بازگشایی مدارس در ماه مهر و نواخته شدن زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، همواره با شور، اشتیاق و تعیین هدفهای بزرگ از سوی دانشآموزان همراه است؛ اما با گذر از هفتههای ابتدایی و رسیدن به آستانه آزمونهای کلاسی و امتحانات میاننوبت اول، واقعیتهای چالشبرانگیز مسیر نمایان میشود. انباشت تدریجی مباحث درسی، شکلگیری وسواسها و تعلل در آغاز مطالعه، رفتهرفته آرامش روانی محصلان دوره متوسطه را برهم میزند و آنها را در تله اضطراب و سردرگمی گرفتار میسازد. از سوی دیگر، فقدان یک شیوه نظاممند برای خلاصهنویسی و بازیابی مباحث، مرور حجم سنگین کتابها را در بازه آزمونها با مانع جدی روبهرو میکند.
به گزارش سرویس جامعه پایگاه خبری سپاهان خبر از این رهگذر و برای بازخوانی شیوههای صحیح آغازگری در سال تحصیلی و تجهیز دانشآموزان به ابزارهای کارآمد مطالعه، به گفتوگو با دکتر علی موحد، کارشناس و متخصص روانشناسی تربیتی و مشاور ارشد برنامهریزی تحصیلی دوره متوسطه، نشستهایم تا سازوکارهای غلبه بر اهمالکاری و اصول مهندسی یادداشت برداری را با نگاهی علمی و کاربردی مورد واکاوی قرار دهیم که باهم می خوانیم؛
– بسیاری از دانشآموزان گلایه دارند که هرچند وقت زیادی پای میز مطالعه میگذرانند، اما پیشرفت محسوسی ندارند و مدام درس خواندن را عقب میاندازند. ریشه روانی این مسئله از نگاه شما چیست؟
– این مسئله یکی از شایعترین دامهای روانی در آغاز سال تحصیلی است. نکته اساسی که دانشآموزان باید به آن توجه کنند این است که «انجام ندادن یک کار»، انرژی روانی به مراتب بیشتری نسبت به «انجام دادنش» از ما میگیرد. وقتی شما شروع به درس خواندن میکنید، سختی کار محدود به همان تمرکز و تلاش روی کتاب است؛ اما وقتی مطالعه را عقب میاندازید، نشخوار فکری، سرزنش درونی و عذاب وجدان مزمن شروع میشود. در چنین شرایطی حتی اگر مشغول استراحت یا تفریح با دوستان و خانواده باشید، نمیتوانید از آن لذت ببرید؛ چرا که همیشه در گوشه ذهنتان یک حس گناه و ناآرامی بابت وظایفِ معطلمانده جا خوش کرده است.
– وقتی حجم تکالیف و مباحث انباشته میشود، شروع کردن به مراتب سختتر میشود. برای شکستن این سد روانی و آغاز کار، چه تکنیک اجرایی و سریعی پیشنهاد میکنید؟
– در علم رفتارشناسی تحصیلی، اصلی داریم مبنی بر اینکه «سنگ بزرگ، نشانه نزدن است». مغز ما در برابر تصمیمهای عظیم و سخت جبهه میگیرد و مقاومت ایجاد میکند. بهترین راهکار برای فریب دادن این مقاومت ذهنی، «قاعده پنج دقیقه» است. اگر به ذهن خود بگویید «امروز باید از ساعت ۲ ظهر تا ۱۲ شب یکنفس بخوانم و ۳۰۰ تست بزنم و گوشی هم ممنوع است»، مغز فراری میشود و دست به دامن بهانههای مختلف برای تعلل میگردد. در عوض، به ذهنتان فرمان دهید: «قرار نیست کار سنگینی بکنیم؛ فقط و فقط ۵ دقیقه مینشینم و صرفاً ۱ صفحه میخوانم و تمام.» ذهن این کار سبک را میپذیرد. وقتی وارد فضای مطالعه شدید، این بازههای پنج دقیقهای را پشت هم تکرار کنید؛ ناگهان متوجه میشوید یک پارت درسی را به طور کامل به پایان رساندهاید.
– در مشاورههای درسی تأکید زیادی بر «مطالعه فشرده» میشود. تفاوت مطالعه فشرده با کش دادن زمان مطالعه در طول روز چیست؟
– تصور اشتباهی وجود دارد که ارزش مطالعه را صرفاً با ساعتهای سپریشده پشت میز میسنجند. فرض کنید دانشآموزی از ساعت ۷ صبح تا ۱۲ شب درگیر فضای درس باشد؛ مرتب برود چرخی بزند، سراغ گوشی برود و بعد دوباره بازگردد تا در نهایت در پایان روز به ۴ الی ۵ ساعت مطالعه مفید برسد؛ این روند به شدت روانفرسا است. در نقطه مقابل، اگر همین ۴ تا ۵ ساعت استاندارد به صورت فشرده و با تمرکز بالا تا بعدازظهر جمع شود، فرد احساس پیروزی و انرژی مضاعف پیدا میکند. این کار به او اعتمادبهنفس میدهد و فرصت کافی برای استراحت یا حتی افزایش ساعت مطالعه بدون نیاز به کاستن از خواب شبانه فراهم میآورد. همچنین برای حذف تردیدهای ثانیههای اول، توصیه من استفاده از «قانون پنج ثانیه» است؛ یعنی معطل ایدهآلها نشوید، از ۱ تا ۵ بشمارید، بلافاصله بلند شوید و کار را استارت بزنید و کمالگرایی کاذب را کنار بگذارید.
– حال که سال تحصیلی رو به پیشروی است و امتحانات نزدیک میشوند، ابزار تثبیت مطالب یعنی خلاصهنویسی مطرح میشود. بزرگترین خطایی که محصلان در این مسیر مرتکب میشوند چیست؟
– متاسفانه بسیاری از دانشآموزان در همان دور اول خواندن یک درس، دفتر خلاصه را باز میکنند و مینویسند. این بزرگترین خطای خلاصهنویسی است. در دور اول، مرز میان مباحث کلیدی و گزارههای کماهمیت هنوز در ذهن شفاف نیست و ماحصل این کار چیزی جز کپیبرداری ناقص از کتاب درسی نخواهد بود. برای خلاصهنویسی مؤثر باید ابتدا به «تسلط اولیه» رسید. حداقل انتظار این است که دانشآموز پس از فهم دقیق کتاب، دستکم ۲۰ تا ۳۰ تمرین و تست استاندارد را حل و تحلیل کند تا خط فکری طراحان سوال را بشناسد و سپس دست به خلاصه کردن بزند.
– اصول ساختاری یک خلاصهنویسی استاندارد و کاربردی برای دوران امتحانات شامل چه مواردی است؟
– در این حوزه، رعایت چند اصل کاربردی مسیر دانشآموز را هموار میکند؛
بهکارگیری ابزارهای بصری: برای مباحث دارای سیر توالی، طبقهبندی و روابط علت و معلولی، استفاده از نمودارهای درختی، جداول تطبیقی و فلوچارتها یادگیری بصری را به شدت عمق میبخشد.
استفاده از فلشکارت در مباحث تعریفی: واژگان، تعاریف محض و فرمولها به مرور مکرر نیاز دارند؛ لذا ثبت پرسش در یک رو و پاسخ در روی دیگر فلشکارت، بهترین ابزار برای روزهای منتهی به آزمون است.
نگارش با زبان شخصی: خلاصه باید آینه فهم فرد باشد؛ بازنویسی با زبان خودمانی و برداشت مستقیم، ماندگاری مفهوم در حافظه بلندمدت را تضمین میکند.
– به عنوان سخن پایانی، چه هشداری درباره ظاهر و حجم خلاصهها به داوطلبان میدهید؟
– اولاً در خلاصهنویسی وسواس مفرط نداشته باشید؛ قرار نیست یک کتابچه جدید تألیف کنید، بلکه هدف ایجاد یک نقشه ذهنی سریع برای روزهای امتحان است. ثانیاً فرم نگارش باید تمیز، فاصلهدار، همراه با تیترهای خوانا و نشانههای رنگی مشخص باشد تا در شب امتحان موجب خستگی چشم و سردرگمی نشود. و در نهایت، همواره در صفحات خلاصه «فضای خالی» برای افزودن نکات احتمالی آزمونهای بعدی باقی بگذارید؛ زیرا یادگیری یک جریان مستمر است و نباید برای وارد کردن یک نکته تازه، مجبور به پاکنویس مجدد کل مبحث شوید.





دیدگاهتان را بنویسید