×
×
آخرین اخبار

چرا فشار نظامی آمریکا بر ایران کارساز نیست؟

  • کد نوشته: 51034
  • 14 اردیبهشت 1405 - 07:30 ب.ظ
  • ۱ دیدگاه
  • سخت‌تر شدن موضع مذاکره ایران، نشان دهنده منافع وجودی تهران در این درگیری است.
    چرا فشار نظامی آمریکا بر ایران کارساز نیست؟
  • پس از تصمیم «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا جهت لغو سفر فرستادگانش به اسلام آباد در ۲۵ آوریل و شکست آشکار مذاکرات آمریکا و ایران در پاکستان، واضح است که پس از نزدیک به نه هفته جنگ، نیروی نظامی نتوانسته موضع چانه‌زنی جمهوری اسلامی را تغییر دهد. در این زمینه، خطر بازگشت کامل نهایی به جنگ، در کنار تشدید آسیب‌های غیرنظامیان و درد اقتصادی که معرف این درگیری است، حتی در بحبوحه شایعات مداوم در مورد مذاکرات آینده، همچنان بالاست. در نهایت، واشنگتن باید از هرگونه بازگشت به درگیری نظامی مستقیم با ایران – صرف نظر از نتیجه مذاکرات – اجتناب کند.

    به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری سپاهان خبر در ابتدا، مذاکرات غیرمستقیم که در ۱۱ آوریل آغاز شد و تقریباً ۲۱ ساعت به طول انجامید، تلاشی با حسن نیت برای پایان دادن به جنگ بود. هر دو طرف اثرات منفی این جنگ را درک می‌کنند. برای واشنگتن، این هزینه‌ها شامل افزایش شدید قیمت‌ها در بازارهای انرژی می‌شود که تورم را بدتر خواهد کرد، زیرا دولت ترامپ در آستانه انتخابات کنگره با رویکردی تند از سوی رأی‌دهندگان آمریکایی روبرو است. ایران به دنبال پایان دادن به جنگ با شرایط مطلوب است تا از دور دیگری از جنگ و تخریب بیشتر منافع اقتصادی و امنیتی کشور جلوگیری کند.

    این مؤلفه برای ایران، همراه با چالش‌های پیش روی ایالات متحده، مسیر درگیری را برای ترامپ نگران‌کننده می‌کند. با توجه به اینکه وی پیش از این یک کمپین بمباران گسترده انجام داده و پس از لفاظی‌های گزاف خود در مورد نابودی تمدن ایران، گزینه‌های وی احتمالاً تشدید درگیری شامل عملیات زمینی یا گسترش کمپین بمباران است.

    اما اکنون تصمیم وی برای محاصره بنادر ایران درست پس از شکست مذاکرات در اسلام آباد، نشان دهنده یک راه میانه در این روند است. این اقدام همچنین نشان دهنده این شناخت است که هرگونه عملیات زمینی از این دست، نیروهای آمریکایی بیشتری را در معرض خطر قرار می‌دهد.
    بدتر از همه، چنین عملیاتی باعث فقیر کردن همه ایرانیان شده و جنایت جنگی است که شبح آن قبلاً با تهدیدهای ترامپ برای از بین بردن زیرساخت‌های انرژی ایران مطرح شده بود. به همین دلیل است که ترامپ در ۲۱ آوریل به جای از سرگیری حملات، تصمیم به تمدید نامحدود آتش‌بس با ایران گرفت. وی می‌داند که تعمیق یک جنگ نامحبوب درست قبل از انتخابات میان دوره‌ای در میان آمار وحشتناک نظرسنجی‌ها، جایگاه داخلی وی را بدتر می‌کند.

    با این حال، محاصره هنوز هم یک اقدام جنگی محسوب می‌شود. اگرچه این موضوع قطعاً برای جمهوری اسلامی دردناک است، اما نمی‌تواند تنگه هرمز را بازگشایی کند، چه برسد به اینکه به طور کامل مانع از ارسال نفت توسط ناوگان سایه ایران به رقبای ایالات متحده مانند چین شود. در حالی که مفسران تندرو ارزیابی می‌کنند که تهران در نهایت بازی با واشنگتن را خواهد باخت، واقعیت بسیار پیچیده‌تر است – به ویژه از آنجا که هر دو طرف و جامعه بین‌المللی گسترده‌تر از تأثیرات اقتصادی منفی یک درگیری ظاهراً «مسدود» رنج می‌برند.

    در این زمینه مقامات دولت ترامپ، که روی تضعیف عزم ایران حساب می‌کنند، نفس خود را برای نتیجه‌ای بعید حبس کرده‌اند. از زمان آغاز جنگ، ایران با تشدید کنترل خود بر این گلوگاه لجستیکی حیاتی برای محصولات انرژی و سایر کالاهای ضروری مانند کود، اهرم فشار به دست آورده است. برای حفظ این کنترل نیازی به استفاده از تاکتیک‌های سنتی ندارد – بلکه صرفاً باید حملات و تهدید آنها را برای «بستن» مؤثر تنگه حفظ کند.

    در حالی که کسانی که نسبت به جنگ با ایران هشدار می‌دادند، احتمال وقوع این سناریو را درک می‌کردند، دولت ترامپ از این تحول ابراز شوک واقعی کرده است. به نظر می‌رسد واشنگتن معتقد است که افزایش فشار می‌تواند ایران را در مورد مسئله تنگه هرمز تسلیم کند و سایر کشورها باید به ایالات متحده در حل این مشکل که خود در ایجاد آن نقش داشته است، کمک کنند. تمایل مداوم ترامپ برای وادار کردن سایر کشورها به پرداختن به این موضوع، حتی از طریق یک ائتلاف جدید، نشان دهنده اعتماد محدود دولت به این فرض در وهله اول است.

    اتکای مداوم به نیروی قهری، که قبلاً در دستیابی به نتیجه مورد نظر در جنگ شکست خورده است، به معنای واگذاری کنترل درگیری به سایر بازیگران است. بدتر از آن، نشان دهنده تمایل به مجبور کردن سایر بازیگران برای حل مشکلاتی است که خود ایالات متحده ایجاد کرده است. این سیاست خوبی نیست؛ این یک هیاهو است و به جایگاه جهانی واشنگتن آسیب می‌رساند.

    باید گفت این طرز فکر دلیل شکست مذاکرات در اسلام آباد است و احتمالاً بدون تغییر اساسی در تفکر کاخ سفید، دوباره شکست خواهد خورد. ایران می‌داند که اهرم خود را افزایش داده و در نتیجه تصمیم گرفته است که مواضع مذاکره خود را سخت‌تر کند. آنچه بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، درست قبل از شروع جنگ گفت – اینکه تهران حاضر است در آن دور از مذاکرات در مسقط، امتیازات عمده‌ای در مورد برنامه هسته‌ای خود بدهد – دیگر موضع جمهوری اسلامی نیست.

    این وضعیت، جدیدترین زخم خودساخته در پرونده ایران را نشان می‌دهد، درست مانند سال ۲۰۱۸ که ترامپ از یک توافق هسته‌ای کارآمد و مؤثر با جمهوری اسلامی خارج شد و در نهایت ایران را به گسترش ظرفیت‌ها و ذخایر هسته‌ای خود سوق داد. همین تحول به تنهایی باید گویای شکست‌های آنچه که به یک باتلاق دیگر در خاورمیانه برای ایالات متحده تبدیل شده است، باشد – باتلاقی که باید در آینده به هر قیمتی از آن اجتناب کند.

    نویسنده: فاطمه محمدپور

    بیشتر بخوانید

    یک پاسخ به “چرا فشار نظامی آمریکا بر ایران کارساز نیست؟”

    1. محمد گفت:

      بنظر من برخی دیدگاه های امریکا و ایران بهم نزدیک هستند. امریکا گفته ایران هرگز نباید سلاح هسته ای داشته باشد( دلیل اصلی حمایت از رژیم صهیونی). از طرفی داشتن سلاح کشتار جمعی،با موازین اسلامی مغایرت دارد.پس میتوان در این یک مورد به تفاهم رسید.البته داشتن سلاحی تاکتیکی که بتواند یک پایگاه را کاملا نابوت کند، چه هسته ای و چه غیره، نه تنها مغایرتی با موازین اسلامی ندارد، بلکه برای ایران از منافع تنگه هرمز واجب تر است، وایران مانند شهرهای موشکی باید چنین سلاحی را بهر شکل ممکن داشته باشد.چراکه در دنیای امروزی، رژیم صهیونی افسار گسیخته هرجنایتی را در هر زمان ، که اراده کند با استفاده از تکنولوژی بروز شده، با پشتوانه امریکا انجام می دهد، و هیچ قانونی در دنیا جلودارش نیست.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *