در فرهنگ گرم ایرانی، سفرههای مهمانی همیشه نمادی از سخاوت و صمیمیت بود. روزگاری بود که مرغ مجلسی،آبروی سفرههای شبنشینی و دورهمیهای خانوادگی بود و هر خانهای سعی میکرد با مرغ طلایی و خوشرنگ، از مهمانانش پذیرایی کند. اما امروز، وقتی به قیمتها نگاه میکنیم، میبینیم که این سنتهای شیرین در حال رنگ باختن است. مرغی که روزی زینتبخش سفرههای مجلسی بود، حالا به کالایی تبدیل شده که خریدش برای یک مهمانی ساده، تبدیل به یک محاسبه پیچیده و گاه دردناک شده است.
مهمانیهایی که دیگر حذف شدند
به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری سپاهان خبر یکی از تلخترین پیامدهای گرانی ، کاهش شدید مهمانیها و دورهمیهای خانوادگی است. امروز کسی جرات نمیکند به سادگی از دوست یا خویشاوندش دعوت کند، چون میداند پذیرایی کردن در این روزها ، به معنای به خطر انداختن بودجه ماهانه خانواده است. وقتی قیمت یک مرغ به مرز یک میلیون تومان میرسد، خرید چند عدد مرغ برای یک مهمانی کوچک، ممکن است بخش بزرگی از حقوق یک کارمند یا کارگر ساده را ببلعد. این وضعیت باعث شده تا بسیاری از خانوادهها به بهانههای مختلف، از پذیرفتن مهمان یا دعوت کردن دیگران اجتناب کنند. در واقع، گرانی مرغ فقط سفرهها را خالی نکرده، بلکه پیوندهای اجتماعی و صمیمیتهای خانوادگی را هم از بین برده است.
دکتر مریم رضایی، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی، معتقد است که ما با یک انزوای اجتماعی اجباری روبهرو هستیم. او میگوید وقتی مردم توان مالی برای برگزاری سادهترین مراسمها را ندارند، مناسبتهای مذهبی و خانوادگی دیگر آن شور و حال سابق را ندارند. به گفته او، حذف مرغ از سفرههای مجلسی نشاندهنده این است که فقر در حال نفوذ به لایههای عمیق فرهنگ ماست. او هشدار میدهد که وقتی مردم به دلیل گرانی، از مهمانی گرفتن دست میکشند، در واقع در حال از دست دادن شبکههای حمایتی و عاطفی خود هستند و این موضوع منجر به افزایش احساس تنهایی و افسردگی در جامعه میشود.
سقوط از تجمل به تلاش برای بقا
داستان از اینجا شروع شد که مرغ از یک نیاز روزمره به یک کالای لوکس تبدیل شد. سالها پیش، مرغ ارزانترین پروتئین بود و هر خانوادهای میتوانست هفتهای یک یا دو بار آن را در سفره داشته باشد. اما جهشهای ۷۰ هزار تومانی قیمتها، همه چیز را تغییر داد. خانوادههایی که پیش از این با سختی زیاد، سعی میکردند حداقل در روزهای خاص یا مهمانیها مرغ بپزند، حالا مجبورند با حسرتی عمیق، حتی از خرید تخممرغ هم منصرف شوند. برای بسیاری از مردم، حالا خرید یک عدد مرغ به معنای حذف چندین قلم کالای ضروری دیگر از سبد خرید است.
دکتر علی سامانی، کارشناس اقتصاد اجتماعی، تأکید میکند که این وضعیت باعث شده تا مفهوم پذیرایی در جامعه تغییر کند. او میگوید وقتی قیمت مرغ به این شدت بالا میرود، مردم مجبور میشوند به جای غذاهای مقوی، به سراغ پذیراییهای بسیار ساده و گاه بیکیفیت بروند. به باور او، این فشارها باعث شده تا طبقه متوسط جامعه به سرعت سقوط کند و دیگر نتواند استانداردهای ساده زندگی اجتماعی خود را حفظ کند. او معتقد است که وقتی هزینهی یک وعده غذای مجلسی با حقوق ماهانه مردم تناسب نداشته باشد، در واقع ما با یک بحران معیشتی عمیق روبهرو هستیم که سلامت روان و روابط انسانی را هدف قرار داده است.
سفرههایی که رنگ و بو ندارند
امروز در خانههای بسیاری، بحث بر سر این است که چطور میتوان با بودجهای اندک، وعدههای غذایی را مدیریت کرد و چطور میتوان بدون اینکه کسی متوجه شود، از خرید پروتئینها چشمپوشی کرد. مردم خسته از این هستند که هر بار ناکارآمدیها و دلالبازیها، به صورت گرانی در سفره آنها ظاهر شود. برای خانوادهای که هر روز با استرس بیدار میشود، دیگر توجیهات درباره قیمت جهانی نهادهها معنایی ندارد. حقیقت این است که سفرههای ایرانی که روزی به فراخی و گرمی معروف بود، حالا در برابر اعداد و ارقام بازار تسلیم شده است و جای خود را به نگرانیهای عمیق داده است.
در انتظار بازگشت گرمای مهمانیها
در نهایت باید گفت که بحران گرانی مرغ، یک زخم عمیق روی بدنه جامعه است. وقتی مردم نتوانند مهمانی بگیرند و سنتهای پذیرایی رنگ ببازد، یعنی بخشی از هویت اجتماعی ما در حال نابودی است. نجات این وضعیت، تنها با دستورات اداری یا نظارتهای مقطعی ممکن نیست، بلکه نیازمند نگاهی انسانی است که بفهمد خالی شدن سفرهها، یعنی خالی شدن قلبهای مردم از امید.
امروز مرغ مجلسی از سفرهها رفت و با خود گرمای مهمانیها و صمیمیتهای قدیمی را برد. نجات این وضعیت نیازمند ارادهای است که سفره مردم را مهمتر از هر عدد و نموداری بداند تا دوباره صدای خنده در مهمانیهای ساده جاری شود .





دیدگاهتان را بنویسید