فیلترینگ اینترنت حتی پیش از اتفاقات اخیر هم بهخوبی نشان داد که سیاستی ناکارآمد و پرهزینه است. نتیجه عملی این سیاست آن بود که تقریباً همه، حتی کودکان، ناچار شدند روی تلفنهای همراه خود فیلترشکن نصب کنند؛ موضوعی که خود نوعی آلودگی و آسیب اجتماعی بههمراه داشت.
به گزارش پایگاه خبری سپاهان خبر; از سوی دیگر، فیلترینگ باعث شکلگیری یک بازار سیاه گسترده برای فروش فیلترشکن شد و گردش مالی قابلتوجهی را خارج از کنترل رسمی ایجاد کرد. این وضعیت در شرایط سخت اقتصادی، هزینه مضاعفی به خانوارها تحمیل کرد؛ چرا که مردم ناچار بودند هم هزینه فیلترشکن و هم هزینه ترافیک اینترنت را پرداخت کنند.
پس از اتفاقات اخیر، قطعی کامل و سراسری اینترنت رخ داد؛ قطعیای که انتظار میرفت موقتی باشد و در کوتاهمدت برطرف شود، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. تداوم این وضعیت، مشکلات جدی برای کسبوکارها، بهویژه شرکتهای دانشبنیان، ایجاد کرد. این شرکتها برای ادامه فعالیت خود به دسترسی مستمر به اطلاعات بهروز و اینترنت پایدار نیاز دارند و قطعی اینترنت عملاً آنها را با اختلال جدی مواجه کرده است.
در این شرایط، شرکتهای فعال در حوزه نرمافزار، فناوری اطلاعات و شبکه ــ که سهم قابلتوجهی از اقتصاد کشور را تشکیل میدهند ــ عملاً از انجام فعالیتهای خود بازمیمانند. کارفرما مجبور است بدون هیچ بازدهی، حقوق و هزینهها را پرداخت کند و در عین حال قادر به پاسخگویی مناسب به مشتریان خود نیست. این موضوع باعث سردرگمی مشتریان و افزایش هزینههای بیفایده برای شرکتها میشود.
ادامه این وضعیت برای بسیاری از شرکتها حیاتی و نگرانکننده است و ممکن است آنها را ناچار به تعدیل نیرو کند؛ اتفاقی که مستقیماً به افزایش آمار بیکاری منجر خواهد شد. از سوی دیگر، برخی شرکتها برای حل مشکل دسترسی به اینترنت، ممکن است به اقدامات خلاف قانون روی بیاورند؛ از جمله خرید و پیکربندی فیلترشکنها یا حتی تهیه تجهیزات اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک. در نتیجه، عدم حل ریشهای این مسأله میتواند به گسترش اقدامات غیرقانونی، شکلگیری بازار سیاه تجهیزات اینترنت ماهوارهای و ایجاد بسترهای جدید و پرمخاطره برای استفاده عمومی از فیلترشکنها منجر شود.
در عین حال، باید تأکید کنم که اصلِ سیاست فیلترینگ لزوماً اشتباه نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نحوه اجرا و دامنه آن است. زمانی که فیلترینگ صرفاً به سایتهای غیراخلاقی، مستهجن یا توهینآمیز محدود بود، این اقدام از نظر اجتماعی قابل قبول بهنظر میرسید و اغلب مردم هم نیازی به استفاده از فیلترشکن نداشتند و میتوانستند بهراحتی از خدمات و شبکههای اجتماعی استفاده کنند. اما وقتی فیلترینگ بهصورت گسترده و فراگیر اعمال شد، مردم برای انجام سادهترین امور روزمره خود ناچار به استفاده از فیلترشکن شدند. اینجاست که فیلترینگِ فراگیر، افراد را برای تأمین نیازهای واقعیشان به سمت رفتارهای خلاف قانون سوق میدهد.
موضوع مهم دیگر، تحریمهاست. بسیاری از سرویسهای بینالمللی، از جمله خدمات مرتبط با هوش مصنوعی، از سوی شرکتهای خارجی برای کاربران ایرانی مسدود شدهاند. پیش از این، بسیاری از شرکتها برای دور زدن تحریمها از ابزارهای ضد فیلتر استفاده میکردند؛ مسئلهای که خود یکی دیگر از آسیبهایی است که عملاً از کنترل دولت خارج شده است. با این حال، باید گفت سطح فعلی فیلترینگ بههیچوجه قابل قبول و قابل توجیه نیست.
قطعی و محدودیت اینترنت پیامد بسیار خطرناک دیگری هم دارد و آن، افزایش بیکاری در میان جوانان نخبه و تشدید انگیزه آنها برای مهاجرت است. حتی پیش از قطعی کامل اینترنت نیز، یکی از قویترین عوامل مهاجرت جوانان، مشکلات مرتبط با اینترنت و فیلترینگ بود. فیلترینگ همچنان یکی از عوامل اصلی مهاجرت نخبگان کشور است و ادامه این وضعیت خسارت جبرانناپذیری به سرمایه انسانی کشور وارد میکند. این روند، کشور را از نیروهای توانمند و اصطلاحاً «ژن خوب» محروم میسازد و نوعی تخلیه ژنتیکی را رقم میزند که آثار منفی آن برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند.
در مجموع، معتقدم فیلترینگ بهشکل کنونی تصمیمی نادرست است که خسارات گستردهای به همراه دارد. اگر هدف تصمیمگیران مقابله با جاسوسی یا تهدیدهای امنیتی است، باید توجه داشته باشند که عوامل حرفهای در این حوزه به امکانات پیشرفته مجهز هستند و حتی در شرایط قطعی اینترنت هم فعالیت خود را ادامه میدهند.
فیلترینگ اینترنت مانعی برای آنها ایجاد نمیکند؛ بلکه در عمل، محدودیتها متوجه کسبوکارهای قانونی و شهروندانی میشود که دسترسی به اینترنت، حق مسلم آنهاست. به بیان دیگر، با این سیاست، بهجای مقابله با تهدیدها، کسانی را تنبیه میکنیم که در چارچوب قانون فعالیت میکنند.











دیدگاهتان را بنویسید