یک روانشناس و مشاور کودک می گوید، پرسیدن ۵ سؤال کلیدی پیش از ۱۵ سالگی، میتواند پل ارتباطی محکمی میان والدین و فرزندان بسازد و از آسیبهای دوران بلوغ پیشگیری کند.
به گزارش سرویس سلامت پایگاه خبری سپاهان خبر دوران نوجوانی یکی از حساسترین و در عین حال چالشبرانگیزترین مراحل رشد انسان است. بسیاری از والدین پس از ورود فرزندان به سن بلوغ، از ایجاد فاصله عاطفی و سکوت آنها گلهمندند. اما آیا راهی برای حفظ این صمیمیت پیش از رسیدن به بحران وجود دارد؟ برای بررسی این موضوع، به سراغ خانم فاطمه اسماعیلی، مشاور و روانشناس کودک و نوجوان رفتهایم تا ابعاد پنهان ارتباط مؤثر با نوجوان را واکاوی کنیم.
اسماعیلی در ابتدا با اشاره به اینکه سنین پیش از ۱۵ سالگی دوران طلایی شکلگیری هویت است، میگوید: ” اگر والدین در این بازه زمانی نتوانند پایگاه امنی برای فرزند خود باشند، نوجوان برای پاسخ به نیازهای عاطفی و فکریاش به خارج از خانواده پناه میبرد. این ۵ سؤالی که مطرح شده، صرفاً چند پرسش معمولی نیست؛ بلکه تکنیکی برای اعتمادسازی است تا والدین از نقش پلیس و قاضی به جایگاه تکیهگاه و حامی تغییر نقش دهند.”
این مشاور کودک معتقد است، فرآیند مکالمه با نوجوان باید از لایههای سطحی عبور کند و به درک دغدغههای پنهان برسد؛ چنانکه طرح این پرسش که «این روزها چی بیشتر از همه نگرانت میکنه؟» به والدین کمک میکند تا متوجه شوند بر خلاف تصورشان که فرزندشان دغدغهای ندارد، دنیای او پر از استرسهای پنهانی است که به کمک این سؤال میتوانند نگرانیها را از سطح ناخودآگاه به زبان بیاورند و بستر تخلیه روانی را فراهم کنند. در ادامه این روند، پرسیدن اینکه «وقتی ناراحتی، دوست داری من چیکار کنم؟» به عنوان کلید طلایی پیشگیری از تنش عمل میکند، چرا که خیلی وقتها بچه راهحل نمیخواهد و فقط میخواهد شنیده شود تا والدین از او دستورالعمل رفتاری بگیرند که آیا به همدلی نیاز دارد یا راهکار.
اسماعیلی همچنین با تأکید بر اینکه فضای خانه باید برای فرزند امن و قابل نقد باشد، به پرسش سوم اشاره میکند که «اگه یه چیزی توی خونه میتونستی تغییر بدی، چی بود؟» به کار گرفته میشود؛ سؤالی که هوش هیجانی خانواده را بالا میبرد و شنیدن صادقانه نگاه فرزند به فضای خانه، به معنای تغییر صددرصدی قوانین نیست، بلکه به معنای اهمیت دادن به احساسات اوست. در همین راستا، ایجاد امنیت برای اعتراف به اشتباهات با پرسیدن «اگه یه روز اشتباه بزرگی کردی، میتونی بیای به من بگی؟» بزرگترین سد ترس را میشکند؛ چرا که نوجوانی که از واکنش والدین بترسد، پنهانکاری پیشه میکند و پنهانکاری آغاز آسیبهای جدی است، بنابراین پاسخ والدین باید همواره تضمینکننده امنیت او باشد.
فاطمه اسماعیلی در نهایت بر کشف دنیای درونی کودک با پرسش «چه چیزی هست که دوست داری من بیشتر درباره تو بدونم؟» تأکید میکند؛ سؤالی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما دریچهای است به سوی دنیایی از علایق، رؤیاها و زوایای پنهانی که شاید مدتهاست والدین از آنها بیخبر بودهاند.
وی هشدار میدهد: نحوه پرسیدن این سؤالات بسیار مهمتر از خودِ آنهاست و این گفتگوها نباید رنگ و بوی بازجویی، بازخواست یا کلاس درس به خود بگیرد. والدین باید یکی از سؤالات را در فضایی آرام انتخاب کنند، با دقت به پاسخ فرزندشان گوش دهند، سریع وارد فاز نصیحت یا قضاوت نشوند و بدانند گرمی رابطه والد و فرزند و کیفیت گوش دادن، زمینه خودافشایی بیشتر نوجوان را فراهم میکند.





دیدگاهتان را بنویسید