×
×
آخرین اخبار

سکوت سنگین زیرساخت‌ها؛ روایتی از روزگار ناشنوایان در ایران

  • کد نوشته: 59289
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۱ ق٫ظ
  • ۰
  • بزرگ‌ترین مانع جامعه ناشنوایان در کشور، فقدان دسترسی برابر به خدمات ارتباطی است.
    سکوت سنگین زیرساخت‌ها؛ روایتی از روزگار ناشنوایان در ایران
  • هشتم مهرماه (مصادف با آخرین روزهای سپتامبر) یادآور «روز جهانی ناشنوایان» است؛ روزی برای بازتاب اراده و توانمندی افرادی که زبان ارتباطی‌شان حرکات دست، چشم و لبخند است. با این حال، در تقویم شهری و ساختار اجرایی کشورمان، این مناسبت بیش از آنکه نمادی از تجلیل باشد، آینه تمام‌نمای چالش‌ها، مصائب و کمبودهایی است که زندگی این جامعه بزرگ اما کمتردیده‌شده را با بن‌بست‌های روزمره روبه‌رو کرده است.

    حصار ارتباطی؛ از مراکز درمانی تا مراجع قضایی

    به گزارش سرویس سلامت پایگاه خبری سپاهان خبر بزرگ‌ترین مانع جامعه ناشنوایان در کشور، فقدان دسترسی برابر به خدمات ارتباطی است. بر اساس آمارهای موجود، جمعیت قابل‌توجهی از افراد دارای آسیب شنوایی در کشور زندگی می‌کنند، اما زبان اشاره فارسی کماکان در چرخه آموزش عمومی و نهادهای رسمی کشور جایگاه فراگیر نیافته است.

    یک ناشنوا هنگام مراجعه به اورژانس، درمانگاه‌ها یا مراجع انتظامی و قضایی با دیواری نفوذناپذیر از سوءتفاهم مواجه می‌شود. در بسیاری از موارد بحرانی، عدم حضور مترجم زبان اشاره یا فقدان سامانه‌های تصویری برخط (Online) برای ارتباط فوری، سلامت جانی یا حقوق شهروندی این افراد را در معرض آسیب قرار داده است. در سیستم درمانی کشور، پزشک یا کادر درمان توان درک شرح‌حال بیمار ناشنوا را ندارند و این نقص در بزنگاه‌های حیاتی گاهی به خطاهای درمانی غیرقابل‌جبران می‌انجامد.

    هزینه‌های سرسام‌آور توانبخشی و ایمپلنت

    در حوزه سلامت و درمان، تجهیزات کمک‌شنوایی و پروتزهای کاشت حلزون با بحران‌های اقتصادی و نوسانات ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قیمت سمعک‌های استاندارد، باطری‌ها و هزینه‌های تعمیر و تعویض قطعات به شکلی سرسام‌آور افزایش یافته است. پوشش‌های بیمه‌ای ارائه‌شده پاسخگوی بخش ناچیزی از این هزینه‌هاست؛ موضوعی که خانواده‌های کم‌درآمد را ناچار به محروم کردن فرزندانشان از تجهیزات نوین شنوایی کرده و مانع از سیر طبیعی توانبخشی و گفتاردرمانی آنان می‌شود.

    تحصیل و اشتغال؛ چرخه بسته‌ای از انزوا

    مادر یک نوجوان ناشنوا می گوید؛ زیرساخت‌های آموزشی کشور آن طور که باید  متناسب با نیازهای این جامعه بازطراحی نشده‌اند. کمبود مدارس استثنایی مجهز، کمبود معلمین و اساتید مسلط به زبان اشاره، و نبود کتاب‌های چندرسانه‌ای مناسب‌سازی‌شده، ترک تحصیل یا افت کیفیت آموزشی را برای دانش‌آموزان و دانشجویان ناشنوا رقم می‌زند.

    به گفته کارشناسان پیامد مستقیم این خلأ آموزشی، خود را در بازار کار نشان می‌دهد. ”  با وجود قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و ماده مربوط به سهمیه سه درصدی استخدام، اکثریت قاطع جوانان ناشنوا به دلیل موانع ارتباطی و پیش‌داوری‌های غلط کارفرمایان از دسترسی به فرصت‌های شغلی پایدار محروم هستند. بخش عمده‌ای از آنان به مشاغل کاذب، کارگاه‌های غیررسمی با دستمزدهای ناعادلانه یا بیکاری مزمن تن داده‌اند.”

    شهری که برای «ناشنیدن» ساخته نشده است

    مناسب‌سازی شهری فقط به معنای نصب رمپ برای معلولان حرکتی نیست؛ زیرساخت‌های شهری ایران هنوز فاقد علائم هشداردهنده بصری و استانداردهای دیداری برای ناشنوایان است. در مترو، ایستگاه‌های قطار، پایانه‌ها، بانک‌ها و فرودگاه‌ها، اکثر اعلان‌ها و اخطارها همچنان ماهیت صوتی دارند. این نقصِ زیرساختی نه‌تنها قدرت استقلال فردی را از ناشنوا سلب می‌کند، بلکه در مواقع اضطراری مانند حوادث غیرمترقبه، ایمنی جانی آنان را مستقیماً تهدید می‌نماید.

    مطالبه اصلی: عبور از نگاه ترحم‌آمیز به وظیفه قانونی

    فعالان حوزه توانبخشی و انجمن‌های حامی ناشنوایان تأکید می‌کنند که نیاز این قشر «ترحم» یا برنامه‌های نمادین سالانه نیست، بلکه اجرای بی‌کم‌وکاست «قانون حمایت از حقوق معلولان» است. به رسمیت شناختن زبان اشاره فارسی در اسناد اداری، تربیت و استقرار مترجم در مراکز دولتی و دادگاه‌ها، ارائه بسته‌های حمایتی پایدار برای تأمین سمعک و تجهیزات، و تجهیز فضاهای عمومی به سیستم‌های بصری هوشمند، حداقل گام‌هایی است که مدیریت شهری و دولت باید برای شکستن حصار سکوت و بازگرداندن این شهروندان به زیست شایسته اجتماعی بردارند.

    نویسنده: آزاده سلیمان نژاد
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *