زیر پوست شهر فشار خردکننده تورم و سقوط شدید قدرت خرید، حق ابتدایی انسان برای داشتن سرپناه را به رویایی دستناپذیر تبدیل کرده است. امروز در پایتخت، بحران مسکن از کوچههای حاشیه شهر فراتر رفته و به پشتبامها رسیده است. پدیده تکاندهنده بامخوابی یا اجاره پشتبامها و انباریها، روایتگر سقوط کیفیت زندگی در قلب پایتخت است؛ جایی که فقر باعث شده برخی خانواده ها و یا کارگران و مهاجرانی که به امید لقمه نان آمدهاند، اکنون در میان خرپشتهها و اتاقکهای غیرقانونی، یا پشت بام محله های فقیر نشین شبهای خود را سپری میکنند. اما در حالی که این بحران اجتماعی به نقطه اوج رسیده، سکوت متناقض مسئولان، تنها به درد دلالان مسکن کمک کرده است.
پناهگاه اضطراری مستاجران
در محلههای قدیمی تهران، پدیدهای به نام بامخوابی در حال گسترش است. پلههایی که به بام خانه ختم میشوند، با ساختوسازهای غیرقانونی و سرپوشهایی ساده به اتاقکهایی تبدیل شدهاند که سرویس بهداشتی و آشپزخانهای در حد یک گوشه کوچک دارند. این فضاها که از نظر بهداشتی و ایمنی در وضعیت وخیمی هستند، با قیمتهایی پایینتر از عرف بازار به افرادی اجاره داده میشوند که توان پرداخت ودیعههای نجومی واحدهای استاندارد را ندارند. مشتریان این بامهای اجارهای، عمدتاً جوانان مجرد و کارگرانی هستند که با دستمزدهای پایین و بدون قراردادهای رسمی، در جستوجوی کار به تهران آمدهاند. برای این افراد، حتی حق مسکن پرداخت شده توسط کارفرمایان نیز در برابر اجارهبهای این اتاقکهای کوچک رنگ میبازد و آنها را در چرخه فقر مسکن گرفتار کرده است.
پشتبامها شبانه اجاره میشوند
یکی از لایههای تاریک این بحران، غیرقانونی بودن کامل این معاملات است. اجاره پشتبامها و انباریها هرگز در بنگاههای رسمی املاک ثبت نمیشود و مستاجران بدون هیچ پشتوانه قانونی، در برابر تخلیههای اجباری بیدفاع هستند.
تکاندهنده آنکه در برخی مناطق، اجاره این مکانهای غیر استاندارد به صورت شبانه است. این موضوع نشان میدهد که نیاز مبرم به سرپناه، حتی مردم را مجبور کرده تا برای خوابیدن در یک فضای غیرقانونی و ناامن، هزینههای گزافی بپردازند.
مقایسه وضعیت ایران با شاخصهای جهانی، عمق فاجعه را آشکار میکند. در حالی که طبق استانداردهای جهانی، فرد باید تنها با ۴۵ دقیقه تا یک ساعت کار در روز هزینه اجاره مسکن خود را تأمین کند، در ایران کل درآمد روزانه یک کارگر صرف اجاره خانه میشود.
بررسیها نشان میدهد بیش از نیمی از سبد هزینههای خانوار شهری به مسکن اختصاص یافته است. این فشار اقتصادی باعث شده تا خانوادهها از هزینههای حیاتی سلامت، آموزش و تفریح بکاهند. نتیجه این وضعیت، نه تنها کاهش کیفیت زندگی، بلکه بروز آسیبهای روحی و روانی شدید و حتی کوچ معکوس منفی به سمت شهرهای کوچک است.
شکست طرحهای نمایشی و تصدیگری دولت
بیت الله ستاریان، کارشناس مسکن و عضو سابق هیات علمی دانشگاه تهران، ریشه این بحران را در نقش غلط دولت میداند. او با انتقاد شدید از تصدیگری دولت در بخش مسکن، تأکید میکند که دولت باید به جای بازیگر بازار بودن، نقش تسهیلگر را ایفا کند. به باور او، با اقتصاد بسته و انحصاری فعلی، هرگز نمیتوان مشکل مسکن را حل کرد و ساخت سالیانه یک میلیون واحد مسکونی، نیازمند اقتصاد باز و ابزارهای مالی مدرنی مانند بازارهای رهنی و اوراق مشارکت است.
در حالی که گزارشها از تبدیل انباریها و پشتبامها به مسکن در قلب پایتخت حکایت دارد، نکته تکاندهنده تر، سکوت مطلق مسئولان متولی است. تا به امروز هیچ واکنش رسمی یا برنامه عملیاتی برای مقابله با پدیده بامخوابی ارائه نشده است. این سکوت مدیریتی، یا نشاندهنده بیاطلاعی کامل از وضعیت زیرپوست شهر است و یا پذیرفتن این فاجعه به عنوان یک امر عادی.








دیدگاهتان را بنویسید