به گزارش سرویس اقتصاد پایگاه خبری سپاهان خبر ؛ از همان نخستین لحظات پس از انسداد تنگه هرمز توسط ایران و تاکید کشورمان بر اینکه رژیم حقوقی و رفت و آمد تنگه به قبل از تجاوز اخیر آمریکا و اسراییل به ایران باز نخواهد گشت، شاهد طرح تحلیل و تفسیرهای مختلف در مورد این اقدام ایران و ابعاد و تبعات آن به ویژه برای اقتصاد جهانی بوده ایم. البته که در این رابطه دیدگاه های متنوعی نیز مطرح شده و تقریبا تمامی این دیدگاه ها یک واقعیت را فریاد می زنند و آن هم این است که اقتصاد جهانی به شدت از تحولات آب های جنوبی ایران متأثر شده است.
با این همه، یک نکته از دید بسیاری پنهان مانده یا حداقل کمتر به آن پرداخته شده و آن هم این است که بازارهای جهانی اگرچه از تحولات تنگه هرمز متأثر شده اند، اما هنوز با نگرشی واقعی به این تحولات نمی نگرند. به بیان ساده تر، بازارهای جهانی این چشم انداز را دارند که وضعیت در آینده ای نه چندان دور درست خواهد شد و بار دیگر دنیا شاهد عرضه طبیعی نفت و عبور و مرور از تنگه هرمز خواهد بود. حال بیایید روی دیگر ماجرا را ببینیم. اگر در کوتاه مدت چنین نشد و روند تنش و درگیری ها میان ایران و آمریکا ادامه پیدا کرد تکلیف چیست؟
اگر فضای خوش بینی نسبت به آینده از بازارهای جهانی گرفته شد چه خواهد شد؟ پاسخ اغلب تحلیلگران اقتصاد بین الملل به این سوال روشن و یکسان است و آن هم این نکته می باشد که باید شاهد ریزش دسته جمعی بازارها و اقتصاد جهانی باشیم. چه بازارهای سهام، چه زنجیره های تدارکاتی و چه نرخ تورم و رکود در کشورهای مختلف دنیا به ویژه در جهان غرب اوج می گیرد و تعمیق می شود. حال در این وضعیت، به خوبی می توان فهمید که چرا دولت آمریکا امکان فرسایشی کردن جنگ علیه ایران را ندارد و اکنون ابتکار عمل و زمان به نفع ایران کار می کند.
عجیب نیست که می بینیم بسیاری از نشریات غربی اذعان می کنند که ترامپ از جنگ با ایران خسته شده و فقط می خواهد به یک دستاورد ظاهری برسد و میدان را ترک کند. آنچه واضح است، پس از جنگ جاری دست های ایران بسیار پر خواهد بود و البته که کشورمان اهرم های مهمی را برای نقد کردن بدهی دشمنان به ملت ایران خواهد داشت.
بگذریم که جدای از مسأله عبور و مرور کشتی ها از تنگه هرمز، عبور کابل های فیبر نوری از آب های جنوبی ایران که آن ها نیز روزانه میلیاردها دلار تراکنش های مالی و زیرساخت های تجاری را تسهیل می کنند، اکنون در کنترل کشورمان هستند و خود از تحکیم بیش از پیش موقعیت ایران در حوزه معادلات مطرح در اقتصاد جهانی حکایت دارند. از این رو، ایران هوشمندانه در حال بازی با کارت های قدرت جدید خود است و همین مسأله دشمن را به هراس انداخته است.
جابجایی موقعیت ایران از یک کشور تحت تحریم به کشوری که قدرت تحریم کردن دیگران را پیدا می کند، به هیچ عنوان سناریوی مطلوب دشمنان و رقبای ایران نیست. با این حال، واقعیت این است که ایران برای رسیدن به این موقعیت اراده ای قاطع دارد و تاکنون هم بهای زیادی را پرداخت کرده است. درست به همین دلیل است که عقب نشینی در وضعیت کنونی اساسا روی میز ایران نیست و آنچه در آینده پیش خواهد آمد، با توجه به روندهای جاری، برای کشورمان بسیار روشن و مفید است.




دیدگاهتان را بنویسید