از یک سو، قطارهای مترو با سرعت و تکنولوژی مدرن میخواهند گرههای ترافیکی شهر را باز کنند و از سوی دیگر، بناهای تاریخی چون مسجد جامع عتیق، با شکوهی خاموش و متین، از ما میخواهند که در برابر عظمت تاریخ متوقف شویم و دوباره فکر کنیم. امروز پرسش اصلی و تکاندهنده این است که آیا میتوان تونلهای بتنی مدرنیته را بدون آنکه لرزه بر اندام بناهای خشتی و آجری بیندازد حفر کرد یا اینکه توسعه شهری به بهای تخریب حافظه تاریخی شهر و نابودی ریشههای فرهنگی ما تمام خواهد شد.
تراژدی لرزش در لایههای حساس خاک
به گزارش سرویس میراث فرهنگی پایگاه خبری سپاهان خبر عبور خط دو متروی اصفهان از محور تاریخی سلجوقی، بحثهای داغ و نگرانیهای عمیقی را میان متخصصان برانگیخته است. هشدارهای جدی درباره قرار گرفتن حدود هفتاد اثر تاریخی در معرض آسیب و احتمال تخریب بیش از چهل بنا، زنگ خطری است که نمیتوان آن را با گزارشهای خوشبینانه نادیده گرفت. در این میان، مسجد جامع عتیق به عنوان یکی از نمادهای معنوی و معماری شهر، در مرکز این نگرانیها قرار دارد. اما آنچه وضعیت را وخیمتر میکند، شناخت ناقص یا نادیده گرفتن رفتارهای پیچیده زمین زیر پای ماست.
لایههای رسی که در بخشهای وسیعی از این منطقه تا عمق دهها متر ادامه دارند، نسبت به تغییرات رطوبتی بسیار حساس هستند و در برابر ارتعاشات، رفتاری غیرقابل پیشبینی دارند. ترکیب این لایههای حساس با لرزشهای مداوم قطار، میتواند منجر به پدیدهای به نام نشستهای نامتقارن شود. این یعنی بخشهای مختلف زمین به میزان یکسان جابهجا نمیشوند و برای بناهای قدیمی که برخلاف ساختمانهای مدرن، اسکلت یکپارچه فلزی یا بتنی ندارند، این اتفاق به معنای ایجاد ترکهای عمیق و شکافهای جبرانناپذیر در بدنه بناست.
توهم ایمنی و واقعیتهای تلخ میدانی
در حالی که برخی از مشاوران پروژه با تکیه بر مدلهای ریاضی و شبیهسازیهای کامپیوتری از کنترلپذیر بودن ارتعاشات میگویند، تجربیات میدانی در همین شهر روایت دیگری دارد. حوادثی نظیر ایجاد گودالهای عمیق در محدوده خیابان هاتف یا بالا زدن مواد تزریقی به سطح خیابان، گواه این است که زمین اصفهان رفتارهای پیشبینی نشدهای دارد و مدلهای تئوریک همیشه با واقعیت زمین همخوانی ندارند.
حتی تجهیزات پیشرفته کاهش ارتعاش که مانند کمکفنر خودرو عمل میکنند و ارتعاشات را جذب میکنند، تضمینکننده ابدی ایمنی نیستند. این قطعات لاستیکی و ضربهگیرها بهمرور زمان در اثر فشار و رطوبت فرسوده میشوند و اگر سیستم تعمیر و نگهداری دقیق و سختگیرانهای وجود نداشته باشد، کارایی خود را از دست میدهند. بنابراین، تکیه بر نصب این تجهیزات بدون داشتن یک سیستم پایش برخط و مستمر که هر ثانیه لرزشها را اندازهگیری کند، نوعی خوشبینی خطرناک و ریسک غیرمحسوب است.
دکتر بهرام نادی، پژوهشگر حوزه فرونشست، به درستی اشاره میکند که در هیچ سامانه مهندسی در جهان نمیتوان احتمال خطا را صفر دانست. او تأکید میکند که مقایسه متروی اصفهان با شهرهایی چون پاریس و مسکو، نادیده گرفتن تفاوتهای بنیادین در عمق تونلها و نوع خاک است. وقتی عمق تونلها در اصفهان کم است، هر لرزشی با شدت بیشتری به پی بناهای تاریخی منتقل میشود و اینجاست که بحث ایمنی از یک موضوع صرفاً فنی به یک دغدغه عمیق فرهنگی تبدیل میشود.
از استانداردهای یونسکو تا مسئولیت اخلاقی مدیران
این پرونده اکنون از یک بحث شهری ساده به یک چالش بینالمللی با ابعاد حقوقی تبدیل شده است. از آنجا که مسجد جامع عتیق در فهرست میراث جهانی قرار دارد، هرگونه مداخله در حریم آن باید با استانداردهای سختگیرانه یونسکو و سازمانهای نظارتی چون ایکوموس تطبیق داده شود. محمدحسن طالبیان، مشاور وزیر میراث فرهنگی، بر لزوم تجمیع گزارشها و راستیآزمایی آنها تأکید دارد تا تصویری یکپارچه از وضعیت فرونشست و لرزشها به دست آید. او هشدار میدهد که تا زمانی که اطمینان کافی از نبود ریسک حاصل نشده، نباید مسیر را با آسودگی خاطر تأیید کرد، زیرا هرگونه اشتباه در اینجا، وجههای بینالمللی خواهد داشت و میتواند اعتبار میراثی ایران را در جهان خدشهدار کند.
توسعه حمل و نقل برای یک شهر در حال رشد ضروری است
در واقع تحلیل کارشناسان نشان میدهد که میراث جهانی یک اکوسیستم زنده است. هرگونه مداخله در حریم مسجد عتیق، میتواند بر کل بافت تاریخی اطراف آن اثر بگذارد و تعادل زمین را به هم بزند. در حالی که توسعه حمل و نقل برای یک شهر در حال رشد ضروری است، اما این توسعه نباید به قیمت نابودی هویت و ریشههای شهر تمام شود.









دیدگاهتان را بنویسید