این فیلم بیش از آنکه بخواهد با هیاهو خود را به تماشاگر معرفی کند، از ترکیب نامهایی سخن میگوید که هر یک به تنهایی میتوانند بخشی از توجه مخاطب را به خود جلب کنند.
به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر «دانههای انگور» تازهترین ساخته ابراهیم ابراهیمیان، از همان ابتدا فیلمی است که نمیتوان به سادگی از کنار ترکیب سازندگان و بازیگرانش عبور کرد. ابراهیمیان پس از تجربههایی که در سینمای اجتماعی داشته، بار دیگر سراغ جهانی رفته که در آن، بازیگر و قصه باید در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند. شاید به همین دلیل است که یادآوری «آااادت نمیکنیم» در مواجهه با فیلم تازه او اجتنابناپذیر به نظر میرسد؛ فیلمی که در سال ۱۳۹۴ با حضور محمدرضا فروتن، هدیه تهرانی و ساره بیات ساخته شد و نشان داد ابراهیمیان علاقه دارد قصههای اجتماعی خود را در میان چهرههای شناختهشده سینمای ایران روایت کند.
اکنون، پس از گذشت سالها، «دانههای انگور» ادامه همان مسیر به نظر میرسد؛ البته با ترکیبی تازهتر و متنوعتر از بازیگران. رضا عطاران و نوید محمدزاده در مرکز این ترکیب قرار دارند؛ دو بازیگری که هر یک پیشینهای متفاوت در مواجهه با نقشهای اجتماعی دارند و کنار هم قرار گرفتنشان، از همان ابتدا نوعی کنجکاوی هنری ایجاد میکند. در کنار آنها، نامهایی همچون مهرداد صدیقیان، پانتهآ پناهیها، گلاره عباسی، پردیس پورعابدینی، صابر ابر و مسعود کرامتی، مجموعهای از نسلها و تجربههای مختلف بازیگری را در برابر دوربین قرار میدهد.
از این منظر، شاید بتوان «دانههای انگور» را یکی از پرچهرهترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران دانست؛ اما اهمیت این پرچهره بودن فقط در تعداد نامهای شناختهشده خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که آیا فیلم میتواند از ظرفیت این بازیگران عبور کند و به یک اثر مستقل و صاحب هویت تبدیل شود؟ سینمای اجتماعی زمانی موفق است که ستارهها در آن به جای آنکه بر قصه سایه بیندازند، در خدمت جهان فیلم قرار بگیرند. اگر «دانههای انگور» بتواند چنین تعادلی ایجاد کند، حضور این تعداد بازیگر شناختهشده نه یک امتیاز تبلیغاتی، بلکه بخشی از زبان هنری اثر خواهد بود.
حضور صابر ابر در کنار مسعود کرامتی نیز از همین منظر قابل توجه است. ابر در سالهای اخیر بارها نشان داده که به نقشهایی علاقه دارد که بیش از تکیه بر ظاهر شخصیت، به لایههای درونی و تناقضهای انسانی آن وابستهاند. در سوی دیگر، مسعود کرامتی با سابقهای طولانی در سینما و تلویزیون و تجربه قابل توجه در حوزه سینمای کودک و نوجوان، یکی از چهرههایی است که حضورش به یک فیلم، پشتوانهای از تجربه و حافظه سینمایی میدهد. کنار هم قرار گرفتن این دو نام در مجموعه بازیگران «دانههای انگور»، ترکیب بازیگری فیلم را از یک پروژه صرفاً متکی بر ستارههای پرفروش، به مجموعهای متنوعتر از جنس تجربه و نگاه تبدیل میکند.
از سوی دیگر، همکاری ابراهیم ابراهیمیان با سید ابراهیم عامریان نیز بخش دیگری از کنجکاوی پیرامون این فیلم است. عامریان که در سالهای گذشته بیشتر با تولید آثار کمدی پرفروش مانند «فسیل» و «مرد عینکی» شناخته شده، این بار در حوزه سینمای اجتماعی قدم گذاشته است. این تغییر مسیر میتواند برای مخاطب و حتی برای خود سینمای ایران اتفاقی قابل توجه باشد؛ چرا که سینما گاهی درست در نقطهای جذابتر میشود که تهیهکننده و فیلمساز از محدودههای آشنای خود فاصله میگیرند.
البته اکران «دانههای انگور» در مقطعی که بحث معرفی نماینده ایران به اسکار دوباره داغ شده، ناگزیر فیلم را وارد فضای دیگری نیز میکند. اکران محدود فیلم، آن هم در روزهایی نزدیک به پایان مهلت معرفی نماینده ایران، باعث میشود نگاهها به آن تنها از زاویه یک محصول تازه سینمایی نباشد. اما فارغ از اینکه این فیلم در نهایت چه سرنوشتی در مسیر اسکار پیدا خواهد کرد، ارزش واقعی آن باید در خود فیلم جستوجو شود؛ در قصه، شخصیتها، میزانسن، بازیها و جهان اجتماعیای که ابراهیمیان ساخته است.
«دانههای انگور» از این نظر فیلمی است که پیش از هر قضاوتی باید دیده شود. نامهای بزرگ، اگرچه میتوانند چراغ اول توجه باشند، اما تضمینکننده ماندگاری یک فیلم نیستند. آنچه یک اثر اجتماعی را در ذهن مخاطب نگه میدارد، نسبت میان چهره و شخصیت، ستاره و قصه، و در نهایت میان سینما و زندگی است.
ابراهیم ابراهیمیان یک بار با «آااادت نمیکنیم» نشان داده بود که میتواند قصهای اجتماعی را با حضور بازیگران شناختهشده به فیلمی قابل تأمل تبدیل کند. حالا «دانههای انگور» فرصتی تازه است تا ببینیم این مسیر پس از گذشت سالها به کجا رسیده است. شاید این فیلم فقط یک اکران کوتاه در آستانه یک انتخاب مهم سینمایی نباشد؛ شاید تلاشی باشد برای بازگشت به همان سینمای اجتماعیای که در آن، ستارهها قرار نیست صرفاً روی پوستر بدرخشند، بلکه باید بخشی از زخمها، پرسشها و واقعیتهای جهان فیلم باشند.
و شاید راز جذابیت «دانههای انگور» نیز همین باشد: فیلمی پر از چهرههای آشنا که باید در نهایت، چهره واقعی خودش را پیدا کند.








دیدگاهتان را بنویسید