×
×
آخرین اخبار

نگاهی به نمایشگاه متفاوتی که در گالری اکنون اصفهان برپا بود
خانه؛ جایی که بازی پایان نمی‌یابد

  • کد نوشته: 43923
  • 30 آذر 1404 - 01:17 ب.ظ
  • ۰
  • خانه، در این نمایشگاه، نه چهار دیوار آشناست و نه خاطره‌ای آرام از زیستن. خانه، صحنه‌ای است معلق؛ جایی میان آنچه وانمود می‌کنیم هست و آنچه هرگز جرأت نام‌بردنش را نداریم.
    خانه؛ جایی که بازی پایان نمی‌یابد
  • خانه، در این نمایشگاه، نه چهار دیوار آشناست و نه خاطره‌ای آرام از زیستن. خانه، صحنه‌ای است معلق؛ جایی میان آنچه وانمود می‌کنیم هست و آنچه هرگز جرأت نام‌بردنش را نداریم. اینجا خانه آغازِ زندگی نیست، بلکه لحظه‌ای‌ست که رؤیاهای جمعی فرو می‌ریزند و واقعیت، بی‌دعوت، وارد قاب می‌شود. آن‌گونه که متن نمایشگاه نجوا می‌کند، خانه جایی‌ست که آرمان‌ها کنار می‌روند؛ اما آنچه باقی می‌ماند، نه زندگی، که مواجهه‌ای ناگزیر با خویشتن است.

    به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری سپاهان خبر در تصاویر، سکوت سنگینی بر فضا نشسته است. خانواده‌ای در کنار هم، اما نه با هم. بدن‌ها آرام‌اند، اما روان‌ها در وضعیت هشدار. همه‌چیز بیش از حد تمیز، بیش از حد متقارن و بیش از حد کنترل‌شده به نظر می‌رسد؛ و درست در همین «بیش‌ازحد»، شکاف آغاز می‌شود. دستی از بیرون قاب، چاقویی در دست دارد. دستی بی‌چهره، بی‌صدا، اما قاطع. این دست، نه صرفاً تهدیدی فیزیکی، بلکه حضور واقعیتی‌ست که سال‌ها به تعویق افتاده است؛ واقعیتی که خانه تاب تحملش را ندارد.

    نمایشگاه نقاشی در گالری اکنون اصفهان

    انعکاس پیکره‌ها در سطح زیرین تصویر، خانواده را دوپاره می‌کند: آنچه هستند و آنچه می‌پندارند هستند. این بازتاب، تصویری لرزان از «من» است؛ منی که هرگز کامل نمی‌شود و همواره در آینه‌ای شکسته به خود می‌نگرد. کودک، در میانه‌ی این صحنه، نه فریاد می‌زند و نه می‌گریزد. او تماشاگر است. تماشاگر بحرانی که هنوز نامی برایش ندارد. سکوت او، سکوت نسلی‌ست که زودتر از آنکه بفهمد، شاهد فروپاشی می‌شود.

    در نقاشی‌ها خشونت جای خود را به بازی می‌دهد. اما بازی، در این جهان، بی‌خطر نیست. برج چوبی که آرام‌آرام ساخته شده، بیش از آنکه اسباب سرگرمی باشد، تمثیلی از تعادل شکننده‌ی خانواده است. هر قطعه که بیرون کشیده می‌شود، یادآور تصمیمی‌ست که می‌تواند همه‌چیز را فرو بریزد. دست میانی، همان دستی‌ست که تعادل را به خطر می‌اندازد، اما هرگز مسئولیت سقوط را به عهده نمی‌گیرد. این دست، می‌تواند هر کسی باشد: پدر، مادر، جامعه، یا حتی خودِ ما.
    نگاه‌ها باز هم به هم نمی‌رسند. هر کدام در جزیره‌ی درونی خود ایستاده‌اند. عروسکی که بی‌جان بر میز افتاده، یادگار کودکی‌ست که دیگر موضوع بازی نیست؛ کودکی که کنار گذاشته شده، همان‌طور که حقیقت کنار گذاشته می‌شود. بازی ادامه دارد، اما معنا تهی شده است. آنچه باقی می‌ماند، تکرار است؛ تکراری بی‌پایان، بی‌آنکه کسی بداند چرا هنوز در حال بازی‌کردن است.

    نمایشگاه نقاشی خانه در گالری اکنون اصفهان

    متن نمایشگاه، با لحنی اندوهگین، از آخرین بار جمع‌کردن اسباب‌بازی‌ها سخن می‌گوید؛ از لحظه‌ای که گمان می‌کنیم بازی تمام شده، اما در حقیقت، فقط شکل آن عوض شده است. بازی، از اتاق کودک، به ذهن بزرگسال نقل مکان کرده است. ما دیگر با مکعب و عروسک بازی نمی‌کنیم؛ با نقش‌ها، انکارها و سکوت‌ها بازی می‌کنیم. خانه، میدان همین بازی‌ست؛ جایی که همه می‌دانند چیزی نادرست است، اما توافق نانوشته‌ای برای ندیدن آن وجود دارد.

    در این آثار، خانواده نه مأمن، که ساختاری‌ست برای پنهان‌کردن اضطراب. هر عضو، نقشی را ایفا می‌کند تا کل فرو نریزد. اینجا عشق، نه در آغوش، که در فاصله معنا می‌شود. فاصله‌ای که امن‌تر از مواجهه است. خانه، به جای آنکه مکانی برای آرام‌گرفتن باشد، تبدیل به صحنه‌ای می‌شود برای تمرین بقا؛ بقایی که بهایش، چشم‌پوشی از حقیقت است.

    این نمایشگاه، روایتی‌ست از روانی که در خانه شکل گرفته و در بازی تداوم یافته است. روایتی بی‌ادعا، بی‌قضاوت و بی‌فریاد. آثار، چیزی را توضیح نمی‌دهند؛ آن‌ها وضعیت را پیش چشم ما می‌گذارند و عقب می‌ایستند. تماشاگر، ناگزیر، خود را در این صحنه بازمی‌یابد. شاید به همین دلیل است که ترک‌کردن این خانه دشوار است. زیرا خروج از بازی، به معنای مواجهه با چیزی‌ست که سال‌ها به تعویق افتاده: خودِ واقعی، بی‌نقاب، بی‌نقش، و بی‌پناه.

    نویسنده: آریانا معتمدیان دهکردی
    برچسب ها

    بیشتر بخوانید

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *