امروز سیزدهم فروردین است، اما تقویمها نمیتوانند سنگینی سایه این روزها را روایت کنند. بوی خاک دشت و طبیعت امسال با اضطراب غریبی آمیخته شده و صدای باد در میان شاخهها، گاهی با طنین پر اضطراب یک جنگنده اشتباه گرفته میشود.

اما ما، ایستاده ایم و امروز در حالی سفرههای سادهمان را به آغوش طبیعت آوردهایم که کشورمان روزهای سختی را میگذراند.
گره سبزه به نیت صلح و رهایی
به گزارش سرویس شهری پایگاه خبری سپاهان خبر اطرافمان، چهرهها خسته است، رد بیخوابی و پیگیری اخبار در چشمهای پیر و جوان دویده، اما چیزی در عمق این نگاهها هنوز زنده است و آن هم امید به زندگی است .

وقتی پیرزنی با دستهای لرزان اما استوار، گره سبزهاش را به نیت صلح و رهایی میزند، یعنی زندگی هنوز در رگهای این خاک جریان دارد. وقتی کودکان در میان دشت میدوند و خندههایشان برای لحظهای صدای همهمهی اضطراب را خاموش میکند، میفهمیم که دشمن هر چقدر هم قدرتمند باشد، نمیتواند آیین امید را از ما بگیرد.
ما امروز به طبیعت پناه آوردهایم، نه برای فراموشی
ما امروز به طبیعت پناه آوردهایم، نه برای فراموشی، بلکه برای یادآوری، برای اینکه به خودمان بگوییم همانطور که درختان پس از زمستانی سخت دوباره شکوفه میدهند، ما هم از پس این روزهای غبارآلود قد راست خواهیم کرد. نشستن در کنار رودها و گره زدن سبزهها در میانه جنگ، بیخیالی نیست، بلکه نوعی مقاومت است ، مقاومت به سبک زندگی.

ما با حفظ آداب و رسوممان فریاد میزنیم که اینجا وطن ما است و زندگی، حتی زیر سایه نبرد، قدرتمندتر از مرگ جان دارد .

سیزده را بهدر میکنیم تا نحسی جنگ و سیاهی از این مرزوبوم رخت بربندد. ما مردم امیدیم، مردمی که بلد هستند در سختترین شرایط هم سفرهای از مهربانی پهن کنند و به استقبال فردا بروند. آری، جنگ سخت است، اما جریانی که در قلبهای ما برای زنده ماندن و دوباره ساختن تپش میکند، از هر سلاحی برندهتر می باشد.






دیدگاهتان را بنویسید