به گزارش سرویس فرهنگ پایگاه خبری سپاهان خبر یکی از جالبترین وجوه این سریال، رویکرد چندکارگردانه آن است. اسما ابراهیمزادگان، بهداد امینی، عماد خدابخش، امیررضا رشتی، نفیسه زارع و پویا سعیدی هر یک کارگردانی یکی از اپیزودها را بر عهده دارند. این تنوع کارگردانی اگرچه میتواند به هر قسمت هویت مستقلی ببخشد، اما ریسک ناهمگونی لحن و کیفیت را نیز به همراه دارد.سریال با تکیه بر فضای محدود بازجویی و گفتوگوهای روانشناختی، سعی کرده است یک درام جنایی متفاوت خلق کند. محدود بودن لوکیشن برخلاف تصور رایج نقطه ضعف محسوب نمیشود؛
برعکس، این انتخاب میتواند تمرکز مخاطب را بر دیالوگها، جزئیات رفتاری و تنش روانی میان شخصیتها افزایش دهد. با این حال، قسمت نخست بیش از آنکه یک روایت کامل باشد، حکم مقدمهای برای معرفی شخصیتهای اصلی را دارد و هنوز نتوانسته مخاطب را در یک بازی ذهنی پیچیده درگیر کند.
از سوی دیگر، شروع سریال با بازسازی محل دفتر جدید پلیس، بهانهای مناسب برای نمایش دکوری متفاوت از آنچه تاکنون از یک اداره آگاهی در ایران دیدهایم، فراهم کرده است. این ساختارشکنی در ژانر پلیسی ایران، هرچند جسورانه، اما همچنان در مراحل ابتدایی راه قرار دارد.
بیتردید مهمترین برگ برنده «اعتراف میکنم»، ترکیب بازیگران آن است. حضور مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانیفر، بهار کاتوزی، بابک حمیدیان، علی مصفا، ستاره پسیانی و حامد بهداد (در نقش مهمان) مجموعهای از بازیگران باسابقه و چهرههای شناختهشده را گرد هم آورده است.
حضور یک تیم بازیگر باتجربه چه در نقشهای ثابت و چه مهمان، کمک بزرگی به سریال کرده است و از نظر جنس بازی ها، اثری یکدست را شاهد هستیم. پوریا پورسرخ در نقش سرگرد شمس، با تغییر چهره قابل توجه و بازی متقاعدکننده، یکی از نقاط قوت اصلی مجموعه محسوب میشود. همچنین بازگشت حامد بهداد به شبکه نمایش خانگی، هرچند در نقشی کوتاه، اتفاق خوشایندی برای مخاطبان بوده است.
نکته قابل توجه دیگر، نقش پررنگ زنان در این سریال است؛ رویکردی که میتواند گامی مثبت در جهت عبور از کلیشههای رایج ژانر پلیسی در ایران تلقی شود.اقتباس از یک سریال موفق همیشه شمشیری دولبه است؛ از یک سو مسیر را برای جلب مخاطب هموار میکند و از سوی دیگر استانداردی بلند برای مقایسه میسازد. «Criminal» نتفلیکس با چهار نسخه بریتانیایی، آلمانی، اسپانیایی و فرانسوی ثابت کرد که یک اتاق بازجویی و چند بازیگر توانمند میتواند به اندازه یک اثر پرهزینه نفسگیر باشد.
راز موفقیت آن اثر نه در پیچیدگی پروندهها، بلکه در فیلمنامهای حسابشده و نبرد روانی میان بازجویان و مظنونان نهفته بود.«اعتراف میکنم» با تکیه بر همین فرمول وارد میدان شده، اما قسمت های نخست نشان میدهد بازآفرینی چنین الگویی صرفاً با حفظ قالب امکانپذیر نیست. یکی از نقاط ضعف این قسمتها، احتیاط بیش از حد در ایجاد تعلیق و هیجان است؛ روایت آنقدر کند پیش میرود که بعضاً جزئیات داستان دیرتر از زمان مناسب مطرح میشوند. همچنین «ایرانی شدن با نصب یک تابلو فارسی روی دیوار اتفاق نمیافتد» و یک اقتباس موفق باید منبع اولیه را هضم کند، نه صرفاً تقلید ظاهری از آن.با وجود نقدهای وارد بر قسمتهای ابتدایی، سریال نقاط قوت قابل توجهی نیز دارد.
ساختار اپیزودیک با پروندههای مستقل، ضمن ایجاد تنوع، فرصت پرداخت به موضوعات مختلف جنایی را فراهم کرده است. همچنین «اعتراف میکنم» برخلاف بسیاری از آثار پلیسی ایرانی، در دام خشونت افراطی نیفتاده و تلاش کرده است تعلیق را از طریق دیالوگ و روانشناسی شخصیتها ایجاد کند.عوامل فنی سریال نیز در سطح قابل قبولی قرار دارند؛ از فیلمبرداری امین جعفری و حسین باغبان حدایقی تا تدوین عماد خدابخش و موسیقی رامین کوشا.
تیم نویسندگی به سرپرستی پویا سعیدی نیز متشکل از چهرههای جوان و مستعدی چون علی امیرریاحی، نفیسه زارع و عاطفه صالحی است که میتوانند در اپیزودهای بعدی پتانسیل خود را بهتر نشان دهند.
«اعتراف میکنم» با تمام مؤلفههای لازم برای جلب کنجکاوی مخاطب پای به عرصه گذاشته است، اما قضاوت نهایی به اپیزودهای بعدی موکول میشود. این سریال در کارگردانی و بازیگری نمره قبولی میگیرد، اما فیلمنامه هنوز نتوانسته از سایه سنگین اثر اصلی خارج شود. اگر سازندگان بتوانند در قسمتهای آینده تعلیق را افزایش دهند، لایههای روانشناختی شخصیتها را عمیقتر کنند و از تقلید صرف به بازآفرینی خلاقانه برسند، «اعتراف میکنم» میتواند یکی از سریالهای مطرح ژانر جنایی در شبکه نمایش خانگی ایران شود. در غیر این صورت، صرفاً یک اقتباس متوسط در خاطر خواهد ماند.




دیدگاهتان را بنویسید