به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر در روزها و ساعات اخیر، بسیاری از رسانه ها و تحلیلگران جهان به ویژه در جهان غرب، از احتمال زیاد وقوع یک جنگ فراگیر در اروپا میان روسیه و ناتو صحبت می کنند. بر پایه گزارش های رسمی، کشورهای مختلف اروپایی نظیر فنلاند، سوئد، لیتوانی، آلمان، انگلیس، فرانسه و بلاروس، اعلام آمادهباش نظامی کرده اند و حتی در انگلیس، دولت این کشور از مردم خواسته تا آب و کنسرو ذخیره داشته باشند. در جبهه مقابل، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه نیز در موضع گیری با اشاره به تحرکات کشورهای اروپایی به این موضوع اشاره کرده که اروپاییها علنا از نزدیک بودن یک جنگ بزرگ با روسیه سخن میگویند. مساله ای که به شدت تحریکآمیز است.
با این حال، در شکلگیری فضای خاص کنونی، دست کم دو مولفه محوری ایفای نقش داشته اند که شناخت آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. اول اینکه قدرت های اروپایی و تشکیلات ناتو در طی ماه های اخیر، در پوشش جنگ اوکراین، حملات گسترده ای را به پالایشگاه ها و مراکز انرژی روسیه انجام داده و می دهند. آن ها از این طریق به دنبال تضعیف تدریجی روسیه و ضربه زدن به اقتصاد این کشور هستند.
اقدامی که به زعم آن هم قدرت نظامی روسیه را تضعیف می کند و هم موجی از نارضایتی را در روسیه تحریک می کند و موقعیت نخبگان سیاسی این کشور و به طور خاص ولادیمیر پوتین را با بحران مواجه می سازد. از این رو، روسیه که این سطح از خصومتورزی را علیه خود شاهد است، توسعه دامنه نبرد را به مثابه یک اقدام تقابلی موثر علیه ناتو و جهان غرب ارزیابی می کند که در نوع خود می تواند توازن لازم را به نفع روسیه ایجاد کند. در حقیقت، تحلیل کرملین این است که وقتی غربی ها در خصومتورزی علیه روسیه حد و مرز نمی شناسند، چرا روسیه کاری نکند که آن ها هم بهای اقدامات خود را بپردازند و از سایه، خارج و علنا، هزینه بپردازند.
موضوعی که می تواند در تغییر رویکرد غربیها نسبت به روسیه بسیار مهم باشد. نکته دوم اینکه تحلیل جهان غرب این است که نفوذ و قدرت جهانی آن در حال افول است. موضوعی که به تضعیف نظم جهانی مطلوب غربی ها و هژمونی آن ها در قالب این نظم ختم می شود. حال این دسته از بازیگران، سعی دارند با اقداماتی نظیر تنشزایی علیه روسیه، ایران و چین، به زعم خود مانع از قدرتگیری فزاینده قطبِ قدرتهای نوظهور جهان شوند. بازیگرانی که مهمترین عوامل تضعیف نظم کنونی جهان و البته مدعیان تعریفِ یک نظم جدید در قالب معادلات بینالمللی هستند.
از این رو، اقدامات تنشزا و خطرناک غرب در خصومتورزی علیه روسیه و تحریک آغاز جنگی بزرگ در اروپا، تا حد زیادی تحت تاثیر معادلات کلان نظام بینالملل و هراس غربی ها از تضعیف موقعیت خود در عرصه جهانی نیز است. آنچه واضح است روند تحولات به نفع غربیها نیست که اگر بود، آنها تا جای ممکن از حرکت به سمت سناریوهای ریسکی و خطرناک اجتناب میکردند.




دیدگاهتان را بنویسید