‌دهنده یک الگوی متفاوت است: فیلمسازی که جشنواره را نه به عنوان یک رویداد مقطعی، بلکه به عنوان بخشی از فرآیند مستمر تولید در سینمای کودک می‌بیند.

    محمود کریمی نیز از جمله فیلمسازانی است که پس از موفقیت در جشنواره سی‌وهفتم، مسیر خود را ادامه داد. او در سی‌وهفتمین جشنواره برای فیلم «بچه مردم» پروانه زرین بهترین کارگردانی را دریافت کرد و این فیلم در مجموع هشت جایزه از این جشنواره را به خود اختصاص داد. فائزه یارمحمدی نیز برای فیلمنامه همین فیلم پروانه زرین گرفت. «بچه مردم» پس از جشنواره اصفهان، در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر با ۱۴ نامزدی موفق به کسب سیمرغ بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی اول و بهترین تدوین شد. این مسیر — از جشنواره کودک تا جشنواره فجر — شاید نشانه‌ای از یک الگوی جدید باشد: فیلم کودک می‌تواند در جشنواره فجر نیز دیده شود.

    مسیرهای متفاوت در دهه هشتاد و نود

    بررسی دوره‌های میانی جشنواره نیز تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. در بیست‌وسومین جشنواره (مرداد ۱۳۸۸ در همدان)، فیلم «کودک و فرشته» ساخته مسعود نقاش‌زاده پروانه زرین بهترین فیلم سینمای ایران را به دست آورد. نقاش‌زاده پس از این فیلم، مسیر خود را به سمت سینمای مستند و فیلم‌های اجتماعی ادامه داد و کمتر در حوزه کودک فعال ماند. این الگو — یعنی مهاجرت از سینمای کودک به سینمای بزرگسال — یکی از رایج‌ترین سرنوشت‌ها برای برگزیدگان جشنواره اصفهان بوده است.

    در همان دوره بیست‌وسوم، جایزه فیلم منتخب داوران کودک و نوجوان به «یک وجب از آسمان» ساخته علی وزیریان رسید. وزیریان نیز پس از این فیلم، بیشتر در حوزه‌های دیگر سینمایی فعالیت کرد و حضور مستمری در سینمای کودک نداشت. در بخش بین‌الملل همان دوره، «پیانوی جنگل» از ژاپن پروانه زرین بهترین فیلم بلند و بهترین فیلمنامه را دریافت کرد، اما این فیلم نیز در ایران مسیر اکران عمومی پیدا نکرد و در جشنواره‌های بعدی حضور نداشت.

    سرنوشت مشترک؛ پروانه‌هایی که به اکران نرسیدند

    آنچه در بررسی کارنامه برگزیدگان جشنواره فیلم کودک بیش از همه به چشم می‌آید، یک الگوی تکراری است: فیلم‌هایی که در اصفهان جایزه می‌گیرند، پس از جشنواره در چرخه اکران گرفتار می‌شوند و بسیاری از آن‌ها هرگز به نمایش عمومی نمی‌رسند. در دوره‌های بیست‌وسوم و بیست‌وچهارم، فیلم‌هایی چون «کودک و فرشته»، «همبازی»، «یک وجب از آسمان»، «نخودی» و «خواب‌های دنباله‌دار» به جشنواره رونق بخشیدند، اما سرنوشت کم‌فروغ بعضی از همین آثار در اکران عمومی نشان داد میان درخشش روی صحنه اختتامیه و رسیدن فیلم به مخاطب کودک، فاصله‌ای جدی وجود دارد.
    در نگاهی به عنوان این گزارش که «پروانه‌های زرین اهدا می‌شدند، اما صندلی‌های سینما در انتظار فیلم‌های کودک باقی می‌ماندند»، مسئله‌ای بنیادین نهفته است: جشنواره به تنهایی نمی‌تواند موتور محرک سینمای کودک باشد. فیلم برگزیده باید از فضای محدود رویداد خارج شود، به اکران عمومی برسد و مخاطبی را پیدا کند که اساساً برای او ساخته شده است. برای سنجش موفقیت یک جشنواره سینمایی نمی‌توان تنها به تعداد مهمانان، فیلم‌های حاضر، سالن‌های شلوغ یا جوایز اهداشده اکتفا کرد.

    وفاداران به سینمای کودک؛ از مجیدی تا نجفی

    اما در میان این الگوی غالب، استثناهای مهمی نیز وجود دارند. مجید مجیدی یکی از شاخص‌ترین چهره‌هایی است که از ابتدای فعالیت خود تا امروز به سینمای کودک وفادار مانده است. کودکان و نوجوانان از فیلم اول مجیدی یعنی «بدوک» تا «خورشید» مسئله اصلی او بوده‌اند. مجیدی در سال ۱۳۷۵ فیلم «بچه‌های آسمان» را ساخت که برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال و نامزد کسب جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شد. او در جشنواره فیلم کودک نیز چهار پروانه زرین دریافت کرده و برای فیلم «خورشید» بار دیگر در همین جشنواره تقدیر شده است.
    آنچه مجیدی را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کند، تداوم نگاه به مقوله کودک و حضور پررنگ مثلث «خود، خانواده و اجتماع» در مسائل پیرامونی کودکان است. او فقر را نه‌تنها حس، که زندگی کرده و به جای ناله کردن برای فقرا، به آن‌ها راهکار می‌دهد. مجیدی نشان داد که می‌توان در سینمای کودک ماند و در همان حال به سینمای جهانی رسید.

    فریدون نجفی نیز از جمله فیلمسازانی است که پس از دریافت جوایز جشنواره، در سینمای کودک باقی ماند. او در سی‌وهفتمین جشنواره برای فیلم «موی گرگ» پروانه زرین جایزه صلح را دریافت کرد. نجفی پیش‌تر با فیلم «بچه گرگ‌های دره سیب» در جشنواره سی‌وسوم پروانه زرین بهترین فیلم را گرفته بود و در سی‌وهفتمین جشنواره نیز با «موی گرگ» حضور داشت و بازیگر نوجوان این فیلم، محمدرضا عالیقدر، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نوجوان را دریافت کرد. تداوم حضور نجفی در جشنواره، نشان‌دهنده وفاداری او به سینمای کودک است.

    وقتی فیلمسازان به سینمای بزرگسال پناه می‌برند

    اما در مقابل این چهره‌های وفادار، بسیاری از برگزیدگان جشنواره فیلم کودک، پس از دریافت جایزه مسیر خود را به سمت سینمای بزرگسال تغییر داده‌اند. ابراهیم امینی، کارگردان «چشم بادومی» که در سی‌وهفتمین جشنواره جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد، بیشتر در حوزه سینمای اجتماعی و بزرگسال شناخته می‌شود. حسین قاسمی‌جامی که در بیست‌وهشتمین جشنواره جایزه ویژه دبیر جشنواره را برای فیلم «به بادبادک‌ها شلیک نکنید» دریافت کرد، پس از آن بیشتر در حوزه‌های دیگر سینمایی فعال بود.

    مازیار محمدی‌نژاد که در بیست‌وهشتمین جشنواره پروانه زرین بهترین کارگردانی بلند پویانمایی را برای «شهر راز» گرفت، پس از آن حضور کم‌رنگی در سینمای کودک داشت. ساره شفیعی‌پور نیز که پروانه زرین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه و نیمه‌بلند پویانمایی را برای «درخت» دریافت کرد، بیشتر در حوزه انیمیشن کوتاه فعال ماند.
    این الگو در دوره‌های اخیر نیز ادامه یافته است. آرش معیریان که در سی‌وششمین جشنواره پروانه زرین بهترین کارگردانی را برای «بامبولک» گرفت، در سی‌وهفتمین جشنواره با «شوتینگا» در بخش بلند داستانی حضور داشت، اما سینمای او بیشتر به کمدی و سینمای بزرگسال نزدیک است. امیرحسین کشمیری که در سی‌وششمین جشنواره جایزه بهترین کارگردانی فیلم کوتاه بخش غزه را دریافت کرد، پس از آن فعالیت خود را در حوزه فیلم کوتاه ادامه داد.

    جشنواره سی‌وهشتم امسال با شعار «رویای کودکان در پرده نقش جهان» برگزار می‌شود. اگر قرار است این رویا در پرده بماند و به واقعیت تبدیل شود، جشنواره باید فراتر از یک رویداد شش‌روزه برود و برای برگزیدگانش مسیری برای تولید، اکران و ماندگاری ترسیم کند. در غیر این صورت، پروانه‌های زرین همچنان در هوا خواهند ماند؛ زیبا، اما بی‌نشانه.

    چرا این چرخه تکرار می‌شود؟

    پرسش کلیدی اینجاست: چرا بسیاری از برگزیدگان جشنواره فیلم کودک، پس از دریافت جایزه این حوزه را ترک می‌کنند؟ پاسخ را باید در اقتصاد سینمای کودک جست‌وجو کرد. مستانه مهاجر، تدوینگر، تهیه‌کننده و کارگردان، در تحلیل خود از وضعیت سینمای کودک می‌گوید: «فقر موضوع یکی از چالش‌های اصلی سینمای کودک و نوجوان است و به نظرم نیاز است تا این سینما به ادبیات کودک و نوجوان نزدیک شود و از سویی بودجه و امکانات بیشتری در اختیار فیلمسازان کودک قرار گیرد تا فیلم‌های تأثیرگذارتری بسازند».

    او با اشاره به اینکه سینمای کودک در سال‌های گذشته یکی از پرفروغ‌ترین ژانرهای سینمایی بوده، تأکید می‌کند: «متأسفانه این ژانر به خاطر مسائل مختلفی از جمله مسائل اقتصادی مغفول مانده و سرمایه‌گذاری‌های بیشتری در این زمینه لازم است». این تحلیل، توضیح می‌دهد چرا فیلمسازی که در جشنواره کودک جایزه می‌گیرد، ترجیح می‌دهد برای بقای اقتصادی خود به سینمای بزرگسال پناه ببرد.
    آمارها نیز این تصویر را تأیید می‌کنند. سهم آثار کودک و نوجوان از فروش کل سینمای ایران حدود ۱۷ درصد است و در دهه گذشته، فیلم‌های کودک تنها ۷.۱۴ درصد از کل تولیدات سینمای ایران را به خود اختصاص داده‌اند. در چنین شرایطی، پروانه زرین جشنواره اصفهان به تنهایی نمی‌تواند انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت در این حوزه ایجاد کند.

    از «کودک و فرشته» تا امروز؛ چرخه‌ای که تکرار می‌شود

    نگاهی به تاریخ جشنواره نشان می‌دهد که این چرخه تقریباً از ابتدا وجود داشته است. در بیست‌وهشتمین جشنواره (مهر ۱۳۹۳)، محمدعلی طالبی بیشترین جوایز را به خود اختصاص داد، اما طالبی یکی از استثناهایی بود که در سینمای کودک ماند. در همان دوره، سیامک کاشف‌آذر دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را برای «آوا» گرفت، محسن جسور پروانه زرین بهترین فیلمنامه را برای همین فیلم دریافت کرد و سوگل نصرتی پروانه زرین بهترین بازیگر نوجوان را برای «خانه‌ای کنار ابرها» به دست آورد. از میان این برگزیدگان، تنها طالبی بود که به طور مستمر در سینمای کودک ماند.

    در جشنواره سی‌وششم، محمدجواد موحد پروانه زرین بهترین فیلم را برای تهیه‌کنندگی «باغ کیانوش» گرفت و محمود کلاری جایزه ویژه هیئت داوران را برای کارگردانی «تابستان همان سال» دریافت کرد. «باغ کیانوش» محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و پس از جشنواره، مسیر اکران خود را پیدا کرد. اما بسیاری از فیلم‌های دیگر آن دوره، از جمله «مافیای شجاعان» که دیپلم افتخار بهترین ایده‌پردازی فیلمنامه را گرفت، به اکران عمومی نرسیدند.

    جشنواره به عنوان سکوی پرتاب؛ واقعیت یا توهم؟

    آیا می‌توان گفت جشنواره فیلم کودک اصفهان برای برگزیدگانش یک سکوی پرتاب است؟ پاسخ این پرسش بسته به اینکه از کدام زاویه نگاه کنیم، متفاوت است. از یک سو، فیلمسازانی چون مجید مجیدی، محمدعلی طالبی، حسین قناعت و فریدون نجفی نشان داده‌اند که می‌توان در سینمای کودک ماند و در همان حوزه به موفقیت‌های بزرگ رسید. از سوی دیگر، اکثریت برگزیدگان جشنواره، پس از دریافت پروانه زرین، مسیر خود را به سمت سینمای بزرگسال تغییر داده‌اند یا به کلی از فیلمسازی فاصله گرفته‌اند.

    این تناقض را می‌توان با نگاهی به ساختار جشنواره توضیح داد. جشنواره فیلم کودک اصفهان، به رغم استقلال ساختاری خود از جشنواره فجر، هنوز نتوانسته است مکانیزم‌هایی برای حمایت از برگزیدگانش در مسیر تولیدات بعدی ایجاد کند. پروانه زرین یک نشان افتخار است، اما تضمینی برای تأمین بودجه فیلم بعدی، اکران عمومی یا ماندگاری در حافظه سینمای ایران نیست.
    مسئله دیگری که این چرخه را تقویت می‌کند، فقدان جشنواره‌های تخصصی جایگزین برای فیلم کودک و نوجوان است. فیلمسازی که در جشنواره اصفهان جایزه می‌گیرد، برای دیده شدن در سطح ملی باید به جشنواره فجر برود؛ جشنواره‌ای که فیلم کودک در آن معمولاً در حاشیه قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، فیلمساز ترجیح می‌دهد از ابتدا فیلمی بسازد که در فجر شانس بیشتری داشته باشد — یعنی فیلمی برای بزرگسالان.

    وفاداری به کودک، نیازمند زیرساخت

    بررسی کارنامه برگزیدگان جشنواره فیلم کودک اصفهان نشان می‌دهد که وفاداری به سینمای کودک، بیش از آنکه به انتخاب شخصی فیلمسازان بستگی داشته باشد، به وجود زیرساخت‌های حمایتی وابسته است. فیلمسازانی چون مجیدی، طالبی و قناعت که در این حوزه ماندند، یا از نهادهای حمایتی مانند کانون پرورش فکری بهره‌مند بودند یا توانستند مدل اقتصادی مستقلی برای تولیدات خود ایجاد کنند. اما برای اکثریت برگزیدگان، پروانه زرین جشنواره اصفهان به یک خاطره تبدیل می‌شود؛ خاطره‌ای که با آن نمی‌توان فیلم بعدی را ساخت.

    جهت پیگیری سایر اخبار جشنواره فیلم کودک و نوجوان ، می‌توانید برچسب‌ [جشنواره فیلم کودک و نوجوان ] را دنبال کنید.

    نویسنده: حانیه عباسی
    sepahankhabar Ads Banner

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *