حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران با جنگ سال ۲۰۰۳ علیه عراق مقایسه شده است. مانند همیشه، اشتراکات قابل توجه و تفاوتهای عمده ای وجود دارد. در سال ۲۰۰۳، بریتانیا تحت رهبری تونی بلر بود که شریک کوچک در یک ماجراجویی نظامی نسنجیده که فاقد حمایت منطقه ای و بین المللی بود. این لندن بود که از رئیس جمهور آمریکا که انگیزه هایش برای بسیاری غیرقابل اعتماد بود، حمایت کرد. بسیاری استدلال خواهند کرد که مانند عراق در سال ۲۰۰۳، حمله به ایران در سال ۲۰۲۶ در مورد گسترش سلاح های کشتار جمعی نیست، به ویژه اینکه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد که برنامه هسته ای ایران با حملات ژوئن گذشته از بین رفته است.
این بار کییراستارمر، نخست وزیر انگلیس نه تنها از این حمله انصراف داده، بلکه ظاهراً درخواست استفاده از پایگاههای نظامی انگلیس توسط ایالات متحده آمریکا را رد کرده است. استارمر اخیرا تأیید کرد که بریتانیا هیچ نقشی در این حملات نداشته است. برای بریتانیا، این وضعیت کمتر شبیه عراق در سال ۲۰۰۳ و بیشتر شبیه ویتنام در دهه ۱۹۶۰ است، زمانی که هارولد ویلسون، نخست وزیر وقت از همراهی با رئیس جمهور آمریکا لیندون جانسون در جنگ خودداری کرد. ویلسون و جانسون مسلماً یکی از بدترین روابط بین رهبران این دو متحد بزرگ در دوران پس از جنگ جهانی دوم را داشتند.
بسیاری ممکن است فکر کنند که سابقه استارمر در تعامل گرم با ترامپ به این معنی است که او کاملاً از اقدام آمریکا حمایت می کند. در طی تاریخ نخست وزیران از به خطر انداختن آنچه که به عنوان حیاتی ترین رابطه اقتصادی، نظامی و امنیتی کشور توصیف شده است، هراس داشته اند. فقط بلر نبود که اینگونه رفتار کرد.
پس دلیل تردید انگلیس از همراهی با امریکا در حمله علیه ایران چیست؟ دلایل بسیارند، از جمله اینکه بسیاری افراد در بدنه تصمیم گیری انگلیس با رهبران خاورمیانه در این ترس سهیم هستند که این یک درگیری غیرضروری و پرخطر است. استارمر به وضوح یک نتیجه دیپلماتیک مذاکره شده را ترجیح می داد و بیانیه ی مشترکی با فرانسه و آلمان صادر کرد و خواستار از سرگیری مذاکرات شد.
علاوه بر این بسیاری از کشورها حمله علیه ایران را یک اقدام تجاوزکارانه می دانند، نه چیزی که مبتنی بر ضرورت دفع یک تهدید فوری باشد. ایران قصد انجام چه کاری را داشت که آنقدر نگرانکننده بود که منجر به جنگ شود؟ در زمان حمله مذاکره کنندگان ایرانی در حال انجام مذاکرات مفصلی بودند. همانطور که وزیر امور خارجه عمان در مصاحبه ای در آستانه حملات ایالات متحده توضیح داد، این مذاکرات پیشرفت قابل توجهی داشته است. این بدان معناست که بسیاری این جنگ را غیرقانونی می دانند. استارمر، وکیل سابق حقوق بشر، آشکارا با جنگ علیه عراق در سال ۲۰۰۳ مخالفت کرد زیرا استفاده از زور توسط سازمان ملل مجاز نبود. بسیاری ممکن است فکر کرده باشند که سابقه استارمر در تعامل با ترامپ به این معنی است که او قطعاً از این اقدام حمایت خواهد کرد.
از زمان حمله به ونزوئلا در ژانویه و تهدیدهای ترامپ برای الحاق گرینلند، استارمر از تعامل نزدیک خود با ترامپ کاسته است. بریتانیا به هیئت صلح نپیوست. استارمر همچنین منتقد تعرفه های ترامپ بود و از اظهارات او در مورد دخالت ناتوی غیرآمریکایی در افغانستان خشمگین بود.
باید گفت متحدان اروپایی آمریکا از مشارکت قابل توجه در استراتژی ایران دولت ترامپ محروم شده اند. در گذشته، سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) در مذاکرات هسته ای مشارکت داشتند. ترامپ این سه کشور را کنار گذاشت و امور را به روش خود اداره نمود. بنابراین اگر قدرتهای نظامی اروپایی در هرگونه عملیات تهاجمی درگیر می شدند، آیا تا حدی از مشارکت یا نفوذ برخوردار بودند؟ این امر بسیار بعید خواهد بود.
در این حمله انگلیس باید در کنار نیروهای اسرائیلی شرکت می کرد، که هنوز در غزه نسلکشی می کنند و عملاً کرانه باختری را الحاق می کنند. نخست وزیر اسرائیل به اتهام جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت تحت تعقیب دادگاه بین المللی کیفری است. تعداد کمی در اسرائیل به او اعتماد دارند، حتی کسانی که در جناح راست سیاسی هستند، چه رسد به رهبران.
در نهایت استارمر کاملاً آگاه خواهد بود که مردم بریتانیا از جنگ علیه ایران حمایت نخواهند کرد. نظرسنجی های ژوئن گذشته اشتیاق کمی برای پیوستن به حملات نشان دادند. از طرف دیگر، حتی در ایالات متحده، یک نظرسنجی که هفته گذشته منتشر شد نشان داد که تنها ۲۷ درصد از مردم آمریکا از حمله به ایران حمایت می کنند.
استارمر همچنین می داند که نمایندگان حزب کارگر او به احتمال زیاد با دخالت بریتانیا مخالف خواهند بود، بنابراین او هیچ رأیی در مجلس عوام در مورد یک طرح طرفدار جنگ به دست نخواهد آورد. او در موقعیت سیاسی قوی بلر در سال ۲۰۰۳ قرار ندارد. او به تازگی انتخابات میان دوره ای در منچستر را به حزب سبز باخته است و به نظر می رسد که حزب کارگر در انتخابات محلی ماه مه تحقیر خواهد شد. بنابراین جنگ با ایران برای او بسیار خطرناک است.








دیدگاهتان را بنویسید