امروز روز ملی سینماست، روزی برای ستایش این هنر باشکوه. اما باید به دنبال سینمایی باشیم که فراتر از سرگرمی، آموزگار ما باشد و با محتوایی غنی، مسیر درست زندگی و تعالی را به ما نشان دهد.
سقوط در تله خندههای توخالی و محتوای تهی
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر یکی از تلخ ترین واقعیت های سینمای امروز این است که بسیاری از آثار به جای آنکه پیامی عمیق داشته باشند تنها به دنبال جذب مخاطب از طریق خنداندن های سطحی هستند. سینما باید هنر آموزش باشد و بتواند مفاهیم عمیق انسانی را به مخاطب منتقل کند اما متاسفانه موجی از کمدی های توخالی به بازار آمده است که هیچ نکته آموزشی یا اخلاقی به بیننده یاد نمی دهند. در این آثار مخاطب فقط می خندد اما وقتی از سالن خارج می شود هیچ تغییری در تفکر یا روحش ایجاد نشده است.
بدتر از آن این است که در بسیاری از فیلم های امروزی شاهد ترویج رفتارهای غیراخلاقی تحت پوشش هنر هستیم. طرز صحبت کردن شخصیت ها که دور از ادب و احترام است و نمایش عادی رفتارهایی مثل سیگار کشیدن زنان یا ترویج الگوهای غلط اجتماعی در قالب مدرنیته باعث می شود تا نسل جدید و به خصوص کودکان و نوجوانان این مسیرهای اشتباه را به عنوان مدل زندگی یاد بگیرند. وقتی سینما به جای هدایت جامعه به سمت تعالی به ابزاری برای نمایش پوچی و رفتارهای نادرست تبدیل شود دیگر نمی توان ادعا کرد که در حال خدمت به فرهنگ هستیم. سینما باید پرمفهوم باشد و به بیننده بیاموزد که چگونه انسان بهتری باشد نه اینکه فقط راه های جدیدی برای خندیدن یا رفتار غیراخلاقی را به او نشان دهد.
تضاد میان شکوه ملی و واقعیت های جغرافیایی
در کنار بحران محتوایی باید به این حقیقت نگاه کنیم که سینما هنوز برای همه مردم ایران به یک اندازه در دسترس نیست. در حالی که ما از روز ملی سینما سخن می گوییم بسیاری از شهرهای کوچک و روستاها حتی یک سالن فعال ندارند. برای کودکی که در این مناطق زندگی می کند بیست و یکم شهریور تنها یک تاریخ در تقویم است و تجربه تماشای فیلم روی پرده بزرگ برای او یک رویای دوردست است.
این نابرابری جغرافیایی باعث شده تا بخش بزرگی از جامعه تنها از طریق صفحه کوچک گوشی های همراه با هنر آشنا شوند. اگرچه راهکارهایی مثل سینمای سیار یا احیای سالن های قدیمی و مینی سینماها می تواند این فاصله را کمتر کند اما واقعیت این است که عدالت فرهنگی هنوز در بسیاری از نقاط کشور محقق نشده است. سینما زمانی واقعا ملی می شود که نه تنها از نظر جغرافیایی سراسر کشور را در بر بگیرد بلکه محتوای آن نیز با فرهنگ و اخلاق تمام اقشار جامعه همسو باشد.
بازگشت به سینمای حقیقت و رسالت انسانی
ما به سینمایی نیاز داریم که دوباره به ریشه های انسانی خود بازگردد. سینمایی که بتواند در کنار سرگرم کردن مخاطب به او یاد بدهد و در او بذر تفکر و اخلاق را بکارد. تماشاگر وقتی از سالن خارج می شود باید حس کند که چیزی یاد گرفته یا نگاهش به زندگی تغییر کرده است. هنر هرگز نباید در خدمت پوچی قرار بگیرد و هرگز نباید به بهانه جذب مخاطب از استانداردهای اخلاقی عبور کند.
رویاهای مهندسی و واقعیت های تولید در صنعت سینما باید در خدمت خلق آثاری باشد که هم غنی باشند و هم در هر گوشه از این سرزمین شنیده و دیده شوند. روز ملی سینما باید یادآور این باشد که هنر باید صدای حقیقت باشد و هرگز نباید اجازه دهیم ویترین های زیبا اما توخالی جایگزین محتوای اصیل و پرمفهوم شوند.




دیدگاهتان را بنویسید