در ادبیات و واقعیتهای نظام بینالملل، یک اصل بنیادین و تغییرناپذیر وجود دارد: «بهترین و کارآمدترین راه پیشگیری از جنگ و مهار بحرانهای نظامی، ایجاد توانمندی متناسب، بالابردن قدرت دفاعی و نشان دادن واکنش متقابل و قاطعانه است.» قدرتهای زورگو و متجاوز مانند آمریکا هیچگاه در برابر حسننیت یا ادبیات دیپلماتیک محض متوقف نمیشوند؛ آنچه محاسبات حریف را برهم میزند، صرفاً «هزینه سنگین هرگونه اقدام نظامی» و «یقین از دریافت پاسخ قاطع» است.
تحولات اخیر و مواجهه با ماجراجوییها و تهدیدات و حملات نظامی آمریکا علیه ایران، نمونهای روشن از اثبات این اصل است. ایران با تکیه بر استراتژی دائمی عدم عقبنشینی و ایستادگی محکم، موازنه را به نفع خود تغییر داد. زمانی که دشمن با تصور دستِ برتر و محاسبه غلط، موازنه را به سمت فشار و درگیری پیش برد، این «توسعه توانمندیهای بومی دفاعی»، «آمادگی رزمی» و «پاسخهای متقابل و پشیمانکننده» بود که معادله قدرت را بازتعریف کرد.
ارتقای توان موشکی، توسعه پهپادی، هوشمندی پدافندی و آمادگی کامل نیروهای مسلح باعث شد:
- قواعد بازی به نفع ایران تغییر کند: ابتکار عمل از دست طرف مقابل خارج شد و میدان، منطبق بر استراتژی بازدارندگی و اقتدار ایران تنظیم گردید.
- آمریکا در بنبست راهبردی قرار گیرد: محاسبه هزینه-فایده برای واشنگتن کاملاً نامتعادل شد؛ نه امکان پیشبرد اهداف از طریق جنگ سخت وجود دارد و نه راه خروجی بدون پذیرش هزینههای سنگین سیاسی و منطقهای.
و در جمع بندی آنچه ذکر شد می توان گفت:
تجربه تاریخی صراحتاً نشان میدهد که صلح و امنیت پایدار از طریق اعتماد به وعدهها یا انفعال به دست نمیآید. تنها راه مهار جنگ و ایجاد بازدارندگی واقعی، تقویت روزافزون مؤلفههای قدرت ملی، ایستادگی و آمادگی برای پاسخ متقابل است؛ الگویی که امروز اقتدار ایران را تضمین و دشمن را در محاسباتش زمینگیر کرده است.





دیدگاهتان را بنویسید