سینه کش جاده را طی کردیم تا به جایی برسیم که آدم هایی در آن زندگی میکنند که شاید به ظاهر با دیگران فرق داشته باشند. آدمهایی که در نگاه اول، دنیایشان را محدود به دیوارهایی میبینی که دورشان کشیده شده است. اما وقتی وارد میشوی، میفهمی که فرق داشتن، گاهی داشتن قلبی بزرگتر و لبخندی خالصتر از تمام آدمهای معمولی شهر است. اینجا جایی است که هر قدمش قصهای میگوید و هر نگاهش درس بزرگی است.ما به مرکز خیریه توانبخشی و نگهداری معلولین شهید مدنی رسیدیم.

مددجویان شبانهروزی این مرکز زنان و دختران هستند
به گزارش سرویس سلامت پایگاه خبری سپاهان خبر جایی که وقتی با دکتر سهیلا اثنیعشران، مدیرعامل مرکز، صحبت میکنی، تازه میفهمی اینجاست که امید معنا پیدا میکند.وی با همان لحن مسئولانه اما مهربان توضیح دادند که این مجموعه، تنها مرکزی در استان اصفهان است که به صورت تخصصی به نگهداری و توانبخشی این عزیزان میپردازد. این مرکز با ظرفیت ۲۵۰ نفر، پذیرای افرادی است که دچار معلولیتهای جسمیحرکتی و ذهنی شدهاند و تلاش میکند علاوه بر مراقبت، هر آنچه از توانمندی در آنها باقی مانده را حفظ کند. نکتهای که در صحبتهای وی توجهم را جلب کرد این بود که مددجویان شبانهروزی این مرکز همگی زنان هستند و در بازه سنی ۱۴ تا ۶۰ سال قرار دارند، هرچند برخی از ساکنان این مرکز حتی از ۶۰ سال هم عبور کردهاند.

جنگی برای حفظ کرامت در میان هزینههای سنگین
شنیدن صحبتهای مدیر مرکز، آدم را به فکر میاندازد. مدیریت جایی که هر لحظهاش نیاز به دقت پزشکی دارد، اصلاً شوخیبردار نیست. دکتر اثنیعشران با اعدادی تکاندهنده از هزینههای سرسامآور مرکز گفت و اشاره کرد که هزینه نگهداری هر یک از این عزیزان به طور متوسط ماهانه حدود ۴۰ میلیون تومان است. وقتی این عدد را میشنوی، تازه میفهمی که هر لبخند در این مرکز، چقدر هزینه دارد.
وی افزود که هزینه کلی ماهانه مرکز که پیشتر حدود ۶ میلیارد تومان بود، حالا با افزایش قیمت مواد غذایی و تجهیزات به حدود ۷ میلیارد تومان رسیده است و منابع مالی مرکز از سه مسیر تأمین میشود، بخشی از طریق سازمان بهزیستی، بخشی از کمکهای خیرین و بخشی هم از محل شهریه خانوادهها. اما حقیقت تلخ این است که مبالغ دریافتی با هزینه واقعی نگهداری و مراقبت از این فرزندان فاصله زیادی دارد. در همین میان، وی از کمک دو میلیارد تومانی یکی از خیریه ها به صورت ماهانه گفت که اگرچه گرهی از مشکلات باز کرد، اما برای حفظ کرامت این ۲۵۰ نفر، به حمایتهای مستمر و پایدار نیاز است.

هاجر؛ دختری که مرزهای ناممکن را شکست
در همین حین که داشتم به محیط نگاه میکردم، با هاجر آشنا شدم. هاجر دختری است که ثابت میکند معلولیت هیچ ربطی به تواناییهای روح ندارد. وقتی میشنوی هاجر رتبه اول تئاتر کشور و دیپلم کامپیوتر گرفته، یک لحظه میایستی و فکر میکنی ما تا چه حد در مورد محدودیتها اشتباه میکنیم.
هاجر با آن ارادهاش، هر کسی را که با او همکلام شود، به وجد میآورد. او با لبخندی آرام به من گفت که با همین شرایطش از زندگی لذت میبرد و معتقد است باید جوری زندگی کنیم که روزی وقتی به ملاقات خدا رفتیم، بگوییم با همه سختیها، لذت زندگی را چشیدیم. هاجر به ما یاد داد که اگر بالهای تن شکسته باشد، بالهای اراده میتوانند انسان را به هر کجا ببرند. او یک قهرمان است که به همه ما یاد داد چطور روی زخمهای زندگی بخندیم و پیش برویم.
فرشتگانی که عشق را شغل خود کردند
اما یکی از دلگرمیهای ساکنان این خانه وجود مادریاران است. کسانی که شغلشان را به خانواده تبدیل کردهاند و هر روز با عشق، وارد این مرکز میشوند. در میان آنها، با ندا راسخ و زینب سیاهی صحبت کردم؛ دو بانویی که صبوری را از چشمهای این بچهها یاد گرفتهاند.

ندا در حالی که با مهربانی از یکی از مددجویان مراقبت میکرد، برایم تعریف کرد که چطور در ابتدا سخت بود، اما حالا هر لبخند کوچک یکی از این بچهها، تمام خستگیهایش را میبرد. ندا میگفت اینجا فقط یک محیط کاری نیست، بلکه جایی است که هر روز یاد میگیرم معنای واقعی صبر و شکر چیست. در کنار او، زینب با همان آرامش خاصش، از پیوندی میگفت که میان او و این دختران شکل گرفته است. زینب معتقد است که این بچهها با اینکه شاید نتوانند حرف بزنند، اما با قلبشان با او صحبت میکنند. دیدن اینکه چطور دو مادریار با عشق از آنها مراقبت میکنند، هر کسی را منقلب میکند و ثابت میکند که این بچهها هرگز تنها نیستند.
رویاهای کوچک و دعوتی برای مهربانی
در ادامه با فهیمه کریمی، مسئول روابط عمومی مرکز گفتگو کردم . وی با دغدغهای خاص از طرح فرزند معنوی میگفت و تأکید کرد که این بچهها به جای ترحم، نیاز به دیده شدن دارند. خانم کریمی اشاره کردند که هر کسی میتواند با شماره کارت ۵۸۹۴۶۳۸۸۰۰۱۰۷۲۶۵ یا تماس با شماره ۰۹۳۸۸۸۸۵۰۶۰ بخشی از هزینههای این فرشتگان را تأمین کند.
نکتهای که در صحبتهای وی بسیار تأکید شد این بود که کمکها فقط محدود به پول نیست. وی از مردم خواستند هر نوع خیراتی که قصد انجامش را دارند میتوانند به این مرکز بیاورند. یا خرید وسایل مورد نیاز بچهها، نه تنها کمک بزرگی به مدیریت مرکز میکند، بلکه ثوابش برای خیرین چندین برابر است، چون مستقیماً به زندگی افرادی میرسد که نیازشان به مهربانی بیشتر است. همچنین پیشنهاد داد برای آشنایی بیشتر با دنیای این بچهها، حتماً به صفحه ایتا به erings eitaa.com/madanicharity سر بزنند.
سلامتی بزرگترین نعمتی است که رایگان دریافت میکنیم
وقتی از درهای مرکز بیرون آمدم و دوباره به شتاب شهر برگشتم، انگار تمام دنیایم تغییر کرده بود. به فکر افتادم و با خودم گفتم خدایا، چقدر باید قدر سلامتی و داشتن خانواده را بدانیم. ما هر روز از مشکلات کوچک گلایه میکنیم، اما فراموش میکنیم که سلامتی بزرگترین نعمتی است که رایگان دریافت میکنیم. یک روز در کنار این بچهها به من آموخت که خوشبختی در داشتنهای ما نیست، بلکه در پذیرفتن و لذت بردن از هر لحظه، با هر شرایطی است.





دیدگاهتان را بنویسید