از حدود بیست سال قبل، ارزش پول ملی کشورمان در سراشیبی قرار گرفت و حالا به دره ای عمیق سقوط کرده است. امروز، چالش ثبات ارزش ریال یکی از پیچیده ترین گره های اقتصاد ایران به حساب می آید که هنوز هیچ تدبیری نتوانسته آن را باز کند، شاید هم مصلحتی در کار بوده و باید در همان دره باقی بماند.
به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر تورم های مزمن و کاهش قدرت خرید، نه تنها معیشت جامعه را تحت تأثیرقرار داده، بلکه افق های برنامه ریزی اقتصادی را نیز تیره و تار کرده ولی در عوض جیب قشری خاص از این آشفتگی ها حسابی چابک شده است. با این حال هنوز امیدواریم که این مسیرِ به بیراه کشیده شده، قابل بازگشت باشد و ریال ایران دوباره سری در سرها درآورد… .در گفتگوی پیش رو که با دکتر رسول فروغی فرد، تحلیلگر ارشد مسائل اقتصادی و بانکی انجام داده ایم، ضمن بررسی ابعاد فنی، ساختاری و روانی احیای ریال، به پرسش های متعددی پیرامون این موضوع، پاسخ داده شده است:
-به عنوان پرسش نخست، آیا از منظر تئوریک، بازگشت اعتبار به ریال در یک بازه زمانی میان مدت، موضوعی قابل تحقق است یا با محدودیت های ساختاری غیرقابل عبور مواجه هستیم؟
ببینید، شخصا معتقدم کلید حل معما، نه در دستور و بخشنامه، بلکه در اصلاح ریشه های سلطه مالی و ناترازی های نهادی نهفته است. در علم اقتصاد هیچ بن بست مطلقی وجود ندارد. اعتبار یک پول ملی، بازتابی از سلامت کلان اقتصاد و انضباط مالی دولت است. لذا بله، بازگشت اعتبار به ریال کاملا ممکن است، اما به شرط یک اراده سخت و جدی. ببینید، درست است که ما با محدودیتهای ساختاری مواجهیم اما اینها غیرقابل عبور نیستند؛ بلکه هزینه برهستند.
-یعنی چه؟
بدین معنا که، ما برای احیای ریال، به تغییر پارادایم از اقتصادِ مبتنی بر خلق نقدینگی به اقتصادِ مبتنی بر انباشت سرمایه، نیاز داریم. خب، اگر قواعد بازی در بودجه و نظام بانکی تغییر کند، ریال می تواند دوباره نقش سنتی خود را به عنوان ذخیره ارزش بازیابی کند.
– در صحبت هایتان به مفهوم “تسلط مالی” اشاره کردید، این روند چه تأثیری بر ساختار پولی ما دارد و معنایش چیست؟
تسلط مالی زمانی رخ می دهد که سیاست های پولی بانک مرکزی به گروگانِ نیازهای مالی دولت در می آیند. به زبان دیگر، وقتی دولت با کسری بودجه مزمن مواجه است و نمی تواند آن را از طریق مالیات یا استقراض واقعی جبران کند، فشار را به شبکه بانکی و بانک مرکزی منتقل می کند. نتیجه این می شود که بانک مرکزی استقلال خود را از دست می دهد و مجبور می شود برای پوشش هزینه های دولت، پایه پولی را منبسط کند. این یعنی چاپ پول بدون پشتوانه تولید که مستقیم ترین اثر آن، ذوب شدن ارزش پول ملی در کوره تورم است.
-با توجه به این بن بست، آیا راهکار فنی برای خروج از این چرخه ی “رکود-تورم” وجود دارد؟
بله؛ راهکار فنی وجود دارد اما اجرای آن شجاعت سیاسی می طلبد. اولین گام، قطع زنجیره ناترازی است. ما باید بودجه دولت را از حالت صوری خارج کنیم و به سمت انضباط واقعی ببریم. دوم، اصلاح نظام بانکی است؛ بانک هایی که ناتراز هستند نباید اجازه داشته باشند از منابع بانک مرکزی برای پوشش ناکارآمدی خودشان استفاده کنند. و سوم، هدایت اعتبار به سمت بخش های مولد است. اگر نقدینگی به جای سکتورهای غیرمولد، به سمت زنجیره ارزش تولید حرکت کند، فشار تورمی به تدریج کاهش یافته و رکود جایش را به رشد پایدار می دهد.
-در این میان بحث “اعتمادِ عمومی” و “انتظارات تورمی” چه نقشی دارد؛ آیا مردم صرفاً نظاره گر هستند یا خودشان عاملی در جهت دهی به ارزش ریال محسوب می شوند؟
ببینید، اقتصاد بیش از آنکه ریاضیات باشد، روانشناسی است. وقتی مردم انتظار دارند مثلا قیمت ها در ماه آینده ۲۰ درصد رشد کند، رفتار مصرفی و سرمایه گذاری خود را بر همان اساس تنظیم می کنند که همین رفتار منجر به ایجاد تورم می شود. پس، احیای ریال بدون بازیابی اعتماد عمومی غیرممکن است. اگر جامعه حس کند که سیاستگذار صادق است و برنامه ای جدی برای مهار تورم دارد، موتور انتظارات خاموش می شود. اما اگر مردم تناقض ببینند، به سمت دارایی های جایگزین مثل ارز و طلا می روند و این یعنی، تضعیف بیشتر ریال.
-البته مدتی است که همین شیوه در بین اکثر خانواده ها در حال اجراست:
بله. از جهتی متاسفانه دارد این اتفاقات رخ می دهد
-آیا می توان صرفاً با سیاستگذاری های فنی و بدون در نظر گرفتن متغیرهای سیاسی، ارزش ریال را احیا کرد؟
حقیقتا خیر، این یک تصور تقلیل گرایانه است. سیاست پولی در خلاء عمل نمی کند. ثبات ریال نیازمند ثبات در محیط کلان است که شامل دیپلماسی اقتصادی، رفع تحریم ها و ثبات داخلی می شود. سیاست فنی مثل چرخ دندهایی است که اگر در موتور سیاستگذاری کلان کشور چفت نشود، فقط در جا می چرخد. ما برای احیای ریال به یک پکیج جامع نیاز داریم که هم شامل اصلاحات فنی بانک مرکزی باشد و هم شامل بهبود مناسبات بین المللی جهت تسهیل جریان ارزی آن.
-اشاره ای هم به موضوع بازار ارز داشته باشیم. جناب دکتر، آیا تک نرخی کردن ارز یا مدیریت شناور اسمی برای ثبات قیمت ها، می تواند به عنوان یک لنگر عمل کند؟
درواقع تک نرخی کردن ارز یک ضرورت است نه یک انتخاب. تعدد نرخ ارز، رانت آفرین و فسادزاست و پیام های غلط به تولیدکننده می دهد. اما ارز نمی تواند تنها لنگر ثبات باشد. اگر ما نرخ ارز را ثابت نگه داریم ولی نرخ رشد نقدینگی ۳۰ یا ۴۰ درصد باشد، فنر ارز فشرده می شود ودر نهایت با یک جهش، تمام دستاوردها را نابود می کند. لنگر واقعی باید کنترل کننده پولی باشد و ارز باید در یک نظام مدیریت شده، بر اساس واقعیت های عرضه و تقاضا تعیین شود تا شوک های ناگهانی حذف شوند.
-اکثرا می پرسند که اگر اصلاحات آغاز شود، چه زمانی تأثیر آن را حس می کنند؟ افق زمانی شما چیست؟
اگر اصلاحات ساختاری که عرض کردم از همین امروز با جدیت آغاز شود، معجزه یکشبه ای رخ نمی دهد، اما جهت حرکت می تواند سریعاً تغییر کند. اما برای اینکه مردم بهبود واقعی قدرت خرید و تک رقمی شدن تورم را حس کنند، به یک بازه زمانی ۳ تا ۵ ساله از انضباط مالی مداوم نیاز داریم.
-پیشنهاد شما برای چنین نقشه راهی چیست؟
در واقع اولویت اول من، استقلال واقعی بانک مرکزی و توقف سلطه مالی دولت. سپس جراحی و ادغام بانک های ناتراز. اولویت سوم، شفافیت در بودجه و حذف هزینه های غیرضروری حاکمیتی. و در نهایت، بازسازی اعتماد عمومی از طریق صداقت در آمار و ثبات در تصمیم گیری است. اگر این چهار گام برداشته شود، ریال دوباره به نماد قدرت اقتصادی ایران تبدیل خواهد شد.








دیدگاهتان را بنویسید