در حالی که تشدید تنشها در خاورمیانه و تهدید اختلال در تنگه هرمز، امنیت مسیرهای سنتی تجارت دریایی را با چالش مواجه کرده است، چهار کشور ترکیه، عربستان سعودی، اردن و سوریه با شتابی بیسابقه به دنبال احیای یک کریدور اقتصادی جایگزین از طریق شبکه ریلی هستند. پروژهای که فراتر از یک مسیر ترانزیتی صرف، به نمادی از همسویی سیاسی عمیق و تلاش برای بازتعریف ژئوپلیتیک منطقه در برابر تغییرات ساختاری کنونی تبدیل شده است.
تنشهای فزاینده در خاورمیانه، کشورهای منطقه را نه تنها به سمت همسویی سیاسی نزدیکتر برای کاهش تنشها، بلکه به سمت همکاری عمیقتر برای تأمین منافع اقتصادی خود سوق میدهد. بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک تغییر ساختاری تلقی میشود – تغییری که تلاشها برای توسعه کریدورهای اقتصادی جایگزین که در برابر چنین اختلالاتی کمتر آسیبپذیر هستند را تسریع میکند.
پس از توافق این ماه بین ترکیه، اردن و سوریه برای توسعه یک کریدور اقتصادی از طریق سیستم راهآهن، عربستان سعودی از برنامههایی برای اتصال این سیستم به شبکه راهآهن ملی خود خبر داد. «صالح الجاسر»، وزیر حمل و نقل عربستان سعودی، هفته گذشته اظهار داشت که انتظار میرود مطالعات مربوط به راهآهنی که پادشاهی را از طریق اردن و سوریه به ترکیه متصل میکند، تا پایان امسال به پایان برسد. وی تأکید کرد که هماهنگی نزدیکی بین کشورهای درگیر در این پروژه وجود داشته است.
به گفته وی، این راهآهن ادغام منطقهای را افزایش میدهد، از تجارت حمایت میکند و یک سیستم حمل و نقل زمینی پایدار بین کشورهای منطقه ایجاد میکند. اظهارات وزیر سعودی پس از اظهارات همتای ترک او مبنی بر اینکه آنکارا در حال برنامهریزی برای ایجاد یک کریدور حمل و نقل گستردهتر از جنوب اروپا تا خلیج فارس به عنوان بخشی از تلاشها برای احیای راهآهن تاریخی حجاز است، مطرح شد.
شبکه راهآهن ملی عربستان سعودی در حال حاضر تا مرز اردن در گذرگاه الحدیثه امتداد دارد و آن را به یک نقطه کانونی استراتژیک برای اتصال منطقهای تبدیل میکند. آنکارا قصد دارد مرحله اول را با ارتقاء خط ترکیه-سوریه-اردن تکمیل کند و این را به ستون فقرات پروژه پیشنهادی تبدیل کند. مرحله دوم شامل امتداد به سمت جنوب است که در نهایت به شبکه ریلی عربستان سعودی متصل شده و به ریاض میرسد. باید گفت این پروژه بیش از یک کریدور اقتصادی بوده و درواقع همسویی استراتژیک بین چهار کشور است که در بحبوحه اختلالات شبکههای دریایی و زمینی سنتی، مسیرهای تجاری جایگزین را پیمایش میکنند. بنابراین، زمانبندی آن با توجه به تحولات تنگه هرمز، قابل توجه است. اگرچه ایده این پروژه مدتها به تعویق افتاده بود، اما جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و تأثیر آن بر منطقه، پیشرفت را تسریع کرده است. سقوط حکومت اسد در سوریه، انگیزه اصلی برای احیای برنامههای اتصال خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر سوریه و ترکیه بود.
این چهار کشور قصد دارند خود را به عنوان مراکز ترانزیت مرکزی قرار دهند و از بیثباتی جهانی برای هدایت تجارت از طریق قلمرو خود بهره ببرند. سوریه نقش محوری در این طرح ایفا میکند و به عنوان حلقه اتصال جغرافیایی بین ترکیه و اردن عمل میکند.
اول و مهمتر از همه، پروژه راهآهن با هدف تقویت اتصال منطقهای انجام میشود. با این حال، این پروژه همچنین منعکس کننده یک همسویی گستردهتر در سیاست خارجی است و به عنوان ابزاری برای قدرت نرم عمل میکند که مردم کشورهای درگیر را به هم متصل میکند. علاوه بر وضعیت تنگه هرمز، به نظر نمیرسد پروژه جاده توسعه عراق – که توسط ترکیه، قطر و امارات متحده عربی حمایت میشود – مسیر فوریای را ارائه دهد که بتواند اختلالات ناشی از جنگ را کاهش دهد. عدم قطعیت در مورد حکومت در عراق، حضور گروههای همسو با ایران که محدودیت ساختاری ایجاد میکنند و ثبات سیاسی عراق، سوالاتی را در مورد قابلیت اجرای این پروژه مطرح میکند. در نتیجه، کشورهای منطقه در حال دنبال کردن یک استراتژی کریدور دوگانه هستند و گزینههای خود را برای اتصال خلیج فارس به اروپا متنوع میکنند.
به طور کلی، ایجاد یک کریدور اقتصادی یک استراتژی جامع با هدف کاهش خطرات سیاسی و امنیتی در طول مسیر است. موفقیت کریدور اقتصادی شمال-جنوب به ثبات منطقهای و همچنین به همسویی سیاسی بلندمدت بستگی دارد. رژیم اسرائیل در اینجا نقش فیل را در اتاق بازی میکند. در حالی که منافع ترکیه، عربستان سعودی، اردن و سوریه به طور فزایندهای با هم تلاقی میکند، رژیم صهیونیستی دیدگاه خود را در مورد مسیرهایی شامل جادهها و خطوط لوله که خلیج فارس را به حیفا متصل میکند، دارد. این امر آن را به یک عامل بالقوه مخرب در این کریدور تبدیل میکند.گ
ثانیاً، چنین پروژهای نیاز به همکاری عمیقتر بین کشورهای درگیر دارد. آنها باید یک کمیته همکاری مشترک برای توسعه بلندمدت کریدور، با واحدهای اختصاصی در هر کشور، ایجاد کنند. برای اطمینان از اینکه این پروژه رشد اقتصادی فراگیر را به همراه دارد، سیاستگذاران این کشورها نیز به توافقنامههای تجارت آزاد گستردهتری نیاز دارند.
سوم، این پروژه نیازمند سرمایهگذاری در بازسازی و زیرساختها در سوریه خواهد بود، زیرا ثبات در آنجا عنصر اساسی برای این کریدور است. سوریه نه تنها به عنوان مرکزی برای حمل و نقل ریلی و جادهای، بلکه برای خطوط لولهای که خلیج فارس را به اروپا متصل میکنند نیز در نظر گرفته میشود. طبق گزارشها، واشنگتن طرحی برای تبدیل سوریه به یک کریدور انرژی کلیدی دارد.
با این حال، سوریه هنوز در مراحل اولیه بهبودی خود از جنگ داخلی است و با مشکلاتی در زیرساختها و ثبات مواجه است. مانند عراق، شرایط امنیتی و حاکمیتی برای حفظ پروژههایی مانند این کریدور اقتصادی ضروری است. بنابراین، ترکیه و عربستان سعودی به عنوان قدرتهای متوسط باید از دمشق و همچنین اردن حمایت کنند. در حالی که به نظر میرسد ریاض شریک استراتژیک اردن است، آنکارا میتواند نقش مشابهی را برای سوریه بر عهده بگیرد.
کریدور اقتصادی پیشنهادی شمال-جنوب فقط مربوط به حمل و نقل، تجارت یا اتصال نیست. این کریدور نشان دهنده یک همسویی سیاسی، ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی و ادغام منطقهای است. رسیدن به درک مشترک در مورد یک پروژه منطقهای آسان نیست و حفظ تلاش لازم برای تحقق آن حتی چالش برانگیزتر است. شرایط فعلی ایجاد شده توسط جنگ علیه ایران، چارهای جز دنبال کردن کریدور اقتصادی ترکیه-خلیج فارس باقی نمیگذارد.








دیدگاهتان را بنویسید