جنگ بین ایران و آمریکا به زیرساختهای اقتصادی کشور آسیب وارد ساخت بطوریکه برای بازسازی این زیرساختهای اقتصادی نیاز به صرف هزینههای زیادی است. در زمان جنگ طرفین از طریق تخریب زیرساختها میتوانند ضربات قابل ملاحظهای را به یکدیگر وارد سازند زیرا بازسازی آن هم زمانبر است و هم سرمایه زیادی لازم دارد و تا زمان بهرهبرداری نیز اگر زیرساخت تخریب شده مربوط به تولید کالاهای اساسی و زیربنایی باشد لازم است که این کالاها از خارج وارد شود که نیاز به سرمایه دارد و تا راهاندازی مجدد آن هم بحرانهایی در اقتصاد آن کشور رخ خواهد داد.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر برای جبران این وضعیت نخست باید شرایط باثبات برای سازندگی برقرار شود که تامین منابع مالی آن از طریق آزادسازی پولهای بلوکه شده و درآمدهای حاصل از فروش نفت میسر است. بنابراین لازم است که تحریمها لغو شود تا بتوان سرمایه مورد نیاز را به کشور وارد کرد یا دارایی مسدود شده ایران آزاد شود و یا سرمایهگذاری خارجی صورت گیرد که البته در این وضعیت غیر ممکن به نظر میرسد زیرا سرمایهگذاران با ریسک بالایی مواجه اند. به همین دلیل حصول توافق بین ایران و آمریکا لازم و ضروریست وگرنه این امکان وجود ندارد که در این وضعیت هم بتوان زیرساختهای تخریب شده را بازسازی و به مرحله بهرهبرداری رساند.
بنابراین برای رفع تمامی موانع موجود نقش دیپلماسی و مذاکره برجسته و پررنگ میشود تا بتواند شرایط را به گونهای فراهم سازد که در حوزه اقتصادی گشایشهای ایجاد شود وگرنه در زیر سایه آتش نه جنگ و نه صلح و محدودیت منابع ارزی صحبت از جبران خسارات و سازندگی سرابی بیش نیست بلکه باید در سایه توافق پایدار بتوان زیرساختهای اقتصادی منجمله کارخانههای فولاد و پتروشیمی را بازسازی کرد.
مسئله دیگری در اقتصاد کشورمان بحث وجود ابر تورم است که گریبانگیر اقتصاد کشور شده در کشورهای از جمله ترکیه و آرژانتین برای دوره کوتاهی تورم آنها ۳۰۰ درصد میشود اما در ایران دائما ما به این مرحله رسیدهایم اینکه آیا فروپاشی اقتصادی رخ داده یا خیر؟ باید اذعان داشت اینگونه نیست بلکه به دلیل توزیع ناعادلانه درآمد و حمایتها، وخامت اوضاع اقتصادی به تعویق انداخته ایم. در کشور ترکیه زمانی که ابرتورم رخ داد تمامی اقشار جامعه متضرر شدند و ثروتمندان به دلیل احکام مالیاتی نمیتوانستند از افزایش قیمتها منتفع شوند.
اما در ایران عدهای برنده و کاسب این شرایطاند و در این شرایط اجارهبهای خود را افزایش میدهند، دست به احتکار اجناس میزنند تا سودهای قابل ملاحظهای را بدست آورند و تقاضا برای کالای خاص را در بازار ایجاد میکنند که نمونه روشن آن در زمان ثبت نام ماشین لکسوس مشخص گردید که چگونه در زمان ثبت نام سهمیه این ماشین با قیمت ۱۱۰ میلیارد تومان به یکباره تکمیل میشود. این مسائل در کشور ترکیه وجود ندارد زیرا نظام مالیاتی و قیمتگذاری آنها شفاف است.
در زمان ابر تورم ارزش پول ملی این کشور کاهش پیدا میکند اما آنها نمیتوانند ابر تورم را دائما تحمل کنند. وقتی صحبت از ابر تورم میشود همانند بیمار در وضعیت کما محسوب میشود بیمار در این وضعیت میمیرد اما مردن اقتصاد معنا ندارد تنها مردم دائما شاهد افزایش روند بیکاری و نرخ تورم خواهند بود که به دلیل بحثهای حمایتی این وخامت تا حدودی تسکین پیدا میکند. بنابراین برای خروج از این وضعیت و بهبود اوضاع اقتصادی باید به توافقی پایدار و تضمینشده دست یافت تا شاهد آثار و نتایج مثبت آن در اقتصاد و زندگی مردم باشیم.




دیدگاهتان را بنویسید