×
×
آخرین اخبار

«یادداشت تفاهم»؛ پل عبور از بحران هرمز یا آزمونی برای صلحِ شکننده خلیج فارس؟

  • کد نوشته: 52738
  • 17 خرداد 1405 - 10:17 ق.ظ
  • ۰
  • این پیشنهاد با اولویت‌بخشی به اعتمادسازی عملیاتی و امنیت دریایی، به دنبال کاهش تنش و ایجاد فضای تنفسی اقتصادی پیش از ورود به مذاکرات دشوار هسته‌ای است.
    «یادداشت تفاهم»؛ پل عبور از بحران هرمز یا آزمونی برای صلحِ شکننده خلیج فارس؟
  • «یادداشت تفاهم» اولیه بین ایالات متحده آمریکا و ایران، به ویژه در بحبوحه بن‌بست سیاسی و امنیتی حاکم، آزمونی واقعی از مسیر دشوار صلح در خلیج فارس است. آتش بس فعلی وضعیتی است که اقتصادهای خلیج فارس، ایران و حتی جهان را در معرض خطر قرار می‌دهد و پیامدهایی فراتر از بخش انرژی، مواد غذایی، کود، دارو و صنایع مختلف در بردارد.

    به همین دلیل است که کشورهای مختلف به دنبال دستیابی به یک راه حل عملی هستند که راه را برای مذاکرات واقعی و جدی بین تهران و واشنگتن بر سر مسئله هسته‌ای هموار کند و درک می‌کنند که چنین مذاکراتی نیازمند چارچوبی است که بتواند اعتمادسازی کند و به وضعیت جنگی پایان دهد.

    این یادداشت تفاهم بر تحکیم آتش‌بس قابل تمدید؛ بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز؛ حذف مین‌های دریایی؛ اجازه عبور کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها بدون اعمال هزینه بر آنها و کاهش تدریجی برخی محدودیت‌های اقتصادی علیه ایران در حالی که به این کشور اجازه می‌دهد بخشی از نفت خود را بفروشد و شاید به بخش بسیار محدودی از دارایی‌های مسدود شده خود در خارج از کشور دسترسی پیدا کند. این امر مذاکرات در مورد مسئله هسته‌ای را به بعد موکول می‌کند.

    بر این اساس، این تفاهم‌نامه فرمول صلح نهایی نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد یک گذرگاه امن است که از طریق آن همه طرف‌ها می‌توانند از حالت جنگی به میز مذاکره بروند، زیرا هدف فعلی پایتخت‌های کلیدی خلیج فارس از جمله ریاض و دوحه، کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز به منظور تضمین عبور ایمن تانکرهای نفتی و کشتی‌های تجاری است.

    باید گفت مسیر دیپلماتیک علیرغم حملات محدود ایالات متحده علیه اهداف ایرانی در جنوب ایران، که واشنگتن آن را به عنوان یک عملیات دفاعی با هدف قرار دادن قایق‌ها و سکوهای پرتاب مرتبط با تهدیدات علیه ناوبری دریایی یا نیروهای آمریکایی توصیف کرد، متوقف نشده است. این بدان معناست که قوانین تعامل وجود دارد که نقض نشده‌اند.

    در میان جزئیات درهم‌تنیده، جایی که دیپلماسی با حداکثر فشار اقتصادی و عملیات نظامی محدود همپوشانی دارد، حضور عربستان سعودی تعادل منطقه‌ای ایجاد می‌کند و یک شبکه ایمنی ایجاد می‌کند که مانع از ورود خلیج فارس به جنگ جدیدی با عواقب نامشخص می‌شود. شرکت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در یک تماس تلفنی گروهی با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و رهبران قطر، امارات متحده عربی، بحرین، اردن، مصر، ترکیه و فرمانده ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر، نشان دهنده تمایل عربستان سعودی به هرگونه تفاهمی است که با تهران حاصل می‌شود و بخشی از یک چارچوب یکپارچه برای امنیت منطقه‌ای است، نه صرفاً یک توافق بین ایالات متحده آمریکا و ایران.

    این تلاش‌های عربستان سعودی با دیپلماسی فعال قطر که به عنوان یک نقش میانجیگری مکمل تلاش‌های پاکستان عمل می‌کند، همسو است. در مورد پاکستان، میانجی اصلی، نقش آن ناشی از این واقعیت است که یک کشور بزرگ بوده که مرزهای زمینی و دریایی با ایران دارد و همچنین از توانایی آن برای صحبت با تهران به زبان «برادری اسلامی» و با واشنگتن به زبان «منافع امنیتی» در عین حفظ روابط نزدیک با عربستان سعودی و قطر حکایت دارد.

    مسیر واقع‌بینانه پیش رو با رسیدگی به مسائل به صورت مرحله‌ای آغاز می‌شود، که با تثبیت آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز تحت نظارت دریایی بین‌المللی آغاز می‌شود. دوم، اقدامات اقتصادی محدود که به ایران انگیزه‌های محاسبه شده می‌دهد. سوم، مذاکرات هسته‌ای مطابق با یک جدول زمانی مشخص، همراه با تضمین‌های فنی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام شود.

    بنابراین می‌توان گفت که صلح در خلیج فارس امکان‌پذیر است اما در میان این پیچیدگی‌ها به راحتی محقق نخواهد شد. با این وجود، این احتمال وجود دارد زیرا همه طرف‌ها هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی بالایی را برای جنگ پرداخته‌اند. با این حال، موفقیت این یادداشت تفاهم به تبدیل آتش‌بس موقت به سیستمی از تعهدات متقابل بستگی دارد که پایه‌های صلح پایدار و بادوام را بنا نهد و همه طرف‌ها را از وضعیت فعلی شکنندگی سیاسی و امنیتی خود خارج کند.

    نویسنده: فاطمه محمدی
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *