به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر به نقل از تابناک، قیمت نفت دوباره بالای ۱۰۰ دلار رفته اما این بار بازار انرژی با مشکلی مواجه شده که میتواند اثر آن از خود نفت خام هم گستردهتر باشد: گازوئیل گران و کمیاب شده است. در آمریکا متوسط قیمت گازوئیل برای نخستین بار از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده و قیمت آن نسبت به ابتدای جنگ حدود ۶۰ درصد افزایش یافته؛ همزمان ذخایر دیزل آمریکا ۱۳ درصد پایینتر از میانگین پنجساله قرار دارد و حاشیه سود پالایش گازوئیل به رکورد ۱۱۲.۱۷ دلار در هر بشکه رسیده است.
ماجرا فقط به آمریکا محدود نیست. اختلال در صادرات نفت و فرآورده خاورمیانه، آسیب به پالایشگاههای روسیه، محدودیت صادرات سوخت و کاهش ظرفیت پالایش، بازار جهانی دیزل را تحت فشار قرار داده است. آژانس بینالمللی انرژی نیز در تازهترین گزارش خود پیشبینی کرده تولید پالایشگاهی جهان در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۲.۶ میلیون بشکه در روز کاهش یابد و به ۸۱.۵ میلیون بشکه در روز برسد.
به این ترتیب، بحران انرژی وارد مرحله تازهای شده است. اگر نفت خام گران شود، هزینه انرژی بالا میرود اما وقتی گازوئیل گران میشود، هزینه جابهجایی خود انرژی، غذا، مواد اولیه و کالاهای نهایی نیز افزایش پیدا میکند. همین زنجیره است که نگرانی از تبدیل یک بحران نفتی به موج تازه تورم جهانی را جدیتر کرده است.
گازوئیل خطرناکتر از نفت؟!
اهمیت گازوئیل در اقتصاد جهانی از یک واقعیت ساده میآید؛ بخش بزرگی از اقتصاد فیزیکی جهان با دیزل حرکت میکند. کامیونها، کشتیها، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات عمرانی، قطارها و بسیاری از ماشینآلات صنعتی به این سوخت وابستهاند. به همین دلیل، افزایش قیمت گازوئیل فقط هزینه رانندگی را بالا نمیبرد بلکه قیمت تمامشده حمل کالا تا انبارها و فروشگاهها را افزایش میدهد.
بازار اکنون با یک مشکل دوگانه روبهرو است؛ از یک طرف نفت خام به دلیل اختلال در عرضه خلیج فارس گران شده و از طرف دیگر ظرفیت پالایش برای تبدیل نفت خام به فرآوردههایی مانند گازوئیل محدود شده است. رویترز گزارش داده جنگهای خاورمیانه و اوکراین حدود ۴ میلیون بشکه در روز از ظرفیت یا عرضه گازوئیل مناطق مهم جهان را تحت تأثیر قرار دادهاند. پالایشگاههای آمریکا با ظرفیت بالا کار میکنند اما حتی این افزایش تولید نیز برای جبران کسری کافی نیست. حاشیه سود گازوئیل در بازار آمریکا نیز به رکورد ۱۱۲.۱۷ دلار در هر بشکه رسیده است. IEA نیز میگوید پالایشگاههای جهان در ماه اوت حدود ۸۱.۴ میلیون بشکه در روز نفت خام را فرآوری کردند؛ این رقم ۴.۲ میلیون بشکه کمتر از یک سال قبل بود بنابراین مشکل فقط «نفت کم» نیست؛ ظرفیت تبدیل نفت به سوخت هم کم شده است.
گازوئیل چگونه کالا را گران میکند؟
اثر گازوئیل بر اقتصاد از جایگاه سوخت آغاز نمیشود و همانجا هم تمام نمیشود. یک کامیون برای حمل مواد غذایی، فولاد، سیمان یا لوازم خانگی باید سوخت مصرف کند. وقتی قیمت دیزل بالا میرود، هزینه حمل افزایش مییابد. شرکت حملونقل برای جبران این هزینه یا کرایه بیشتری مطالبه میکند یا بخشی از افزایش هزینه را در قیمت خدمات خود وارد میکند. سپس تولیدکننده و توزیعکننده نیز همین هزینه را به زنجیره بعدی منتقل میکنند.
در بخش کشاورزی این اثر حتی مستقیمتر است. تراکتورها و ماشینآلات برداشت به سوخت دیزل وابستهاند و پس از برداشت نیز محصولات برای انتقال به مراکز بستهبندی، سردخانه و فروشگاه به کامیون و سوخت نیاز دارند بنابراین شوک گازوئیل میتواند از هزینه تولید محصول تا قیمت نهایی آن اثر بگذارد. نمونه آمریکا اکنون روشن است. قیمت متوسط دیزل در این کشور در سپتامبر از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده و قیمت آن طی یک سال بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته، همزمان تورم مصرفکننده آمریکا در اوت به ۳.۴ درصد رسید و قیمت سوختهای موتوری، شامل دیزل، در یک سال ۴۴ درصد افزایش داشت.
فایننشالتایمز نیز گزارش داده افزایش قیمت دیزل حاشیه سود کشاورزان آمریکایی را تحت فشار گذاشته زیرا همزمان هزینه سوخت و کود افزایش یافته است. پس اگر گازوئیل گران بماند، اثر آن میتواند از «هزینه سوخت» عبور کند و به هزینه غذا، حملونقل و تولید برسد.
بازار گازوئیل و زمستان سختتر؟!
بدترین سناریو برای بازار این است که کمبود گازوئیل با فصل افزایش تقاضا همزمان شود. رویترز در هفته جاری به نقل از مدیران صنعت نفت هشدار داد که عرضه جهانی دیزل احتمالاً تا زمستان محدود باقی میماند. پالایشگاهها در آمریکا با ظرفیت بالا کار میکنند اما تعمیرات فصلی پالایشگاهها در ماههای آینده میتواند توان تولید را کاهش دهد؛ در شرایطی که موجودیها نیز پایین هستند. این نگرانی در اروپا نیز وجود دارد. حاشیه سود پالایش بنزین اروپا در اوایل سپتامبر از ۶۲ دلار در هر بشکه عبور کرد؛ رقمی نزدیک به رکوردهای تاریخی.
در بخش دیگری از بازار، سوخت مورد استفاده کشتیها نیز تحت فشار قرار گرفته است. رویترز پیشبینی کرده کسری سوخت کوره مورد استفاده در کشتیها و برخی نیروگاهها در سهماهه سوم سال به حدود ۲۱۸ هزار بشکه در روز برسد؛ در حالیکه کسری این بازار یکسال قبل تنها حدود ۶ هزار بشکه در روز بود. موجودی سوخت کشتیرانی در مراکز مهمی مانند سنگاپور، آمستردام-روتردام-آنتورپ و فجیره نیز حدود ۳۰ درصد پایینتر از سطح معمول فصلی گزارش شده، یعنی فشار تنها روی کامیونها نیست؛ هزینه حملونقل دریایی نیز در حال افزایش است.
پیشبینی کوتاهمدت چندان آرامکننده نیست. IEA انتظار دارد تولید پالایشگاهی جهان در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد، در حالیکه برای ۲۰۲۷ رشد ۳.۵ میلیون بشکهای فرآوری پالایشگاهها را پیشبینی میکند. در نتیجه اگر اختلالات ژئوپلیتیک تا زمستان ادامه پیدا کند احتمالاً بازار فرآوردهها پیش از بازار نفت خام به نقطه فشار جدی میرسد.
نفت ۱۰۰ دلاری تا کجا میرود؟
پیشبینی قیمت نفت در شرایط فعلی به دو مسیر کاملاً متفاوت تقسیم شده؛ مسیر اول، ادامه اختلال عرضه خاورمیانه است. IEA در تازهترین برآورد خود پیشبینی کرده عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یابد یعنی حدود ۶ درصد کمتر از سطح قبلی. این نهاد همچنین انتظار دارد تقاضای جهانی نفت در سالجاری ۲.۵ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند زیرا قیمتهای بالا و اختلال اقتصادی مصرف را تحت فشار گذاشته است.
در بازار نقدی، برنت روز ۱۱ سپتامبر روی ۱۰۴.۶۱ دلار بسته شد و در طول هفته حتی به بالای ۱۰۷ دلار رسید. رویترز گزارش داده نفت برنت در پایان هفته بیش از ۸ درصد رشد هفتگی داشت اما مسیر دوم، بازگشت تدریجی عرضه است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا انتظار دارد با افزایش تولید و بازسازی ذخایر، قیمت برنت در نیمه دوم ۲۰۲۶ حدود ۹۰ دلار باشد و میانگین آن در سال ۲۰۲۷ به حدود ۷۴ دلار کاهش پیدا کند. این دو پیشبینی یک نکته مهم را روشن میکنند: بازار نفت بهشدت به زمان پایان اختلالات وابسته است.
اگر هرمز و مسیرهای صادراتی خلیج فارس عادی شوند، نفت میتواند فاصله قابل توجهی با قیمتهای بالای ۱۰۰ دلار بگیرد اما گازوئیل لزوماً به همان سرعت ارزان نمیشود زیرا بازسازی ذخایر و ظرفیت پالایش زمان میبرد. حتی در صورت افت نفت خام، اگر پالایشگاهها همچنان با محدودیت یا تعمیرات مواجه باشند، حاشیه سود فرآوردهها میتواند بالا باقی بماند. این همان دلیلی است که باعث شده بازار دیزل فعلاً از بازار نفت خام نگرانکنندهتر باشد.
از شوک انرژی تا شوک به همهچیز!
اکنون مهمترین نگرانی بازار این نیست که نفت برای چند روز ۱۰۰ یا ۱۰۵ دلار باشد؛ مسئله، مدت ماندگاری قیمت بالای انرژی است. اگر اختلال عرضه کوتاه باشد، شرکتها و مصرفکنندگان میتوانند بخش محدودی از افزایش هزینه را جذب کنند اما اگر نفت، گازوئیل و هزینه حملونقل برای چند ماه بالا بماند، فشار به تدریج به تولیدکننده و مصرفکننده منتقل میشود.
EIA برآورد کرده ذخایر جهانی نفت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ بهطور متوسط روزانه ۳.۹ میلیون بشکه کاهش یافته و انتظار دارد در سهماهه سوم نیز روزانه ۳ میلیون بشکه دیگر از موجودیها کاسته شود. برای سهماهه چهارم نیز کاهش ۱.۷ میلیون بشکهای در روز پیشبینی شده است. این کاهش ذخایر به معنای آن است که بازار برای جبران اختلال عرضه، از حاشیه امن خود استفاده میکند.
از طرف دیگر IEA انتظار دارد در سال ۲۰۲۷ رشد تقاضای نفت دوباره مثبت شود؛ این نهاد افزایش تقاضای حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز را برای سال آینده پیشبینی کرده است. اگر این افزایش تقاضا همزمان با بازگشت کامل ظرفیت پالایش و تولید رخ ندهد، بازار فرآوردهها میتواند دوباره تحت فشار قرار گیرد؛ بنابراین سناریوی محتمل بازار را باید در دو بازه دید: در کوتاهمدت، گازوئیل و فرآوردهها آسیبپذیرتر از نفت خام هستند؛ در میانمدت، با عادی شدن عرضه، فشار قیمتی میتواند کاهش پیدا کند. اما اگر بحران ژئوپلیتیک ادامه پیدا کند، ماجرا میتواند از پمپ بنزین عبور کند و به کامیون، کشاورز، کارخانه، فروشگاه و در نهایت سفره خانوار برسد. به همین دلیل شاید این بار مهمترین عدد بازار انرژی ۱۰۰ دلار نفت نباشد؛ عدد مهمتر، قیمت گازوئیل و فاصله آن با نفت خام است. هرچه این فاصله بیشتر و ماندگارتر شود، احتمال اینکه شوک انرژی به یک موج تورمی گسترده تبدیل شود نیز بیشتر خواهد شد.




دیدگاهتان را بنویسید