×
×
آخرین اخبار

یک حقیقت تلخ زیر پوست شهر
سقوط آزاد مشاغلی که در اینستاگرام جا ماندند

  • کد نوشته: 50145
  • 30 فروردین 1405 - 10:33 ق.ظ
  • ۰
  • اختلال و قطع اینترنت در روزهای اخیر موجب فلج شدن کسب‌وکارهای آنلاین، افزایش ناامنی شغلی فریلنسرها و تشدید فشارهای روانی و معیشتی بر میلیون‌ها ایرانی شده است.
    سقوط آزاد مشاغلی که در اینستاگرام جا ماندند
  • این روزها که غبار نبردهای اخیر همه جا نشسته است زیر پوست شهر ، اتفاقی در جریان است که صدایی ندارد اما دردش تا مغز استخوان هزاران ایرانی نفوذ کرده است. وقتی در میانه بحران های نظامی و امنیتی اینترنت قطع میشود یا با اختلال شدید روبرو میگردد تنها یک ابزار تکنولوژیک از دسترس خارج نشده بلکه نبض زندگی و معیشت تعداد زیادی از خانواده ها از کار افتاده است .

    ‌فروپاشی یک زنجیره که ماه ها و سال ها برای بافتنش تلاش شد

    کسب و کارهای اینترنتی در سال های اخیر فراتر از یک فعالیت اقتصادی ساده به یک پناهگاه اجتماعی تبدیل شده بودند. زنانی که در خانه های خود به تولید صنایع دستی مشغول بودند یا جوانانی که با ایده های نو در فضای مجازی برای خود هویتی ساخته بودند حالا با دیواری روبرو شده اند که هیچ راه عبوری از آن نیست. ضرر واقعی در اینجا فقط ریال و تومان نیست بلکه ناامیدی مادری است که تمام دارایی اش را صرف خرید مواد اولیه کرده بود ولی نتوانست محصولی بفروشد. این یعنی فروپاشی یک زنجیره که ماه ها و سال ها برای بافتن تار و پودش تلاش شده بود. وقتی اینترنت قطع میشود ما با یک سکوت تحمیلی روبرو هستیم که حس درماندگی را به جامعه تزریق میکند و به آدم ها میگوید که تمام تلاش هایشان در برابر یک دکمه هیچ ارزشی ندارد.

    ‌حذف شدن از جغرافیای جهان

    در لایه های عمیق تر جامعه فریلنسرها یا همان متخصصان دورکار قرار دارند که سربازان بی دفاع این نبرد اقتصادی هستند. برای جوانی که تمام روابط کاری اش در پلتفرم های بین المللی تعریف شده است قطع دسترسی به شبکه جهانی به معنای حذف شدن از جغرافیای جهان است. این افراد در این روزهای خاکستری دچار نوعی انزوای اجباری شده اند که سلامت روان آنها را به شدت تهدید میکند. تحلیل رفتارهای اجتماعی نشان میدهد که اضطراب ناشی از بی خبری و ناتوانی در تحویل پروژه ها باعث شده است که حس بی مصرف بودن در میان نخبگان جوان رشد کند. ضرر اصلی پولی نیست که امروز در حساب ها ننشسته است بلکه آن مغزی است که در خانه نشسته اما حس میکند در وطن خودش غریبه و نادیده گرفته شده است. این حس ناامنی شغلی سمی ترین پیامدی است که میتواند بدنه فعال جامعه را فلج کند.

    ‌پایان شب نشینی های دیجیتال و رکود همدلی

    کسب و کارهای کوچک اینستاگرامی و تلگرامی به مرور زمان نوعی محله دیجیتال ساخته بودند که مردم در آن نه فقط برای خرید بلکه برای گفتگو گرد هم می آمدند. در شرایط سخت جنگی این فضاها میتوانستند به عنوان یک ضربه گیر روانی عمل کنند و به مردم آرامش بدهند اما قطع اینترنت این پیوندهای ظریف اجتماعی را هم پاره کرد. حالا دیگر خبری از آن پویایی و شور و شوق همیشگی نیست و این سکوت، فضای شهر را سنگین تر کرده است. وقتی کسب و کارهای اینترنتی تعطیل میشوند بخشی از شادی عمومی و انگیزه های فردی هم از بین میرود. در حقیقت ما امروز با یک افسردگی دسته جمعی روبرو هستیم که در آن مردم احساس میکنند امنیت معیشتی و روانی شان به مویی بند شده است.

    ‌شکاف طبقاتی در عصر فیلترینگ

    اما یکی از تلخ ترین ابعاد اجتماعی این بحران تشدید بی عدالتی و شکاف طبقاتی است. شرکت های بزرگ و دولتی که به زیرساخت های اختصاصی دسترسی دارند شاید به کارشان ادامه دهند اما کسب و کارهای کف بازار مجازی که متعلق به قشر متوسط و ضعیف هستند کاملا از بین رفته اند. این یعنی در تلاطم های اجتماعی و جنگی ضعیف ترها اولین قربانیانی هستند که از چرخه حذف میشوند. این احساس تبعیض منجر به نوعی خشم پنهان در لایه های زیرین جامعه میشود. جوانی که میبیند تمام درهای رزق و روزی به رویش بسته شده است در حالی که شعارهای توسعه دیجیتال به گوشش میرسد دچار نوعی تناقض و بی اعتمادی عمیق میشود. این ضرر اجتماعی بسیار فراتر از اعداد و ارقام اقتصادی است و میتواند پایه های وفاداری اجتماعی را سست کند.

    ‌وقتی اینترنت از نان شب واجب تر میشود

    امروز دیگر نمیتوان اینترنت را یک کالای تزیینی دانست چرا که این شبکه به جاده اصلی توزیع نان در جامعه تبدیل شده است. وقتی اینترنت قطع میشود نان دیجیتال میلیون ها ایرانی در تنور ناهماهنگی ها میسوزد. در شرایطی که کشور با چالش های نظامی دست و پنجه نرم میکند حفظ معیشت و آرامش مردم باید در اولویت اول قرار بگیرد. کسب و کارهای آنلاین در سال های سخت تحریم و رکود نقش مهمی در کنترل بیکاری داشتند و حالا با فلج کردن این بخش ما عملا یکی از سوپاپ های اطمینان اجتماعی را از دست داده ایم. تحلیلگران معتقدند که بازگرداندن پایداری به شبکه یک ضرورت ملی برای جامعه ای است که از فشارهای مختلف خسته شده و به دنبال کورسوی امیدی برای بقا میگردد.

    ‌فرجام کسب و کارهای بی پناه در هیاهوی جنگ

    نکته مهم اینکه ، سفره های دیجیتالی مردم شایسته حمایت هستند نه تخریب چرا که این سفره ها ریشه در غیرت و تلاش جوانانی دارد که در سخت ترین روزها نیز دست از کار نکشیدند. هر کلیک ناتمام و هر صفحه لود نشده پیامی است از لزوم بازنگری در سیاست های ارتباطی در زمان بحران تا زندگی زیر سایه نبردها بیش از این تلخ نشود. آینده روشن ایران نیازمند اتصال است نه انفصال و این راهی است که باید با تدبیر هموار شود.

    نویسنده: یلدا توکلی
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *