وهاب عزیزی، فعال سیاسی و اجتماعی، در گفتگو با خبرنگار سپاهان خبر، با اشاره به تأثیر مستقیم بحران اقتصادی بر وضعیت اجتماعی کشور اظهار داشت: امروز تورم در ایران دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه به یک عامل تعیینکننده در شکلگیری بسیاری از آسیبهای اجتماعی تبدیل شده است. وقتی مردم هر روز با افزایش قیمت کالاهای اساسی، اجارهبها، هزینه درمان، آموزش و حملونقل مواجه میشوند، طبیعی است که فشار اقتصادی به تدریج به بحران روحی و اجتماعی تبدیل شود.
وی افزود: در بسیاری از کشورهای دنیا ممکن است مردم دورهای از تورم را تجربه کنند، اما مسئله ایران «تداوم و مزمن شدن تورم» است. جامعه وقتی دچار فرسایش میشود که هر صبح با قیمت جدیدی روبهرو باشد و در مقابل، درآمدها ثابت یا بسیار عقبتر از هزینهها حرکت کند. این فاصله، همان نقطهای است که امید اجتماعی را تخریب میکند.
عزیزی با اشاره به برخی آمارهای رسمی تصریح کرد: امروز طبق گزارشهای منتشرشده، بخش بزرگی از درآمد خانوار صرف هزینه مسکن و خوراک میشود. در برخی شهرها اجارهنشینی به کابوس طبقه متوسط تبدیل شده و بسیاری از خانوادهها ناچار به مهاجرت از مراکز شهری به حاشیه شهرها شدهاند. این فقط یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ بلکه آغاز شکلگیری آسیبهای جدید اجتماعی است.
وی ادامه داد: وقتی جوان تحصیلکرده احساس کند حتی با چند شغل هم توان تشکیل زندگی ندارد، نتیجه آن کاهش ازدواج، افزایش ناامیدی و گسترش میل به مهاجرت خواهد بود. امروز بخشی از بحران اجتماعی کشور ریشه در همین نااطمینانی اقتصادی دارد. جامعهای که آینده را مبهم ببیند، به تدریج دچار بیانگیزگی و خستگی عمومی میشود.
این فعال رسانهای خاطرنشان کرد: افزایش سرقتهای خرد، رشد مشاغل کاذب، گسترش حاشیهنشینی، کاهش تابآوری روانی خانوادهها و حتی افزایش تنشهای اجتماعی، همگی زنجیروار به مسئله اقتصاد و تورم متصل هستند. نمیتوان انتظار داشت فشار اقتصادی هر روز بیشتر شود اما جامعه از نظر اجتماعی بدون آسیب باقی بماند.
عزیزی با بیان اینکه «خطرناکتر از گرانی، عادی شدن گرانی است» گفت: زمانی که مردم به افزایش مداوم قیمتها عادت میکنند، در واقع نوعی بیاعتمادی عمیق نسبت به آینده شکل میگیرد. این وضعیت آرامآرام سرمایه اجتماعی را فرسوده میکند. سرمایه اجتماعی فقط یک واژه دانشگاهی نیست؛ همان اعتماد مردم به حاکمیت، آینده و حتی به یکدیگر است.
وی افزود: متأسفانه امروز بخشی از جامعه احساس میکند میان حرف مسئولان و واقعیت زندگی روزمره فاصله زیادی وجود دارد. مردم تورم را نه در گزارشها، بلکه در سفره و جیب خود اندازهگیری میکنند. وقتی قیمت کالاها در مدت کوتاه چند برابر میشود اما حقوق و درآمدها متناسب با آن رشد نمیکند، طبیعی است که نارضایتی اجتماعی افزایش پیدا کند.
عزیزی تأکید کرد: مسئله اقتصاد امروز مستقیماً با امنیت روانی جامعه گره خورده است. جامعه را نمیتوان فقط با توصیه به صبوری اداره کرد. مردم زمانی همراهی میکنند که آثار تصمیمات اقتصادی را در زندگی واقعی خود ببینند؛ نه صرفاً در آمارها و تریبونها.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر سیاستگذاری اقتصادی به سمت ثبات، کنترل تورم، حمایت واقعی از تولید و تقویت معیشت مردم حرکت نکند، بدون تردید آسیبهای اجتماعی پیچیدهتر خواهد شد. جامعه خسته را باید ترمیم کرد، نه اینکه فقط از آن انتظار تحمل بیشتر داشت.








دیدگاهتان را بنویسید