به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر؛ بازار سهام آمریکا در روز پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۲۶، یکی از سنگینترین روزهای معاملاتی خود در سالهای اخیر را تجربه کرد. سقوطی که حدود ۳ تریلیون دلار از ارزش بازار شرکتهای بورسی آمریکا را از بین برد و نگرانیهای تازهای درباره آینده صنعت هوش مصنوعی، سیاستگذاری اقتصادی و ارزشگذاری شرکتهای فناوری ایجاد کرد.
شاخص نزدک با افت ۵.۵۲ درصدی به ۲۴ هزار و ۳۱۵ واحد رسید و بدترین عملکرد روزانه خود در ۱۹ ماه گذشته را ثبت کرد. شاخص اساندپی ۵۰۰ نیز ۴.۳۶ درصد سقوط کرد و شاخص داوجونز با کاهش ۳.۴۴ درصدی مواجه شد. این اتفاق در حالی رخ داد که بازار سهام آمریکا تنها یک روز پیش از آن، تحت تاثیر نتایج انتخابات میاندورهای کنگره، رشد قابلتوجهی را تجربه کرده بود.
مهمترین عامل این سقوط، افزایش نگرانیها درباره آینده سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی بود. پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل کنگره، این نگرانی را در میان سرمایهگذاران ایجاد کرد که دولت و قانونگذاران جدید ممکن است محدودیتهای بیشتری برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی در نظر بگیرند. برخی از سیاستمداران دموکرات در جریان رقابتهای انتخاباتی از ضرورت توقف یا محدود کردن ساخت مراکز داده جدید دفاع کرده بودند.
این مواضع بهویژه در ایالتهایی که با گسترش مراکز داده و مصرف بالای انرژی آنها مخالف هستند، اهمیت پیدا کرده است. سرمایهگذاران اکنون نگران هستند که چنین سیاستهایی سرعت توسعه مراکز داده را کاهش دهد و در نتیجه تقاضا برای تراشهها، سرورها، تجهیزات شبکه و سایر زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی کمتر از پیشبینیهای قبلی باشد. عامل دوم، تردیدهای فزاینده درباره ارزشگذاری شرکتهای فعال در صنعت هوش مصنوعی است.
طی ماههای گذشته، موج خوشبینی به هوش مصنوعی موجب افزایش چشمگیر قیمت سهام شرکتهایی مانند انویدیا، برادکام و سایر تولیدکنندگان نیمهرسانا شده بود. بسیاری از سرمایهگذاران انتظار داشتند تقاضا برای تراشههای پیشرفته و خدمات پردازش ابری همچنان با سرعت بالایی افزایش یابد. با این حال، اکنون پرسش مهمی مطرح شده است. آیا درآمد و سود واقعی این شرکتها میتواند هزینههای عظیم سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را توجیه کند؟ شرکتهای بزرگ فناوری صدها میلیارد دلار برای توسعه مراکز داده و زیرساختهای پردازشی اختصاص دادهاند، اما بازگشت سرمایه این هزینهها هنوز با ابهاماتی همراه است.
همین مساله باعث شده سرمایهگذاران نسبت به قیمتهای بالای سهام فناوری حساستر شوند. سومین عامل، سقوط شدید سهام شرکتهای تولیدکننده تراشه بود. در جریان معاملات پنجشنبه، سهام انویدیا حدود ۹.۳ درصد کاهش یافت و این شرکت بخش بزرگی از ارزش بازار خود را از دست داد. سهام برادکام، کوالکام و میکرون نیز با افتهای سنگین مواجه شدند. شاخص نیمهرساناهای فیلادلفیا هم بیش از ۱۲ درصد سقوط کرد. اتفاقی که نشان میدهد نگرانیها تا چه اندازه به قلب زنجیره تامین هوش مصنوعی رسیده است.
علاوه بر این، چشمانداز ضعیفتر برخی شرکتها در بازار تلفنهای هوشمند نیز بر نگرانیها درباره تقاضای تراشه تاثیر گذاشت. عامل چهارم را باید در رفتار سرمایهگذاران و ساختار معاملات بازار جستوجو کرد. رشد طولانیمدت سهام فناوری باعث شده بود بسیاری از صندوقها و سرمایهگذاران به تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ وابسته شوند. هنگامی که روند بازار تغییر کرد، خروج همزمان این سرمایهگذاران فشار فروش را تشدید کرد.
برخی صندوقهای سرمایهگذاری نیز به دلیل استفاده از اهرم مالی و استراتژیهای معاملاتی مبتنی بر روند قیمت، ناچار شدند موقعیتهای خود را کاهش دهند. در چنین شرایطی، نبود خریداران قدرتمند برای جذب حجم بالای سفارشهای فروش، اُفت قیمتها را سریعتر کرد. به اعتقاد برخی تحلیلگران، شدت ریزش لزوما به معنای فروپاشی تقاضای واقعی برای هوش مصنوعی نیست، بلکه ترکیبی از نگرانی، اهرم مالی و تغییر ناگهانی انتظارات سرمایهگذاران است. در کنار این عوامل، انتظارات مربوط به سیاست پولی فدرالرزرو نیز بر فضای بازار تاثیر گذاشت.
اظهارنظر برخی مقامهای بانک مرکزی آمریکا درباره احتمال افزایش دوباره نرخ بهره، نگرانیها را تشدید کرد. نرخ بهره بالاتر معمولا ارزش فعلی درآمدهای آینده شرکتها را کاهش میدهد و به همین دلیل، سهام شرکتهای فناوری که بخش قابلتوجهی از ارزش آنها بر پایه سودآوری آینده محاسبه میشود، آسیبپذیرتر هستند. انتشار آمار اشتغال آمریکا نیز به یکی دیگر از موضوعات مهم مورد توجه معاملهگران تبدیل شد.
در مجموع، سقوط ۳ تریلیون دلاری بازار سهام آمریکا را نمیتوان صرفا نتیجه یک اتفاق سیاسی یا اقتصادی دانست. این ریزش حاصل برخورد چند عامل بود. تغییر فضای سیاسی پس از انتخابات، نگرانی درباره محدودیتهای احتمالی هوش مصنوعی، تردید در بازدهی سرمایهگذاریهای عظیم فناوری، ارزشگذاریهای بالا و خروج سریع سرمایهگذاران از موقعیتهای پرریسک، همه و همه موثر هستند.
با این حال، این اتفاق الزاما به معنای پایان رونق هوش مصنوعی نیست. مساله اصلی این است که بازار اکنون از مرحله خوشبینی تقریبا بدون محدودیت عبور کرده و بیش از گذشته به دنبال شواهد واقعی از سودآوری، درآمدزایی و بازگشت سرمایه در این صنعت است. در واقع، آنچه والاستریت تجربه کرد، میتواند نشانه آغاز مرحلهای سختگیرانهتر در ارزیابی شرکتهای فناوری باشد. مرحلهای که در آن وعدههای بزرگ به تنهایی برای حفظ ارزش سهام کافی نخواهند بود.





دیدگاهتان را بنویسید