به گزارش خبرنگار بین الملل سپاهان خبر؛ دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا به تازگی شاهد یک شکست قابل توجه جدید در رابطه با ایران بوده است. در این راستا، او که اخیرا مدعی بود در قالب طرح اعلامی «پروژه آزادی» می خواهد کشتی های گرفتار در خلیج فارس و تنگه هرمز را با تکیه بر قدرت نیروی دریایی آمریکا از این منطقه خارج کند، در کمتر از ۴۸ ساعت مجبور به عقب نشینی شد و عملا شکست طرحش را پذیرفت.
موضوعی که با بازتاب های گسترده ای همراه شده و به یک آبروریزی تازه برای رییس جمهور آمریکا تبدیل شده است. در این راستا به نظر می رسد در مورد پشت پرده این شکست و دلایل شکست زودرس طرح ترامپ باید ۳ مسأله را مدنظر داشت.
اول اینکه ترامپ می خواست با زور، دستورکار و طرح خود را به ایران دیکته کند. با این حال، واکنش قاطع ایران در هدف قرار دادن چند کشتی تجاری و ناوچه نظامی متخلف و در عین حال اصابت چند پرتابه به بندر الفجیره امارات نشان داد که ایران با طرف آمریکایی شوخی ندارد و حاضر نیست از حقوق و منافع ملی خود به راحتی بگذرد. اینطور نیست که طرف آمریکایی به خاک ایران تجاوز کند و بتواند از تبعات آن به راحتی فرار کند. از این رو، قاطعیت ایران در میدان سبب شد تا ترامپ تداوم تنش زایی علیه ایران را در راستای منافع خود نبیند.
نکته دوم اینکه ترامپ به شدت مایل بود تا با شانتاژهای تبلیغاتی، پای دیگر کشورها را نیز به ماجراجویی علیه ایران باز کند. وی حتی ملتمسانه از دیگران می خواست تا وارد میدان شوند و کل بار را روی دوش آمریکا نیندازند. با این حال، هیچ کشوری حتی از میان متحدان آمریکا نیز راضی نشد با این کشور همراهی کند و آمریکا بار دیگر در ماجراجویی های خود یکه و تنها باقی ماند. حال در این وضعیت، اینکه ترامپ عقب نشینی کند کاملا طبیعی است. نکته مهم این است که هیچ کشوری این درک و ارزیابی را ندارد که آمریکا بتواند حریف ایران شود و کنترل تنگه هرمز را از ایران بگیرد. این معادله خود از قوی بودن بنیان های قدرت ایران حکایت دارد و یک دستاورد مهم برای کشورمان است.
و در نهایت نکته سوم اینکه ترامپ خیلی زود فهمید که اگر بخواهد بر دستورکار مد نظر خود در قالب پروژه ادعایی آزادی تاکید کند، باید بهایی گزاف را بپردازد. این در حالی است که وی به هیچ عنوان مایل به تحقق این سناریو نیست. او در جریان جنگ رمضان خوب فهمیده که می تواند یک ماجراجویی علیه کشورمان را آغاز کند اما اینطور نیست که بتواند آن را برای مدتی نامعلوم ادامه دهد. در حقیقت ایران بازیگری قوی است و می تواند از منافع خود دفاع و هر مهاجمی به خاکش را مجازات کند. از این زاویه نیز اگر بنگریم، ادراک ترامپ این بود که طرح وی خیلی زود می تواند منجر به انفجار مجدد درگیری ها و خارج شدن شرایط از کنترل شود و درست به همین دلیل بهتر است وی عجله نکند و از طریقی دیگر به مسأله ایران رسیدگی کند. مجموع این مسائل یک واقعیت را فریاد می زنند و آن هم این است که ترامپ در معادله ایران با راه حل ها و سناریوهای وخیمی رو به رو است. او نمی تواند هرکاری که می خواهد را بدون توجه به تبعاتش انجام دهد. این مسأله خود اثبات می کند که ایران یک قدرت قابل اعتنا در جهان است که باید به آن احترام گذاشت. موضوعی که گویی سایر کشورهای جهان هم به آن رسیده اند و درست به همین دلیل است که به هیچ وجه حاضر نیستند ریسک تقابل با ایران و همراهی با آمریکا و اسراییل علیه این کشور را بپذیرند. معادله ای که خود از تغییری مهم در هندسه قدرت جهانی حکایت دارد.








دیدگاهتان را بنویسید