×
×
آخرین اخبار

توزیع نابرابر ارزش‌ها در روایت‌های مدرن
رومانتیک‌سازی مفاهیم غلط در بدنام

  • کد نوشته: 54141
  • 14 تیر 1405 - 10:24 ق.ظ
  • ۰
  • سریال بدنام یادآور این نکته است که در دنیای نمایش خانگی، باید میان واقع‌گرایی و ترویج الگوهای غلط تفکیک دقیقی صورت گیرد. هنر زمانی موفق است که بتواند حقیقت را بدون آنکه آن را به یک هدف جذاب تبدیل کند، روایت کند.
    رومانتیک‌سازی مفاهیم غلط در بدنام
  • در عصر حاضر، نمایش‌های خانگی با تکیه بر آزادی عمل بیشتر در روایت و تصویر، به سوی لایه‌های تاریک و پیچیده جامعه حرکت کرده‌اند. سریال بدنام نیز در همین راستا، تلاش می‌کند تا با کالبدشکافی مفاهیمی چون اعتبار، قضاوت‌های اجتماعی و روابط پیچیده انسانی، مخاطب را با تناقض‌های درونی شخصیت‌ها روبه‌رو کند. اما در میان تمام جذابیت‌های بصری و درام‌های شدید، پرسشی بنیادین مطرح می‌شود که آیا این آثار در مسیر روایت حقیقت، دچار لغزش در انتقال ارزش‌ها نشده‌اند.

    رابطه‌های خاکستری در سریال

    به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر سریال بدنام در حالی که سعی دارد چهره‌ای از معضلات اجتماعی را به نمایش بگذارد، در برخی نقاط دچار یک تضاد خطرناک می‌شود و به جای نقد وضعیت موجود، به نوعی ترویج مسیرهای جایگزین برای رسیدن به رفاه مادی می‌پردازد که این موضوع نیازمند یک واکاوی جدی از منظر فرهنگی است.
    ‌یکی از نقاط بحث‌برانگیز در سریال بدنام، نحوه پرداخت به شخصیت‌ها و انگیزه‌های آن‌هاست. در دنیای این سریال، ما با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که در گیرودار نیازهای عاطفی و مادی هستند.

    اما نکته تکان‌دهنده این است که رفاه مادی در این اثر، اغلب به عنوان پاداشی برای پذیرش شرایط غیرمنصفانه یا رابطه‌های خاکستری تصویر می‌شود. وقتی مخاطب می‌بیند که یک شخصیت، با پذیرفتن جایگاهی در حاشیه زندگی یک فرد دارای موقعیت مالی، به خانه و ماشین و امکاناتی می‌رسد که در دسترس دیگران نیست، در واقع یک الگوی غلط از موفقیت در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. این رویکرد، به طور غیرمستقیم این پیام را می‌رساند که برای رهایی از تنهایی یا تنگدستی، می‌توان مسیرهای میان‌بر و غیراخلاقی را انتخاب کرد و در نهایت به رفاه رسید. اینجاست که مرز میان نمایش واقعیت‌های تلخ جامعه و ترویج آن واقعیت‌ها کمرنگ می‌شود و اثر به جای آنکه منتقد باشد، به یک ویترین برای نمایش تجملات در کنار تخریب ارزش‌ها تبدیل می‌گردد.

    شخصیت یلدا و پارادوکس نجات

    در تحلیل شخصیت یلدا، با یک تناقض عمیق روبه‌رو هستیم. وارد شدن دختری به زندگی شخصی فردی که متأهل است و تلاش برای یافتن ثبات در سایه یک رابطه نادرست، نه تنها راه نجات نیست، بلکه در واقع آغاز یک سقوط تدریجی است. اما سریال در نحوه ارائه این مسیر، جسارتی عجیبی به خرج می‌دهد. چرا یک زن باید در ابتدای مسیر خود، به جای تکیه بر توانمندی‌های فردی یا مسیرهای قانونی و اخلاقی، به سراغ رابطه‌ای برود که در آن از ابتدا شکست‌خورده و حاشیه نشسته است.

    وقتی این مسیر با تجملات مادی پوشانده می‌شود، خطرناک‌ترین اتفاق ممکن رخ می‌دهد و آن هم تبدیل یک اشتباه اخلاقی به یک رویای دست‌یافتنی برای دخترانی است که در شرایط سخت زندگی می‌کنند. این فرم روایت، در واقع نوعی توهم ایجاد می‌کند که رفاه مادی می‌تواند جایگزین عزت نفس و استقلال باشد و این دقیقا همان نقطه‌ای است که سریال بدنام در آن از مسیر نقد فاصله گرفته و به مسیر رواج دادن الگوهای نادرست وارد می‌شود.

    تأثیرات اجتماعی و خطر عادی‌سازی روابط سمی

    بزرگ‌ترین نگرانی در مواجهه با چنین آثاری، عادی‌سازی روابط سمی است. زمانی که یک سریال پربیننده، رابطه‌ای را که بر پایه خیانت یا نادیده گرفتن حقوق دیگران بنا شده است، با لحنی رمانتیک یا با نمایش زندگی‌های لوکس جلوه دهد، در واقع در حال بازتعریف مفاهیم اخلاقی در جامعه است. مخاطب جوان که در جستجوی الگوهای زندگی است، ممکن است این تصویر را به عنوان یک راهکار برای تغییر وضعیت اجتماعی و اقتصادی خود بپذیرد. این خطرناک‌ترین وجه این نوع روایت‌هاست که در آن ماشین‌های گران‌قیمت و خانه‌های باشکوه، مانند یک نقاب بر روی زخم‌های اخلاقی کشیده می‌شوند تا ماهیت تلخ رابطه را پنهان کنند. در حالی که هنر واقعی باید بتواند زشتی‌ها را بدون تزیین نشان دهد تا مخاطب از آن‌ها متنفر شود، در اینجا شاهد تزیین زشتی‌ها هستیم تا مخاطب جذب آن‌ها گردد.

    در جستجوی تعادل میان واقع‌گرایی و مسئولیت اجتماعی

    البته نمی‌توان انکار کرد که سریال بدنام از نظر فنی و در برخی ابعاد روایت، نقاط قوت خود را دارد و توانسته است مخاطب را با تعلیق و درام همراه کند. اما هنر در رسانه‌های مردمی، مسئولیتی فراتر از صرفا جذب مخاطب دارد. هر تصویر و هر دیالوگ، در واقع یک پیام آموزشی است که در لایه‌های زیرین ذهن مخاطب می‌نشیند. اگر قرار است معضلات جامعه به تصویر کشیده شود، باید به گونه‌ای باشد که راهکارها بر اساس رشد انسانی و اخلاقی باشد، نه بر اساس معاملات مادی. نمایش دادن این ایده که یک دختر می‌تواند با پذیرفتن شرایطی غیرمنصفانه به رفاه برسد، در واقع توهین به هوشمندی و کرامت انسانی است.

    در نهایت، سریال بدنام یادآور این نکته است که در دنیای نمایش خانگی، باید میان واقع‌گرایی و ترویج الگوهای غلط تفکیک دقیقی صورت گیرد. هنر زمانی موفق است که بتواند حقیقت را بدون آنکه آن را به یک هدف جذاب تبدیل کند، روایت کند.

    نویسنده: مریم یادگاری
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *