گروهی، ایران را نه به مثابه وطن خویش، بلکه همچون مکانی برای بهره برداری میبینند و تا زمانی میمانند که ماندن برایشان سودمند، امن و کم هزینه باشد، اگر شرایط دشوار شود و توان رفتن داشته باشند میروند و اگر نروند، الزاماً نمیمانند تا بسازند، بلکه میمانند تا مصرف کننده طلبکار باشند و از حاشیه میدان، درباره آنان که در متن میدان ایستادهاند، قضاوت کنند.
این گروه معمولاً سهم روشنی در ساختن ایران ندارند نه زخمی از روزهای سخت کشور بر تن دارند، نه هزینهای برای امنیت و آینده آن پرداخت کردهاند و نه در بزنگاههای جنگ، بحران، آشوب، تحریم و فشار اقتصادی، باری از دوش وطن برداشتهاند. با این همه صدایشان اغلب بلندتر است، زبانشان تندتر، گویی این سرزمین همواره به آنان بدهکار بوده، بی آنکه آنان خود را بدهکار این خاک بدانند.
و این در شرایط جنگ برای خیلیها عیان شد رفتن بازیکن فوتبال به امریکا و چندین بازیکن مطرح به خارج از کشور تا گزندی به آنها نرسد و این در حالی است که تمام ثروت، اعتبار، آبرو و جایگاه خود را از همین وطن و همین ورزش بدست آوردهاند و در مقابل دشمن سکوت میکنند، بمباران کودکان را محکوم نمیکنند، ویرانیها و خسارتها را به گردن وطن میاندازند و مثل طلبکاران هر چه فریاد دارند به جای آنکه سر دشمنان بزنند بر سر مردم مظلوم و وطن عزیز میزنند گروه دوم ورزشکاران باصداقت که کم هم نیستند و با مردم همراه و صادق هستند، بازیکنان و ملی پوشان ورزش باید با مردم صادق باشند، اگر چنین نباشد هرگز ورزش آنان به چشم نخواهد آمد و نامشان در دل و ذهن مخاطب و هوادار ماندگار نخواهد ماند. بزرگترین ورزشکاران دنیا که نامشان بر سر زبانها افتاده کسانی هستند که با هوادار و مردم روراست بوده و با آنان صادقانه برخورد کردهاند، بازیکنان و ورزشکاران اسطورهای تاریخ ورزش جهان هیچگاه در کارشان کم فروشی نکرده و نخواهند کرد. برای همین است که نامشان همیشه بر تارک ورزش میدرخشد.
غلامرضا تختی و دهها ورزشکار دیگر در ایران و جهان محبوبیتی که به دست آوردند و به اوج شهرت رسیدند نه به خاطر کسب مدال و جام قهرمانی بوده بلکه به خاطر صداقت با مردم و عشق به وطن بوده امروز مخاطبان و هواداران ورزش بهترین معیار برای ارزش گذاری ورزش و قهرمانی ورزشکاران هستند. هر ورزشکاری که میخواهد مورد اقبال قرار گیرد باید این اصل را آویزه گوش و دل خود کند که با مردم بودن و همراه مردم بودن رمز ماندگاری، قهرمانی و پهلوانی است. اتفاقات سال ۱۴۰۴ به خصوص جنگ ۱۲ روزه و رمضان که با تجاوز متجاوزان کودک کش آغاز شد. بسیاری از ورزشکاران شریف و اصیل از همان ابتدا به کف خیابان آمده و همراه مردم علیه دشمنان رجزخوانی کردند.
اما متأسفانه عدهای از ورزشکاران واخورده و خود فروخته وطن فروش یا از دشمنان سفاک حمایت کردند و یا با سکوت خود آب به آسیاب دشمن ریختند و میریزند این عده معدود به هر دلیلی از جمله گرفتن حق شهروندی از ممالک دشمن، با به چشم آمدن در میدانهای ورزشی پشت به ملت و کشور کرده و برای اجانب دم تکان داده و میدهند مطمئناً اگر صداقت در وجود آنها بود هرگز سرباز دشمن نمیشدند و با صداقت تمام همگام و همراه مردم در تمام صحنهها حاضر میشدند. امروز مردم کف خیابان ورزشکارانی را احترام میگذارند که صادق بوده و همراه مردم در تمام مشکلات پای کار بودهاند.








دیدگاهتان را بنویسید