نوشتن درباره سینما را از کجا شروع کنم؟ شاید از همان روزهای نوجوانی که پای تماشای فیلمی نشسته بودم و پس از پایان آن، کلماتی برای بیان آنچه دیده بودم نداشتم. فقط میدانستم چیزی درونم را تکان داده، اما نمیتوانستم اسمش را بگذارم. سالها بعد، وقتی پایم به دنیای نقد فیلم باز شد، این حس ناتوانی آغازین، جای خود را به پرسشهای جدیتری داد: نقد فیلم دقیقاً چیست و چه تفاوتی با تحلیل یا یادداشت ساده دارد؟
چرا بسیاری از نقدهایی که میخوانیم، از عمق لازم برخوردار نیستند و بیشتر به خلاصهسازی داستان شباهت دارند تا یک مواجههی تحلیلی؟ و مهمتر از همه، چگونه میتوان از یک تماشاگرِ صرف، به منتقدی تبدیل شد که حرفی برای گفتن دارد و نوشتهاش بر مبنای دانشی استوار است، نه صرفاً سلیقه و احساسات شخصی؟
این پرسشها، نقطه آغازین «مکاشفه در قابها» بودند؛ کتابی دو جلدی که حاصل نزدیک به دو سال تأمل شبانهروزی، مطالعه بیوقفه و تمرین عملی مستمر است و به تازگی توسط انتشارات نسل روشن منتشر شده است. هدفم از نگارش این مجموعه، پر کردن خلأیی بود که خودم سالها در مسیر یادگیری نقد فیلم با آن مواجه بودم؛ نبود منبعی که هم مبانی نظری را جامع و دقیق توضیح دهد و هم دست خواننده را بگیرد و تا لحظه نوشتن یک نقد حرفهای همراهاش کند. منبعی که نه صرفاً به ترجمه نظریههای غربی اکتفا کند و نه آنقدر انتزاعی باشد که با سینمای ایران و نیازهای مخاطب فارسیزبان فاصله داشته باشد. میخواستم کتابی بنویسم که خودم در آغاز راه، آرزو داشتم چنین چیزی در دستانم باشد.
جلد اول این کتاب را میتوان «دورهی مبانی» نامید. در این مجلد، از مفهومی بنیادین شروع کردهام: تمایز نقد از تحلیل، رویو و یادداشت. شاید باور نکنید اما بسیاری از ما، این مفاهیم را به اشتباه به جای یکدیگر به کار میبریم و همین اشتباه اولیه، مسیر نوشتن را از ابتدا منحرف میکند. نقد فیلم، برخلاف تصور رایج، نه خلاصه داستان است و نه ابراز سلیقه شخصی؛ نقد، دانشی است روشمند که منتقد با تکیه بر آن، به کالبدشکافی اثر میپردازد و لایههای پنهان آن را آشکار میسازد.
سپس به سراغ رویکردهای مختلف نقد رفتهام؛ از نقد فرمالیستی که بر شکل و ساختار فیلم متمرکز است تا نقد ساختاری که به روابط درونی عناصر میپردازد، از رویکرد روانکاوانه که به ناخودآگاه فیلم و کارگردان نظر دارد تا نشانهشناختی که فیلم را همچون یک متن زبانی میخواند، و در نهایت نقد مؤلفمحور که کارگردان را هسته مرکزی معنا میداند. هر کدام از این رویکردها، پنجرهای تازه به سوی فیلم میگشایند و منتقد مسلح، کسی است که بتواند بسته به اثر، از ترکیبی از این ابزارها استفاده کند.
اما قلب تپنده جلد اول، بخش مبانی و زبان سینماست. اینجا از قاب و نما میگویم، از حرکت دوربین و نورپردازی، از صدا و تدوین و فضا؛ همان ابزارهایی که فیلمساز با آنها حرف میزند و منتقد باید بداند چگونه آنها را بخواند و واکاوی کند. بدون درک این زبان، هر نقدی سطحی و ناقص خواهد ماند. در این بخش تلاش کردهام تا با مثالهایی ملموس از فیلمهای مطرح تاریخ سینما، مفاهیم انتزاعی را به تجربهای عینی تبدیل کنم تا خواننده احساس نکند با یک کتاب صرفاً نظری مواجه است. میخواهم مخاطب پس از خواندن جلد اول، فیلمی را که پیش از این فقط تماشا میکرده، حالا بتواند «بخواند»؛ لایههایش را ببیند و از تماشای صرف، به درکی عمیقتر برسد.
جلد دوم اما افقی بسیار گستردهتر دارد و در واقع میدان عمل آن چیزی است که در جلد اول آموختهایم. این مجلد، خواننده را به سفری در سینمای جهان میبرد. از آمریکا و هالیوود صنعتی با روایتهای جهانشمول و ساختار کلاسیکش آغاز میشود؛ جایی که فیلمها نه فقط سرگرمی که آیینه فرهنگ و جامعه آمریکا هستند. از آنجا به اروپا میرسیم با سنت فکری و فلسفیاش، با موجهای نوآورانهای که بارها و بارها قواعد سینما را دگرگون کردهاند. اینجا از نئورئالیسم ایتالیا میگویم، از موجنوی فرانسه، از سینمای آلمان و انگلستان، و از کارگردانانی که هرکدام جهانی منحصربهفرد آفریدهاند.
سپس پای در آسیای شرقی میگذاریم با زیباییشناسی سکوتآمیز و شاعرانهاش؛ از سینمای ژاپن با اوزو و کوروساوا میگویم، از سینمای کرهی جنوبی با پارک چان-ووک و لی چانگ-دونگ، و از سینمای چین و تایوان با چهرههایی چون ژانگ ییمو و هو ژیائو-شین. اینجا سینما با فلسفه شرقی، با تأمل و مکث، با نگاه به طبیعت و انسان، روایتی دیگر از جهان ارائه میدهد. و در نهایت به سینمای ایران میرسیم با نگاه واقعگرایانهاش، با موجهای نوی اول و دوم، با فیلمسازانی که از دل کویر و شهر، از دل سنت و مدرنیته، حرفهایی جهانی زدهاند.

اما نقطه اوج جلد دوم، بخش پایانی آن است؛ جایی که با تکیه بر تمام مبانی جلد اول، سراغ نقد و تحلیل آثار شاخص تاریخ سینما رفتهام و از منظر شخصی خودم، این فیلمها را کالبدشکافی کردهام. از کلاسیکهای هالیوود همچون «همشهری کین» تا آثار ماندگار ایران مثل «کلوزآپ»، «طعم گیلاس» و «جدایی نادر از سیمین». هر نقد، یک مکاشفه تازه در دل قابهاست؛ تلاشی برای نشان دادن اینکه چگونه تئوری و عمل در کنار هم، معنای تازهای به سینما میبخشند. انتخاب این فیلمها تصادفی نبود؛ هرکدام به دلیلی در تاریخ سینما ماندگار شدند و هرکدام ظرفیت آن را دارند که از دریچه رویکردهای مختلف نقد، به شکلی تازه دیده شوند.
آنچه در این کتاب به آن پایبند بودهام، ارائه مفاهیم با زبانی ساده و قابلفهم برای تمامی علاقهمندان است، بیآنکه از عمق و دقت تخصصی کاسته شود. این ویژگی، کتاب را برای طیف گستردهای از مخاطبان مفید ساخته؛ از دانشجویان رشته سینما و پژوهشگران گرفته تا فیلمبازانی که میخواهند نگاه عمیقتری به فیلمها داشته باشند و حرفهایتر دربارهشان بنویسند. در طول نگارش، همواره این پرسش را پیش روی خود داشتم که «آیا خوانندهای با حداقل آشنایی با سینما، میتواند این مفاهیم را درک کند؟» و تلاش کردم پاسخ این پرسش، «بله» باشد. برای همین، هرجا لازم بوده، از تمثیل، مثال و ارجاع به فیلمهای معروف استفاده کردهام تا مفاهیم انتزاعی، ملموس و قابللمس شوند.
با تمام این توضیحات، «مکاشفه در قابها» را شاید بتوان کتابی دانست که میان نظریه و عمل پلی مستحکم میزند و به مخاطب خود ابزاری میدهد تا از جایگاه یک تماشاگر صرف، به مرتبه یک منتقد مسلح به دانش ارتقا یابد. در روزگاری که سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری به نقدی روشنگر و مستدل نیاز دارد، امیدوارم این کتاب بتواند چراغ راه نسلی تازه از منتقدان باشد؛ نسلی که با دیدن فیلم، نه فقط لذت میبرد، بلکه میپرسد، تحلیل میکند، و در نهایت، مینویسد.
و شاید این، بزرگترین دستاوردی باشد که یک کتاب نظری و عملی میتواند داشته باشد: تغییر نگاه مخاطب به سینما و تبدیل او از یک بیننده منفعل به یک تحلیلگر فعال. اگر «مکاشفه در قابها» بتواند حتی یک خواننده را به این مسیر هدایت کند، آنگاه میتوانم بگویم که هدف خود را محقق کردهام. کتاب «مکاشفه در قابها» در دو جلد، توسط انتشارات نسل روشن به چاپ رسیده و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.








دیدگاهتان را بنویسید