به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر; محاصره دریایی ایران، اگرچه فشارهایی جدی بر تجارت خارجی، هزینه حملونقل و تامین کالا وارد میکند، اما لزوما به معنای بسته شدن همه مسیرهای اقتصادی کشور نیست. این وضعیت میتواند فرصتی برای بازنگری در الگوی تجارت، توسعه کریدورهای زمینی و کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی محدود ایجاد کند. نکته اساسی آن است که ایران بهجای پذیرش انفعال در برابر فشار خارجی، از ظرفیت جغرافیایی خود برای تقویت پیوندهای اقتصادی با همسایگان و بازارهای آسیایی بهره بگیرد. البته تبدیل این فشار به فرصت، خودبهخود اتفاق نمیافتد. موفقیت این راهبرد به سرمایهگذاری، هماهنگی گمرکی، تامین مالی، امنیت مسیرها و برنامهریزی دقیق برای انتقال کالا وابسته است.
مسیر زمینی نمیتواند بهطور کامل جایگزین حملونقل دریایی شود، اما توسعه شبکهای از مسیرهای مکمل میتواند آسیبپذیری اقتصاد ایران را در برابر محدودیتهای خارجی کاهش دهد. موقعیت جغرافیایی ایران، کشور را در نقطه اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره هند و غرب آسیا قرار داده است. این موقعیت امکان گسترش تجارت با کشورهای همسایه و دسترسی زمینی به بازارهای دورتر را فراهم میکند.
توسعه خطوط ریلی، بهبود جادههای ترانزیتی، ایجاد پایانههای مرزی مجهز و تسهیل مقررات گمرکی میتواند از این ظرفیت، مزیتی اقتصادی و پایدار بسازد. در این چهارچوب، گسترش همکاریهای ترانزیتی با افغانستان و تاجیکستان اهمیت ویژهای دارد. ایجاد کریدورهای حملونقل زمینی سهجانبه و تقویت ارتباطات تجاری از مسیر افغانستان میتواند فرصتهای تازهای برای شرکتهای حملونقل، تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی ایجاد کند. همچنین تکمیل و توسعه اتصال ریلی خواف ـ هرات، در کنار برنامهریزی برای گسترش شبکه ریلی افغانستان، میتواند پیوند اقتصادی ایران با آسیای مرکزی را تقویت کند.
چنین پروژههایی صرفا طرحهای عمرانی نیستند آنها زیرساختهایی برای افزایش مبادلات، ایجاد اشتغال و متنوعسازی شرکای تجاری کشور به شمار میروند. یکی از تحولات مهم در همسایگی شرقی ایران، توسعه جاده کریدور واخان در شمالشرق افغانستان است. این مسیر با هدف اتصال افغانستان به چین توسعه یافته و میتواند در صورت تکمیل زیرساختهای مرزی و فراهم شدن امکان عبور رسمی کالا، ارتباط افغانستان با بازار چین را تسهیل کند. با این حال، دشواریهای جغرافیایی منطقه و ضرورت ایجاد امکانات گمرکی و تجاری، بهرهبرداری اقتصادی کامل از آن را به سرمایهگذاریها و تصمیمهای سیاسی بعدی وابسته میکند.
برای ایران، اهمیت واخان در این است که توسعه ارتباطات زمینی افغانستان با چین و آسیای مرکزی میتواند زمینه شکلگیری مسیرهای مکمل و همکاریهای تازه منطقهای را فراهم سازد. ایران باید با دیپلماسی اقتصادی فعال، امکان اتصال شبکههای حملونقل خود به کریدورهای افغانستان را بررسی کند و در کنار همکاری با تاجیکستان، چین و دیگر کشورهای منطقه، سهم بیشتری از تجارت و ترانزیت آسیایی به دست آورد. محاصره دریایی، برای ایران ایجاد چالش می کند و بنابراین نباید دشواریهای آن را کوچک شمرد. با این حال، تمرکز بر توسعه مسیرهای زمینی، تقویت تولید داخلی، تنوعبخشی به مبادی تامین کالا و گسترش تجارت منطقهای میتواند بخشی از این فشار را به محرکی برای اصلاح ساختارهای اقتصادی تبدیل کند. هدف نباید صرفا عبور از یک محدودیت موقت باشد.
مساله، ساختن اقتصادی است که در برابر فشارهای خارجی انعطاف بیشتری داشته باشد. ایران میتواند با تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به شبکهای از پیوندهای پایدار تجاری، از جایگاه یک مسیر عبوری به بازیگری اثرگذار در اقتصاد منطقه ارتقا یابد. در این مسیر، کریدورهای زمینی و پروژههایی مانند جاده واخان فرصتهایی مهم هستند، مشروط بر آنکه با برنامهریزی واقعبینانه، سرمایهگذاری هدفمند و همکاری پایدار همسایگان همراه شوند. در نهایت، مزیت راهبردی ایران نه در انکار هزینههای محاصره، بلکه در توانایی تبدیل محدودیتها به انگیزهای برای تنوعبخشی اقتصادی و تقویت پیوندهای منطقهای نهفته است. موضوعی که می تواند تهدید محاصره دریایی علیه کشورمان را به یک فرصت واقعی تبدیل کند.





دیدگاهتان را بنویسید