یکی از ابعاد اقتصادی نبرد غرب آسیا نفت ۲۰۰ دلاری است.
به گزارش سرویس اقتصادی پایگاه خبری سپاهان خبر جنگ جاری میان ایران با آمریکا و رژیم اشغالگر قدس گفته می شود این است که مدیریت هوشمند تنگه هرمز توسط ایران تا حد زیادی بر قیمت های نفت و فرآورده های نفتی در بازارهای انرژی اثرگذاری مستقیم داشته و هیچ بعید نیست که قیمت نفت در بازارهای جهان به زودی به بیش از ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه برسد. حتی برخی منابع از چشم انداز نفت ۲۰۰ دلاری حذف می زنند. گزارش های رسمی از افزایش قابل توجه قیمت گاز و البته گازوییل و سوخت جت در بازارهای جهانی حمایت دارند و بسیاری از تحلیلگران می گویند که هر روز انسداد تنگه هرمز می تواند هزینه های بیشتر و بیشتری را روی دست اقتصاد جهانی بگذارد و موجی از تورم را به کالاها و خدمات مختلف تحمیل کند.با این همه؛ باید توجه داشته باشیم که این کل ماجرا و حقیقت نیست. جنگ جاری ابعاد اقتصادی پنهانی نیز دارد که کمتر به آنها توجه می شود. به عنوان مثال؛ به طور میانگین بیش از ۷۰ درصد از تامین نیازهای غذایی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به واردات از خارج وابسته است.
مسدود بودن تنگه هرمز در وضعیت کنونی عملا سبب شده تا این کشورها با احتمال بروز قحطی رو به رو شوند.در عین حال؛ صادرات بیش از ۳۵ درصد از کود جهان که در کشاورزی مورد استفاده است نیز از تنگه هرمز صورت می گیرد که اختلال در این رابطه نیز عملا بازار تولید مواد غذایی را با بحران رو به رو کرده است. جالب اینکه برخی تحلیلگران هشدار می دهند که اگر روند درگیری ها همینطور ادامه یابد هیچ بعید نیست که تاسیسات آب شیرین کن کشورهای عربی منطقه نیز هدف قرار گیرد که این موضوع می تواند بحران تامین آب را به یک ابرچالش جدی برای اعراب حاشیه خلیج فارس تبدیل کند.
اساسا همین مسایل است که موجب شده برخی منابع خبری بین المللی اذعان کنند که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به شدت در تلاش هستند تا حملات آمریکا و اسراییل به ایران متوقف شود.اقتصادهای شکننده این دسته از کشورها عملا موجب شده تا آنها در همین روزهای نخست جنگ با طیف متنوعی از بحران ها رو به رو شوند. در عین حال؛ دولت های عربی حاشیه خلیج فارس اکنون به عینی ترین شکل ممکن به این ادراک راهبردی رسیده اند که همکاری با دشمنان ایران در ماجراجویی علیه این کشور تبعات مهلکی دارد و آنها نمی توانند از این تبعات مصون بمانند. معادله ای که مخصوصا در آینده برای ایران قدرت ساز و بازدارنده خواهد بود. با این همه؛ جهان اکنون به عینه می بیند که اعراب منطقه که سال ها فخر موقعیت اقتصادی خود و بازارهای سهامشان و همچنین جاه طلبی های اقتصادی خود را به جهانیان می فروختند؛ اکنون حتی در تامین ساده ترین نیازهای خود هم به بن بست خورده اند و چشم اندازهای روشنی را پیش رو ندارند. این موضوع بار دیگر این واقعیت را فریاد می زند که در نظم جدید منطقه ای در غرب آسیا یا همه باید امنیت داشته باشند یا هیچکس امنیت ندارد و در سایه همین معادله نیز مسایل و اولویت های اقتصادی معنا و مفهوم پیدا می کنند.
تردیدی نیست که اعراب منطقه نیز مایل نیستند هرآنچه در طی سال ها و دهه ها ساخته اند به یکباره و در یک دوره زمانی محدود از بین برود. این همان چیزی است که اکنون به عینی ترین شکل ممکن پیش چشم اعراب در حال وقوع است. آنها دهه ها تصوری را از خود برای جهانیان ساختند تا بتوانند سرمایه ها را به خودشان جذب کنند با این حال اکنون باید سال ها تلاش کنند تا اعتماد از دست رفته نسبت به خودشان را احیا کنند. این خود خسارت بزرگی برای آنها است.




دیدگاهتان را بنویسید