به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر اگر بخواهیم تاریخ انیمیشن ایران را ورق بزنیم، شاید نخستین تصویر، مردی باشد که با چند خط و چند حرکت، رؤیای جان بخشیدن به نقاشی را در دل سینمای ایران کاشت: اسفندیار احمدیه. او در سال ۱۳۳۶ «ملانصرالدین» را ساخت؛ فیلمی که از نخستین تجربههای جدی پویانمایی ایران و نقطهای بنیادین در تاریخ این هنر به شمار میآید. آن روزها نه از فناوریهای امروز خبری بود و نه از استودیوهای مجهز و نرمافزارهای پیچیده؛ اما خیال، همیشه پیش از تکنولوژی به دنیا میآید.
چند سال بعد، این خیال در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خانهای پیدا کرد. از ۱۳۴۹، با شکلگیری واحد تولید انیمیشن کانون، گروهی از هنرمندان، تصویر را از صفحهی کاغذ برداشتند و به آن حرکت بخشیدند. فرشید مثقالی، علیاکبر صادقی، نورالدین زرینکلک، مرتضی ممیز و دیگران، هر یک با زبان شخصی خود، بخشی از حافظهی تصویری این سرزمین را ساختند؛ دورهای که امروز بسیاری از پژوهشگران و مراکز سینمایی از آن به عنوان «دوران طلایی انیمیشن ایران» یاد میکنند.
فرشید مثقالی، با نگاه مدرن و تجربهگرای خود، انیمیشن را به قلمرو گرافیک و اندیشه نزدیک کرد؛ آثاری چون «شهر خاکستری» و «بهتر، راحتتر» هنوز نشان میدهند که چگونه میتوان با کمترین حرکت، بیشترین معنا را آفرید. در سوی دیگر، علیاکبر صادقی جهانی از اسطوره، نگارگری، شاهنامه و خیال ایرانی ساخت؛ «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» گویی نگارخانههای ایرانی بودند که ناگهان پرده را ترک کرده و به حرکت درآمده بودند.
این هنرمندان را میتوان از پیشگامان انیمیشن هنری ایران دانست؛ نسلی که محدودیت امکانات را به زبان تازهای برای آفرینش تبدیل کرد. شاید راز ماندگاری آثارشان نیز همین باشد: آنها فقط برای سرگرم کردن کودک تصویر نمیساختند؛ قصه، نماد، اخلاق، خیال و زیباییشناسی را به هم میدوختند. بنابراین فیلمهایشان هم میتوانستند برای کودک آموزنده و خیالانگیز باشند و هم برای مخاطب بزرگسال، تجربهای سینمایی و تأملبرانگیز.
این میراث پس از انقلاب نیز خاموش نشد.
کانون و دیگر نهادهای تولیدکننده، با نسلهای تازه به کار ادامه دادند و انیمیشن ایرانی مسیر خود را در میان تغییرات اجتماعی و تکنولوژیک پیدا کرد. سالها بعد، «در سایه سرو» ساختهی شیرین سوهانی و حسین ملایمی، محصول کانون، بار دیگر این سنت را به صحنهی جهانی برد؛ فیلمی دوبعدی و فریمبهفریم که در چهلویکمین جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور یافت و در سال ۲۰۲۵ اسکار بهترین انیمیشن کوتاه را به دست آورد.
اما انیمیشن فقط برای کودکان نیست؛ شاید اساساً هیچگاه چنین نبوده است. در تاریخ سینما، انیمیشن هر بار که از مرز سرگرمی کودکانه عبور کرده، توانسته به عمیقترین لایههای تنهایی، مرگ، عشق، جنگ، خاطره و هویت برسد. در سالهای اخیر، آثاری چون «پسر و مرغ ماهیخوار»، «ربات رؤیاها»، «خاطرات یک حلزون» و «فلو» نشان دادهاند که انیمیشن میتواند در کنار سینمای داستانی بایستد و حتی در بعضی لحظهها از آن جلو بزند؛ زیرا در انیمیشن، جهان الزاماً آن چیزی نیست که دوربین میبیند، بلکه چیزی است که ذهن میتواند تصور کند.
شاید به همین دلیل است که تاریخ انیمیشن ایران را باید تاریخِ مقاومت خیال دانست؛ از مداد سیاه احمدیه تا جهان اسطورهای صادقی، از نگاه مدرن مثقالی تا سکوت پرمعنای «در سایه سرو». نسلی تصویر را به حرکت درآورد تا به ما یادآوری کند سینما فقط ثبت جهان نیست؛ گاهی ساختن جهانی است که پیش از آن، جز در خیال، وجود نداشته است.





دیدگاهتان را بنویسید