برخی تحلیلگران بر این باورند که اگر ایالات متحده از ورود به تقابل نظامی مستقیم با ایران پرهیز میکرد، میتوانست «ابهت ساختاری» خود را برای دورهای طولانیتر در معادلات جهانی حفظ کند. تکیهگاه اصلی اقتدار جهانی آمریکا، بر پایه استراتژی «نیروی دریایی هالیوودی» و تسلط بر پهنههای آبی از طریق ناوهای هواپیمابر بنا شده بود؛ ابزاری که برای دههها، ترکیبی از ترس و احترام را در میان قدرتهای بزرگ همچون روسیه و چین برانگیخته بود. این قدرت کلاسیک، بر پایه نمایشِ برتریِ تجهیزاتی و تواناییِ اعزام نیرو به هر نقطه از جهان استوار بود.
به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر اما وقایع اخیر، پارادایم نظامی قرن بیست و یکم را به شکلی بیبازگشت تغییر داد. جهان شاهد بود که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته پهپادی، موشکهای دقیق و راهبردی، و فراتر از آن، از استراتژی «جنگ نامتقارن»، میتوان اقتدار نظامی کلاسیک را نه تنها به چالش کشید، بلکه آن را دچار فلجِ عملکردی کرد. ایالات متحده پس از این تقابل، دیگر آن قدرتِ بیچالش و بیدغدغهی پیشین را نخواهد داشت؛ چرا که برتریِ تکنولوژیکِ سنتی، در برابر دقتِ محاسباتی و ارادهی پولادین، کارایی خود را از دست داده است.
در این میان، شکاف میان «قدرتِ نمایشی» و «قدرتِ عملیاتی» به وضوح نمایان شد. دوران سلطه بر آسمانها و اقیانوسها، که در آن ناوهای آمریکایی بدون دغدغه و با امنیتِ تضمینشده در هر نقطه از جهان پهلو میگرفتند، به سر آمده است. واقعیتِ نوین نشان میدهد که حتی پیشرفتهترین ناوشکنها و سیستمهای اسکورت، در برابر تهدیداتِ ارزانقیمت اما بسیار دقیقِ پهپادی و موشکی، آسیبپذیریِ ساختاری دارند. این عدم توانایی در تأمین امنیتِ حتی ابتداییترین مسیرهای تجاری، نشاندهنده پایانِ عصرِ «امنیتِ مطلقِ دریایی» برای ایالات متحده است.
علاوه بر ابعاد نظامی، این تقابل پیامدهای روانشناختی و ژئوپلیتیک عمیقی نیز بر جامعه جهانی بر جای گذاشته است. شکستِ تصورات سنتی آمریکا، راه را برای بازآفرینی نظم امنیتی جهانی هموار کرده است. اکنون، کشورهای مستقل و نیمهمستقل با مشاهدهی محدودیتهای قدرت کلاسیک، به سوی تقویت توانمندیهای نامتقارن خود حرکت خواهند کرد. این روند، منجر به گذار از مدلهای نظامیِ هزینهبر و سنگین به سمت مدلهای هوشمند، ارزان و با دقت بالا خواهد رفت.
در نهایت، میتوان گفت که جهان در حال گذار از «نظم تکقطبیِ مبتنی بر قدرتِ خشن» به سوی «نظم چندقطبیِ مبتنی بر توازنِ هوشمند» است. این تجربه، الهامبخشِ موجی از قدرتهای نوظهور خواهد بود تا به جای رقابت در ابعادِ کلاسیک و پرهزینه، بر توسعهی دانشِ دفاعی و استراتژیهای غیرمتعارف تمرکز کنند. در واقع، امروز نه تنها ابهتِ نظامی آمریکا، بلکه «اعتبارِ تهدید» او نیز زیر سؤال رفته است و این، آغازِ عصری جدید در تاریخ روابط بینالملل است.




دیدگاهتان را بنویسید