×
×
آخرین اخبار

رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات سوره:
رسانه های ما برای زمان های بحران استراتژی ندارند

  • کد نوشته: 48071
  • 11 اسفند 1404 - 11:44 ق.ظ
  • ۰
  • موضوعاتی که هنگام وقوع رخدادها در کشورمان بیشتر به چشم می آید و دردناک نیز است بحث احاطه افکارعمومی توسط رسانه های بیگانه و معاند در خارج از کشور است.
    رسانه های ما برای زمان های بحران استراتژی ندارند
  • از جمله موضوعاتی که هنگام وقوع رخدادها در کشورمان بیشتر به چشم می آید و دردناک نیز است بحث احاطه افکارعمومی توسط رسانه های بیگانه و معاند در خارج از کشور است. نمونه اش جریانات اخیرِ دیماه است که بهانه ای برای تسخیر هرچه بیشتر اذهان و موج سواری های این رسانه ها شد. به طور حتم دلایل متعددی وجود دارد که باعث گرایش مردم به سمت بنگاههای خبری چون: بی بی سی و اینترنشنال و نظایرآن شده است، با این حال واقعیت امر را نمی توان انکار کرد، و آن ضعف رسانه های داخلی به ویژه صدا و سیمای کشورمان است… .در این باره با دکتر امید علی مسعودی پژوهشگر رسانه، استاد ارتباطات و رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات سوره به گفتگو نشستیم که درادامه می خوانید:

    فارغ از دلایلی چون لج بازی های اجتماعی که آن هم ریشه های خودش را دارد، چرا اکثریت جامعه ایران به شبکه های خبری آن طرفی مانند: اینترنشنال و رادیو فردا و بی بی سی، علاقمندی و اقبال نشان می دهند و بدون تعارف بگویم رسانه داخلی را پس می زنند؟ (مانند آنچه که در حوادث اخیر کشورمان از چند سال گذشته تا کنون شاهدش هستیم):

    یکی از مشکلاتی که رسانه های ما دارند نداشتن استراتژی برای زمان های بحران است یعنی خیلی تاکتیکی برخورد می کنند. رسانه های ما واقعا یک برنامه روشن برای چنین مواقعی ندارند. درحوادثی که رخ می دهد، چه بلایای طبیعی باشد و چه غیر طبیعی مثل تهاجم نظامی ، ما در این بحران ها همین ضعف را داریم یعنی معمولا آمادگی نداریم. یعنی قبل از اینکه بحران به سراغمان بیاید رسانه ما به سراغ بحران نرفته است.

    منظورتان این است که رسانه های کشورهای دیگر، پیش دستی در مواجه با بحران را دارند؟

    بله، اصلا آن ها آمادگی مواجه با بحران را دارند.

    چگونه این آمادگی را دارند؟

    ببینید آن ها زمان را از دست نمی دهند و بلافاصله عملیات اطلاع رسانی را انجام می دهند. مثلا اگر قرار است یک طوفانی اتفاق بیفتد، رسانه هایشان از ۲۴ ساعت قبل اطلاع دارند و فورا درباره اش خبر می دهند و مدیریت بحران صورت می گیرد.

    البته چنین سرعت عملی نیازمند یک زنجیره اطلاعاتی هماهنگ و همیشه پاسخگو دربین منابع اطلاعاتی و منابع خبری است، درست است؟

    بله، ما باید آن سیستم را ایجاد کنیم یعنی دائما پیگیر موضوعات باشیم. رسانه های ما معمولا کمتر به وقایع توجه می کنند، شاید دوخط خبر راجع به یک اتفاقی منتشر کنند و تمام، درحالی که دریک جهان چند رسانه ای به سر می بریم. خبر درخفا نمی ماند، یک زمانی بود که ما درمعماریمان اندرونی و بیرونی داشتیم ولی الان دیگر همه چی بهم ریخته، آشپزخانه اوپن است. رسانه ها الان زنجیر وار بهم پیوسته اند، یک خبر را کپی و منتشر می کنند.

    این پیوستگی خوب است یا بد؟

    ببینید هم خوب است هم بد است. از اینکه هرشهروندی می تواند خبری را به شما اطلاع دهد و شما همگرایی رسانه ای ایجاد کنید خوب است. اما اینکه شما هیچ تبیین و تحلیلی درباره آن ندارید بد است. رسانه هایی که شما را وارد یک جنگ شناختی کردند و دارند برروی افکار شما کار می کنند، هم به لحاظ فلسفه ذهن و هم از نظر روانشناسی، خب ما باید این آمادگی را داشته باشیم. الان شما باید وارد مرز اندیشه و تفکر آدم ها شوید، اصلا جنگ جنگ انسانی نیست، جنگ ماشین با انسان است.

    این موضوع را هم مد نظر داشته باشیم که الان خودِ رسانه های داخلی هم وضعیت خوبی ندارند، پس نمی توانیم چندان انتظاری داشته باشیم:

    خب، مگر حال و روز مردم خوب است؟، جامعه ایران الان دقیقا چند سالی است که درشعب ابی طالب است، کل جامعه اعم از مردم و رسانه ها. الان همه مردم دچار بحران هستند، مردم عادی که همه ما و شما جزوشان هستیم. ۲کیلو گوشت از فروشگاه آن هم مثلا با بُن کارمندی می شود ۳ میلیون تومان، خب آن کسی که همین بُن را هم ندارد آیا می تواند ماهیانه گوشت بخرد؟. همین وضعیت را برای سایر اقلام و کالاها درنظربگیرید. به هرحال رسانه باید تحت هر شرایطی وظایفش را انجام بدهد.

    بله رسانه ملزم به انجام تعهدات حرفه ایش است اما وجود فشارها و دستورالعمل های ابلاغی که درشرایط بحرانی با آن مواجه می شود را نمی توان نادیده گرفت. نسخه شما به عنوان پیشکسوت و استاد عرصه خبر برای چنین موقعیتی چیست؟

    به نظرم این قضیه اصلا نباید به رسانه ها کشیده شود.

    کدام قضیه؟

    هر اعتراضی.

    یعنی رسانه ها باید بی طرف باشند؟

    خیر، نه اینکه بی طرف باشند، اتفاقا رسانه ها باید خیلی فعال باشند. ببینید ما بارها و بارها چه درقضایای طبیعی و چه غیرطبیعی خصوصا در جنگ دوازده روزه و ماجرای مهسا امینی، واقعا هیچ وقت به احزاب میدان ندادیم که حرفشان را بزنند، باید جایی را در سطح شهر برای حضور مردم به وقت راهپیمایی و بیان مطالباتشان درنظر بگیریم مثل کشورهایی که خودشان را اهل دموکراسی می دانند.

    این که می فرمائید وظیفه دولت است، الان صحبت این است که رسانه داخلی چکار کند که با محدودیت هایی که دارد همین مردم را از غرق شدن در اخبار فریبنده اینترنشنال و غیره نجات دهد؟

    رسانه ها باید خواسته های مردم را منعکس کنند، اصلا رسانه ها جزو جامعه مدنی هستند یعنی پلی هستند بین مسئولان و مردم و کارشناسان.

    به نظر شما رسانه های ما آنقدر آزادی دارند که خواسته های واقعی مردم را منعکس کنند؟

    ببینید به نظر من رسانه ها بایستی حتی دربدترین شرایط، یاد بگیرند که ولو با نشانه و علامت هم شده، آنچه را که باید به مردم بگویند، بگویند. من این را قبول ندارم که “اجازه نمی دهند ما بنویسیم”، شما بلد نیستید بنویسید. ببینید، دردوره شاه یک آقای خبرنگاری بود که قلم بسیار خوبی داشت و خیلی هم انتقادی می نوشت، یک روز بالاخره شاه گفت که این فرد نباید در آن رسانه باشد و خب او را بیرون کردند، ولی روزنامه به نوشته های این خبرنگارنیاز داشت چون او طوری می نوشت که آن کسی که باید بفهمد، می فهمید که او چه می گوید. ضمن اینکه او برای دسترسی به منابع اطلاعاتی چگونه ارتباط گرفتن را هم به خوبی بلد بود.

    یعنی خبرنگاران و رسانه های الان هم باید” آنطوری” نوشتن را یاد بگیرند؟

    بله، دقیقا. ما باید “خبرنگاربحران” داشته باشیم. بهترین ارتباط از طریق ارتباطات غیرکلامی است، امروزِ ما با دیروزمان فرق می کند. رسانه ای که حرفه ای باشد می داند که حرف و خواسته مردم را چطور منعکس کند. ما الان در یک جنگ شناختی هستیم البته همه کشورها درگیر این جنگ هستند. حتی چین و اروپا هم با جنگ شناختی مواجه است منتهی او افکار عمومی را تغییر می دهد روی اعصاب و فلسفه ذهن مردمشان کار می کنند.

    چطور شد رسانه هایی چون اینترنشنال و بی بی سی که اگرچه ماهیتشان مشخص شده اما همچنان مورد ذائقه عده زیادی از مردم کشورمان هستند و به راحتی بر اذهان عمومی جامعه اثر گذاری دارند؟ رسانه های داخلی چگونه می توانند به مردم تفهیم کنند که این رسانه ها دارند دروغ به خوردشان می دهند؟

    حقیقتا نکته ای که من به آن اعتقاد دارم این است که کار فعلی رسانه هایمان، همان کارهایی است که ما دردهه ۵۰ انجام می دادیم یعنی دائما فکر می کنیم که ما خیلی چیزها را می دانیم و مردم نمی دانند، مشکل اصلی رسانه های کنونی ما این است. الان تلفن همراه به گونه ای عمل می کند که مردم می توانند به شبکه های بالاتر از اینترنشنال و بی بی سی دسترسی داشته باشند، می توانند از طریق هوش مصنوعی اطلاعات جمع آوری کنند یعنی هرکدام از مردم خودشان یک رسانه هستند. بعد رسانه ما می آید اخباری را که مردم مثلا دیشب شنیده اند، تازه امروز صبح می آورد به مردم تحویل می دهد آن هم بدون اینکه تحلیلی، یادداشت و ارزیابی راجعش نوشته شده باشد. بدون اینکه خبرنگار رفته باشد درآن صحنه و ماجرا را رصد کرده باشد.

    به هرحال بخواهیم یا نخواهیم رسانه های آن طرف مرزها، گوی سبقت را از رسانه های داخلی ربوده اند و اکثر مردم هم دارند حرف های آن ها را می پذیرند، مشخصا سوال من این است” رسانه های ما چه تاک تیکی را درپیش بگیرند تا بتوانند این میدان رقابت را فتح کنند و راجع به ماهیت فریبنده آن رسانه ها برای افکار عمومی اقناع سازی انجام دهند”؟

    ببینید، درسال ۱۳۸۸ که نسبت به انتخابات آن اعتراضات شکل گرفت، شبکه ماهواره تلویزیون بی بی سی راه افتاد البته قرار نبود که خرداد ماه راه اندازی شود. قرار بود بعد از امتحانات دانش آموزان ایران در یک فرصت مناسبی که همه در خانه هستند شبکه را راه بیندازند، ولی آمدند چند ماه زودتر شروع کردند. یعنی تا اعتراضات شروع شد بلافاصله کارشان را شروع کردند، خب در همان زمان دو تحقیق دانشگاهی انجام شد که خلاصه اش این است” تعداد کمی از مخاطبین صدا و سیما کاهش پیدا کرده است و تعداد خیلی کمی به سمت بی بی سی رفته اند”، اما چیزی که ما را از آن ها جدا کرد و همان موقع هم زنگ خطرش را به صدا درآوردیم بحث اعتماد بود. چرا تعداد کمی مخاطب جذب آن طرف می شوند اما به او اعتماد دارند، ولی این طرف تعداد زیادی مخاطب داریم اما به ما اعتماد ندارند. موضوع همخوانی داشتن یا نداشتنِ گفتار و عمل ماست. آن ها در جنگ شناختی از شگردهایی استفاده می کنند که می توانند بر بیننده اثرگذاری داشته باشند. یکی از شگردهایشان استفاده از کارشناس است، ولی رسانه ما جایی برای کارشناس ندارد، فقط چسبیدیم به دولت و مردم. چه اندازه کارشناسان را آوردیم تا راجع به این مسائل تحلیل بدهند، حالا چه موافق باشد چه مخالف. می بینید که دربعضی از برنامه های بی بی سی حتی بین کارشناسانشان دعوا هم می شود و همین باعث جذابیت بیشتر برنامه شان می شود و برای مخاطب اعتماد سازی صورت می گیرد. ولی ما درکشورمان حتی این هنر را هم نداریم که کسانی که دلسوز جامعه هستند را بیاوریم و حرف بزنند و مردم ببینند که این حرف در صدا و سیما پخش شده، البته دریک مقاطعی مثل انتخابات این کار را انجام می دهیم ولی بعد از آن ایام دیگر خبری از چنین برنامه هایی نیست.

    یعنی الان صدا و سیما میزگردی با حضور موافقان و مخالفان و محوریت صدای مردم برگزار کند؟

    من می گویم کارشناس بیاوریم حرف بزند. چرا همیشه باید فقط یک مجری بیاید کار کارشناسی بکند. اصلا درصدا و سیما نباید یک مجری خودش را مثلا به جای نیروهای نظامی و انتظامی بگذارد و اظهار نظر کند، او درواقع دارد اعتماد عمومی را از بین می برد. بعد اینگونه می شود که طرف می آید نسبت به مرده ها یا شهدا یا هر اسم دیگری که برایش بگذاریم جوک می گوید و لودگی می کند، خب این فرهنگ را باید درست کنیم. همین است که مردم عصبانی تر می شوند و صدایشان درمی آید و رسانه داخلی را پس می زنند. ببینید، اصلا بخشی از اعتراضات را رسانه ها می توانند منعکس کنند، رسانه ها باید ببینند که نیازهای مردم چیست و چه می خواهند ما باید نیاز مخاطب را برآورده کنیم.

    با این اوصاف می توانیم مخاطب هایمان را به اصطلاح از دهان رسانه های بیگانه بیرون بکشیم و به مردم بفهمانیم که هرچه این ها می گویند هم درست نیست؟

    بله، چرا نمی توانیم. ساز و کار رسانه این است که با زبان مردم حرف بزند. مجری صدا و سیما باید بداند که او فقط یک مجری است و کارشناس نیست و حق اظهار نظر در آن جایگاه را ندارد. آن رسانه ها به محض اینکه اتفاقی رخ می دهد سریع یک کارشناس می آورند تا او حرف بزند و به همین دلیل بر افکار عمومی مسلط می شوند.

    نویسنده: دریا وفایی
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *