به گزارش خبرنگار اقتصادی سپاهان خبر؛ ایران در روزها و ماه های اخیر، دو مقطع پرتنش و دشوار(جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه) را پشت سر گذاشته است. روزهایی که دشمنان این سرزمین تصور میکردند فشارهای نظامی، امنیتی و روانی میتوانند اقتصاد کشورمان را به نقطه فروپاشی برسانند. محاسبه آنان ساده بود. ایجاد نااطمینانی، اختلال در بازارها، فرار سرمایه، کاهش تولید و در نهایت شکلگیری نارضایتی عمومی و در نهایت نیز فکر میکردند می توانند ایران را به تسلیم وادار کنند. اما تجربه ماههای گذشته نشان داد که اقتصاد ایران، با وجود همه مشکلات ساختاری و محدودیتهای ناشی از تحریم، ظرفیتهایی دارد که در معادلات دشمن کمتر دیده شده است.
واقعیت این است که اقتصاد ایران سالهاست در شرایط فشار زندگی کرده است. تحریمهای گسترده، محدودیتهای بانکی، کاهش درآمدهای نفتی و دشواریهای تجارت خارجی، فعالان اقتصادی و سیاستگذاران را ناچار کرده تا راهکارهای متنوعی برای ادامه فعالیت بیابند. همین تجربه طولانی سبب شده است که اقتصاد کشور، برخلاف بسیاری از اقتصادهای وابسته به شرایط عادی، در برابر شوکهای خارجی از نوعی تابآوری برخوردار باشد.
این به معنای بیمشکل بودن اقتصاد نیست، بلکه نشان میدهد سازوکارهای بقا و استمرار فعالیت اقتصادی در کشور شکل گرفته است. دشمنان ایران گمان میکردند که هر تنش امنیتی به تعطیلی چرخ تولید، توقف سرمایهگذاری و آشفتگی دائمی بازارها منجر خواهد شد. اما آنچه در عمل مشاهده شد، بازگشت تدریجی فعالیتهای اقتصادی، استمرار خدمات عمومی، ادامه تولید در صنایع بزرگ و تلاش بخش خصوصی برای حفظ زنجیره تامین بود. تجربه نشان داده که اقتصاد ایران بیش از آنکه به هیجانات مقطعی وابسته باشد، به توان تولید داخلی، منابع انسانی متخصص و شبکه گسترده فعالان اقتصادی متکی است.
از سوی دیگر، ایران کشوری صرفا مصرفکننده نیست. وجود ذخایر عظیم انرژی، ظرفیتهای معدنی، صنایع پتروشیمی، فولاد، کشاورزی، صنایع دانشبنیان و نیروی انسانی جوان، مزیتهایی هستند که امکان بازسازی و حرکت دوباره را فراهم میکنند. کشوری با چنین ظرفیتهایی را نمیتوان صرفا با فشار خارجی از حرکت بازداشت.
حتی اگر هزینهها افزایش یابد و رشد اقتصادی با چالش مواجه شود، بنیانهای تولید همچنان پابرجا خواهند ماند. نکته مهم دیگر، شکست جنگ روانی علیه اقتصاد ایران است. تجربه نشان داده هرگاه فضای رسانهای دشمن بر القای فروپاشی اقتصادی متمرکز شده، بخش مهمی از جامعه و فعالان اقتصادی با حفظ فعالیتهای خود اجازه ندادهاند این روایت به واقعیت تبدیل شود. اعتماد عمومی شاید فراز و فرود داشته باشد، اما سرمایه اجتماعی و حس تعلق به ایران در بزنگاههای تاریخی بار دیگر خود را نشان داده است. همین سرمایه اجتماعی، یکی از مهمترین پشتوانههای اقتصاد ملی محسوب میشود.
البته دفاع از اقتصاد ایران به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. تورم، کاهش قدرت خرید، چالش سرمایهگذاری، اصلاح نظام بانکی، بهبود محیط کسبوکار و مقابله با فساد همچنان از مطالبات جدی مردم و کارشناسان است. تقویت اقتصاد ملی زمانی معنا پیدا میکند که سیاستگذاری اقتصادی با شفافیت، انضباط مالی، حمایت از تولید و افزایش بهرهوری همراه باشد.
تابآوری زمانی به پیروزی پایدار تبدیل میشود که اصلاحات اقتصادی نیز همزمان پیش برود. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که هدف اصلی فشارهای خارجی، صرفا شاخصهای اقتصادی نیست، بلکه شکستن اراده ملی است. هنگامی که این هدف محقق نشود، فشار اقتصادی نیز به نتیجه نهایی مورد انتظار طراحان آن نخواهد رسید. تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده است که ملت ایران در برابر تهدیدهای بزرگ، توانایی بازسازی و عبور از بحران را دارد و همین ویژگی، مهمترین سرمایه راهبردی کشور به شمار میرود








دیدگاهتان را بنویسید