اوکراین باید واقعبینانه شرایط خود را ارزیابی کند و بپذیرد که ادامه جنگ، بدون چشمانداز روشن برای دستیابی به اهداف اعلامشده، لزوماً به سود این کشور نیست.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر روسیه یک قدرت بزرگ نظامی و راهبردی است که از ظرفیتهای گسترده دفاعی، منابع عظیم انرژی و عمق جغرافیایی قابلتوجه برخوردار است. تصور اینکه بتوان با تداوم فشار نظامی، تحریمهای اقتصادی و حمایت تسلیحاتی غرب، این کشور را وادار به نادیده گرفتن منافع حیاتی و نگرانیهای امنیتی خود کرد، محاسبهای واقعبینانه نیست.
نگرانی روسیه درباره گسترش ناتو به نزدیکی مرزهایش، بخشی از معادلات امنیتی اروپا است و باید در هر توافق پایداری مورد توجه قرار گیرد. نادیده گرفتن این نگرانیها و انتظار عقبنشینی یکجانبه مسکو، نهتنها تضمینی برای پایان جنگ نیست، بلکه میتواند زمینه تداوم بحران را فراهم کند. البته دستیابی به راهحل پایدار مستلزم توافقی متوازن و توجه به امنیت همه طرفهاست.
در این میان، سیاست اروپا نیز با پرسشهای جدی روبهروست. کشورهای اروپایی از یک سو بر ضرورت پایان جنگ تأکید میکنند و از سوی دیگر، حمایتهای نظامی و مالی خود از اوکراین را گسترش میدهند. این سیاست ممکن است از نگاه حامیان آن، ابزاری برای تقویت موقعیت کییف در مذاکرات باشد؛ اما اگر با دیپلماسی مؤثر و آمادگی برای توافق همراه نشود، خطر تبدیل شدن جنگ به یک منازعه فرسایشی را افزایش میدهد.
نکته مهمتر، منافع راهبردی و اقتصادی اروپا در این معادله است.
جنگ باعث افزایش هزینههای دفاعی کشورهای اروپایی، گسترش سفارشهای تسلیحاتی و تقویت صنایع نظامی این قاره شده است. بر اساس دادههای SIPRI، واردات تسلیحات کشورهای اروپایی در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بیش از سه برابر دوره پنجساله پیش از آن بوده است. این روند برای بخشی از صنایع دفاعی اروپا فرصت اقتصادی ایجاد میکند و همزمان به دولتهای اروپایی امکان میدهد توان نظامی خود را افزایش دهند.
البته این منافع بهتنهایی اثبات نمیکند که اروپا با هدف کسب سود، عمداً جنگ را ادامه میدهد؛ اما نشان میدهد که جنگ، در کنار هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی، برای برخی بخشهای صنعتی و امنیتی اروپا نیز فرصتهایی ایجاد کرده است. همین واقعیت ضرورت بررسی دقیقتر انگیزهها و پیامدهای سیاستهای اروپایی را افزایش میدهد.
اوکراین باید به این واقعیت توجه کند که وابستگی طولانیمدت به کمکهای خارجی، تضمینی برای پیروزی نظامی یا تحقق همه اهداف سیاسی این کشور نیست. منافع کشورهای حامی نیز الزاماً با منافع بلندمدت اوکراین یکسان نیست. آنچه برای برخی دولتهای اروپایی در چارچوب تضعیف قدرت نظامی روسیه یا تقویت صنایع دفاعیشان قابل تعریف است، ممکن است برای مردم اوکراین به معنای ادامه جنگ، تخریب زیرساختها و افزایش تلفات باشد.
از سوی دیگر، روسیه نیز قدرتی نیست که بتوان امنیت و منافع راهبردی آن را نادیده گرفت. پایان پایدار این جنگ مستلزم آن است که نگرانیهای امنیتی مسکو در کنار استقلال و امنیت اوکراین مورد توجه قرار گیرد و توافقی شکل بگیرد که از تبدیل اروپا به صحنه تقابل دائمی میان روسیه و ناتو جلوگیری کند.
اوکراین باید میان ادامه جنگ فرسایشی و پذیرش یک راهحل سیاسی واقعبینانه تصمیم بگیرد؛ اروپا نیز باید روشن کند که اولویت آن پایان دادن به جنگ است یا تداوم سیاست تقابل با روسیه. اگر هدف واقعاً برقراری امنیت و ثبات در اروپاست، زمان آن رسیده که حمایت نظامی با ابتکار دیپلماتیک جدی همراه شود و منافع و نگرانیهای امنیتی همه طرفها در مذاکرات مورد توجه قرار گیرد.
ادامه جنگ بهخودیخود تضمینکننده پیروزی اوکراین نیست؛ همانطور که افزایش فشار نظامی و اقتصادی نیز لزوماً روسیه را از پیگیری منافع راهبردی خود منصرف نخواهد کرد. راه خروج از این بحران، پذیرش واقعیتهای قدرت، پرهیز از محاسبات غیرواقعبینانه و حرکت به سوی توافقی است که از تکرار این جنگ جلوگیری کند.









دیدگاهتان را بنویسید